جمعه، 24 مهر 1405

ایونا گزارش می دهد؛

آمریکا راه‌های زمینی ایران را هم نشانه گرفت؛ ترکیه و پاکستان پای کار می‌آیند؟

4 روز قبل
بازدید: 101
کد خبر: 000540371
0
آمریکا راه‌های زمینی ایران را هم نشانه گرفت؛ ترکیه و پاکستان پای کار می‌آیند؟

آمریکا برای بستن راه‌های تجارت ایران به چه چیزی نیاز دارد؟

به گزارش خبرنگار سیاسی ایونا، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در گفت‌وگو با نیوزمکس در چارچوب سیاستی که آن را «انزوای مطلق» ایران توصیف کرد، گفت: واشنگتن با ترکیه و پاکستان برای قطع مسیرهای زمینی ایران همکاری می‌کند. این اظهارات، در صورت تبدیل‌شدن به اقدامات اجرایی، می‌تواند دامنه فشار اقتصادی آمریکا را از مسیرهای دریایی و شبکه‌های مالی به گذرگاه‌های زمینی گسترش دهد.

ترکیه و پاکستان در موقعیتی قرار گرفته‌اند که تصمیم‌های تجاری و مرزی آن‌ها می‌تواند بر اثربخشی فشار واشنگتن اثر بگذارد؛ اما بستن چند گذرگاه با متوقف‌کردن تجارت یک کشور تفاوت دارد.

صف کامیون‌ها در مرز ترکیه؛ نشانه‌ای از محدودیت ظرفیت زمینی

گزارش آسوشیتدپرس از گذرگاه گوربولاک در مرز ترکیه و ایران، تصویری ملموس از دشواری انتقال تجارت به مسیرهای زمینی ارائه می‌دهد. این خبرگزاری در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶ گزارش داد که شمار کامیون‌های حاضر در این گذرگاه، بنا بر گفته امیر روشن‌بخش قنبری، معاون یک نهاد دولتی مرتبط با توسعه تجارت ایران، از حدود ۲۰۰ دستگاه به ۱۲۰۰ دستگاه افزایش یافته بود. رانندگان نیز از صف‌های طولانی و تأخیر در عبور محموله‌ها خبر داده بودند.

این وضعیت نشان می‌دهد حتی بدون بسته‌شدن مرزها، افزایش ناگهانی تقاضا برای حمل‌ونقل زمینی می‌تواند به گلوگاه تجاری تبدیل شود. بنابراین، اگر محدودیت‌های تازه‌ای در گذرگاه‌ها اعمال شود، مسئله فقط مسدودشدن مسیرها نخواهد بود؛ ظرفیت پذیرش کامیون‌ها، سرعت ترخیص محموله‌ها و هزینه انتقال کالا نیز می‌تواند بر تجارت ایران اثر بگذارد.

در همین راستا، گزارش روزنامه همشهری درباره تلاش آمریکا برای محدودکردن مسیرهای زمینی ایران، سوالی فراتر از امکان مسدودکردن چند گذرگاه مرزی ایجاد می‌کند: واشنگتن تا چه اندازه می‌تواند کشورهای همسایه را به اجرای سیاستی وادار کند که هزینه‌های اقتصادی آن فقط متوجه ایران نخواهد بود؟

تحریم‌های مالی و نفتی را می‌توان از طریق محدودکردن دسترسی به دلار، تهدید شرکت‌های خارجی و هدف‌گرفتن شبکه‌های حمل‌ونقل اجرا کرد؛ اما کنترل تجارت زمینی به جغرافیای سیاسی پیچیده‌تری وابسته است. کالاها از مرزهایی عبور می‌کنند که در اختیار دولت‌های مستقل قرار دارند و هرکدام از این دولت‌ها، علاوه بر روابط خود با آمریکا، منافع اقتصادی و امنیتی مستقلی نیز دارند.

به همین دلیل، حتی اگر واشنگتن بتواند فشار بر شرکت‌های حمل‌ونقل، بانک‌ها و واسطه‌های تجاری را افزایش دهد، تبدیل این فشار به یک محاصره زمینی فراگیر به همکاری عملی کشورهای همسایه نیاز دارد. چنین همکاری‌ را نمی‌توان صرفاً از مواضع سیاسی یا روابط دیپلماتیک آن‌ها نتیجه گرفت.

در این میان، باید میان اعلام یک هدف سیاسی و اجرای موفق آن تفاوت گذاشت. تا زمانی که جزئیات رسمی، توافق‌های اجرایی و اقدامات مشخص در گذرگاه‌ها روشن نشده باشد، نمی‌توان از قطع‌شدن مسیرهای زمینی ایران به‌عنوان یک واقعیت تحقق‌یافته سخن گفت.

ترکیه و پاکستان؛ دو همسایه با محاسبات متفاوت

ترکیه به‌دلیل موقعیت جغرافیایی خود، یکی از مسیرهای مهم ارتباط تجاری ایران با اروپا و بخشی از بازارهای غربی است. هرگونه محدودیت در مرزهای دو کشور می‌تواند بر انتقال کالا، هزینه ترانزیت و دسترسی ایران به برخی اقلام وارداتی اثر بگذارد. بااین‌حال، اهمیت این مسیر به معنای آن نیست که آنکارا بدون محاسبه پیامدهای اقتصادی و منطقه‌ای، هر سیاست پیشنهادی واشنگتن را اجرا خواهد کرد.

پاکستان نیز وضعیتی متفاوت دارد. این کشور هم با ایران مرز زمینی دارد و هم از مسیر بنادر خود می‌تواند در انتقال محموله‌های متعلق به ایران نقش ایفا کند. چنین موقعیتی، اسلام‌آباد را به یکی از بازیگران مهم در معادله تجارت زمینی ایران تبدیل می‌کند؛ اما تصمیم این کشور درباره ترانزیت کالا تابع منافع اقتصادی، مناسبات امنیتی و روابط آن با دیگر قدرت‌های منطقه‌ای خواهد بود.

اهمیت این دو کشور فقط به موقعیت جغرافیایی آن‌ها محدود نمی‌شود. اگر فشار آمریکا باعث شود شرکت‌ها و رانندگان حمل‌ونقل از همکاری با ایران خودداری کنند، حتی بازماندن رسمی مرزها نیز الزاماً به معنای تداوم عادی تجارت نخواهد بود. برعکس، اگر دولت‌های همسایه امکان عبور کالا را حفظ کنند، اجرای یک محاصره زمینی کامل دشوارتر می‌شود.

بنابراین، نقطه تعیین‌کننده در این پرونده نه صرفاً بسته‌شدن یک مرز، بلکه میزان همراهی دولت‌ها و فعالان اقتصادی با سیاست تحریمی آمریکاست.

چرا مسیرهای جایگزین نمی‌توانند جای دریا را بگیرند؟

ایران با عراق، ترکیه، پاکستان، افغانستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و ارمنستان مرز زمینی دارد و از طریق شبکه‌های ریلی و جاده‌ای، دریای خزر و کریدورهای منطقه‌ای نیز به بازارهای مختلف متصل می‌شود. این تنوع جغرافیایی امکان انتقال بخشی از تجارت به مسیرهای جایگزین را فراهم می‌کند؛ اما ظرفیت همه این مسیرها یکسان نیست.

گزارش دویچه‌وله در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ درباره جابه‌جایی تجارت ایران به مسیرهای شمالی و زمینی تأکید می‌کند که این راه‌ها می‌توانند بخشی از نیازهای تجاری کشور را پوشش دهند، اما جایگزین کاملی برای تجارت دریایی نیستند.

دلیل این محدودیت روشن است. حمل دریایی برای انتقال محموله‌های حجیم، از جمله مواد اولیه صنعتی و کالاهای اساسی، ظرفیت بالایی دارد.

انتقال همان حجم کالا از طریق کامیون و راه‌آهن به ناوگان، زیرساخت مرزی، انبار، تجهیزات تخلیه و بارگیری و هماهنگی گمرکی بیشتری نیاز دارد. افزایش تقاضا برای مسیرهای زمینی نیز می‌تواند به ازدحام مرزها، طولانی‌شدن زمان تحویل و افزایش هزینه تمام‌شده کالا منجر شود.

گزارش فایننشال‌تایمز در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز از افزایش استفاده ایران از مسیرهای زمینی در شرایط اختلال تجارت دریایی و در عین حال، از مشکلات زیرساختی و تأخیرهای گمرکی خبر داده است.

این شواهد نشان می‌دهد که بازماندن مرزها لزوماً مانع از واردشدن فشار اقتصادی نمی‌شود. حتی بدون توقف کامل تجارت، افزایش هزینه حمل‌ونقل، دشوارترشدن تسویه مالی و طولانی‌شدن روند واردات می‌تواند فشار مضاعفی بر واردکنندگان، تولیدکنندگان و در نهایت مصرف‌کنندگان وارد کند.

محاصره زمینی؛ فشار بر اقتصاد یا تغییر مسیر تجارت؟

اثر احتمالی محدودیت‌های زمینی را باید در دو سطح بررسی کرد. در سطح نخست، موضوع دسترسی به کالاهای ضروری، مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز تولید مطرح است. در سطح دوم، مسئله درآمدهای ارزی و توانایی شرکت‌های ایرانی برای حفظ مبادلات با شرکای خارجی قرار دارد.

تغییر مسیر واردات به‌تنهایی مشکل دسترسی به ارز، انتقال پول یا همکاری شرکت‌های خارجی را حل نمی‌کند. اگر یک کالا از مسیر جدیدی وارد شود، اما تأمین‌کننده آن از ترس تحریم‌های ثانویه حاضر به فروش نباشد یا پرداخت وجه آن با مانع مواجه شود، مزیت مسیر جایگزین محدود خواهد ماند.

از سوی دیگر، فشار بر مسیرهای زمینی ممکن است بخشی از تجارت را به کشورهای دیگر و مسیرهای طولانی‌تر منتقل کند. این تغییر می‌تواند هزینه‌ها را افزایش دهد، اما لزوماً به معنای توقف همه مبادلات نیست.

میزان موفقیت سیاست محدودسازی به این بستگی دارد که آیا آمریکا می‌تواند هم‌زمان بر حمل‌ونقل، پرداخت‌های مالی و همکاری دولت‌های واسطه اثر بگذارد یا خیر؟

در این شرایط، سنجش نتیجه سیاست آمریکا صرفاً با شمار گذرگاه‌های بسته‌شده کافی نیست. حجم تجارت عبوری، زمان ترخیص کالا، هزینه حمل‌ونقل، میزان واردات کالاهای ضروری و توان شرکت‌ها برای تسویه پرداخت‌های خارجی، شاخص‌های دقیق‌تری برای ارزیابی اثر واقعی این فشار خواهند بود.

مهم همکاری همسایگان است

موقعیت جغرافیایی ایران امکان استفاده از چندین مسیر تجاری را فراهم می‌کند؛ اما این مزیت به‌خودی‌خود تضمین‌کننده مصونیت اقتصاد کشور در برابر تحریم نیست. همان‌طور که تعدد مرزها اجرای یک محاصره کامل را پیچیده می‌کند، محدودیت ظرفیت حمل‌ونقل و وابستگی به تصمیم کشورهای همسایه نیز مانع از آن می‌شود که مسیرهای زمینی به‌عنوان جایگزینی کامل برای تجارت دریایی در نظر گرفته شوند.

در نتیجه؛ اگر آمریکا به‌دنبال محدودکردن ارتباطات زمینی ایران باشد، میزان همراهی ترکیه، پاکستان، عراق و دیگر کشورهای مسیر، به‌اندازه ابزارهای تحریمی واشنگتن اهمیت خواهد داشت.

در مقابل، تداوم همکاری‌های منطقه‌ای می‌تواند بخشی از تجارت را حفظ کند؛ هرچند این امر هزینه‌ها و دشواری‌های ناشی از محدودیت‌های مالی و حمل‌ونقل را از میان نمی‌برد.

خبرنگار : همتی

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar