جمعه، 24 مهر 1405

در ایونا بررسی شد؛

آیا روسیه می‌تواند هم شریک تهران باشد و هم با واشنگتن معامله کند؟

3 روز قبل
بازدید: 101
کد خبر: 000540668
0
آیا روسیه می‌تواند هم شریک تهران باشد و هم با واشنگتن معامله کند؟

ایران در تماس پوتین و ترامپ/ پیام منتقل شد، پاسخ نامعلوم ماند

به گزارش خبرنگار سیاسی ایونا، دیدار ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان در ترکمنستان، پیش از تماس تلفنی رئیس‌جمهور روسیه با دونالد ترامپ، زمینه تازه‌ای برای بررسی نقش مسکو در تحولات ایران فراهم کرد.

کرملین در ۱۰ اکتبر اعلام کرد پوتین با هماهنگی پزشکیان، دیدگاه ایران درباره راه‌های احتمالی پایان درگیری با آمریکا را به ترامپ منتقل کرده است. با این حال، مقام‌های روس جزئیات این دیدگاه و واکنش رئیس‌جمهور آمریکا را منتشر نکردند. 

این اعلام رسمی دو نتیجه متفاوت دارد. نخست آنکه برخلاف برخی گمانه‌زنی‌ها، نمی‌توان گفت پرونده ایران در تماس پوتین و ترامپ مطرح نشده است؛ کرملین صریحاً از انتقال موضع تهران خبر داده است.

دوم آنکه انتقال پیام با توافق بر سر محتوای آن تفاوت دارد. هیچ‌یک از اطلاعات علنی منتشرشده ثابت نمی‌کند که مسکو و واشنگتن درباره امتیازدهی ایران، آینده برنامه هسته‌ای یا ترتیبات امنیتی منطقه به توافقی پنهانی رسیده‌اند.

در این میان، پیشنهاد روسیه برای انتقال اورانیوم با غنای بالای ایران به خاک این کشور نیز دوباره مطرح شده است. این ایده در گذشته هم به‌عنوان یکی از راه‌های احتمالی حل اختلاف هسته‌ای مورد بحث قرار گرفته بود. طرح دوباره آن در گفت‌وگوی پوتین و ترامپ، به‌خودی‌خود به معنای پذیرش پیشنهاد از سوی تهران یا توافق بر سر اجرای آن نیست.

اهمیت این موضوع در آن است که پرونده ایران ظاهراً در محاسبات دیپلماتیک مسکو و واشنگتن حضور دارد، اما میزان اثرگذاری تهران بر نتیجه این رایزنی‌ها از اطلاعات موجود روشن نیست. وقتی محتوای پیام، پاسخ طرف مقابل و سرنوشت پیشنهادهای مطرح‌شده منتشر نمی‌شود، فضای تحلیل به‌سرعت با فرضیه‌هایی پر می‌شود که برخی از آن‌ها هنوز پشتوانه مستند ندارند.

گازوئیل روسیه، توافق اقتصادی با پیامدهای سیاسی

دونالد ترامپ پس از تماس با پوتین در ۹ اکتبر اعلام کرد روسیه عرضه بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل به بازار آمریکا و جهان را آغاز خواهد کرد و محموله‌های بیشتری نیز در برنامه قرار دارند.

دولت آمریکا برای تسهیل این روند، محدودیت‌های مربوط به واردات گازوئیل روسیه را به‌طور موقت کاهش داد. هدف اعلام‌شده واشنگتن، کمک به افزایش عرضه و مهار فشار قیمت سوخت در شرایطی است که هزینه انرژی به یکی از موضوعات مهم اقتصادی و سیاسی آمریکا تبدیل شده است. 

با این حال، توافق از همان ابتدا با انتقادهایی در آمریکا و اوکراین روبه‌رو شد. منتقدان آمریکایی هشدار داده‌اند که تسهیل فروش سوخت روسیه می‌تواند درآمد مسکو را افزایش دهد و با سیاست فشار اقتصادی بر روسیه در جنگ اوکراین تعارض داشته باشد.

مقام‌های اوکراینی نیز این تصمیم را به سود کرملین ارزیابی کرده‌اند. در مقابل، دولت ترامپ بر ضرورت افزایش عرضه سوخت و کاهش فشار اقتصادی تأکید دارد. 

این اختلاف‌نظر نشان می‌دهد توافق گازوئیلی را نمی‌توان صرفاً یک معامله تجاری معمولی دانست. تصمیم واشنگتن هم‌زمان بر بازار انرژی، سیاست تحریم‌ها، روابط آمریکا و اوکراین و مناسبات کاخ سفید با کرملین اثر می‌گذارد. اما از این واقعیت نیز نمی‌توان نتیجه گرفت که توافق انرژی الزاماً بخشی از معامله‌ای درباره ایران بوده است.

آیا روسیه می‌تواند هم شریک تهران باشد و هم با واشنگتن معامله کند؟

این سوال از یک تناقض ظاهری ناشی می‌شود: ایران و روسیه روابط خود را «مشارکت راهبردی» توصیف می‌کنند، اما مسکو هم‌زمان با آمریکا بر سر موضوعات اقتصادی و سیاسی مذاکره دارد. در واقع، این دو رفتار لزوماً با یکدیگر ناسازگار نیستند. دولت‌ها معمولاً در چندین پرونده به‌طور هم‌زمان مذاکره می‌کنند و همکاری با یک کشور به معنای قطع رابطه با رقبای آن نیست.

مسئله اصلی برای تهران، اصل گفت‌وگوی روسیه با آمریکا نیست؛ مسئله آن است که آیا توافق‌های دوجانبه مسکو و واشنگتن می‌توانند بر منافع ایران اثر بگذارند و اگر چنین شود، تهران تا چه اندازه در تعیین نتیجه نقش دارد.

در تحلیل محمود عباس‌زاده‌مشکینی، نماینده پیشین مجلس و سخنگوی سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، نباید از هر تماس دیپلماتیک روسیه با آمریکا نتیجه گرفت که مسکو در حال معامله علیه ایران است.

او همچنین تأکید کرده است که ایران از روسیه تعهدی مبنی بر قطع ارتباط با سایر کشورها نگرفته است. این دیدگاه بر یک اصل در سیاست خارجی تکیه دارد: همکاری راهبردی به معنای یکسان‌بودن منافع دو کشور در همه پرونده‌ها نیست.

با این حال، نقطه مقابل این استدلال نیز اهمیت دارد. اگر منافع روسیه در یک پرونده با منافع ایران هم‌جهت نباشد، عنوان «شراکت راهبردی» به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که مسکو اولویت را به خواسته تهران بدهد. به همین دلیل، سنجش رابطه ایران و روسیه باید بر اساس تعهدات مشخص، رفتار عملی و نتایج قابل ارزیابی انجام شود، نه صرفاً بر مبنای ادبیات سیاسی دو طرف.

پیمان راهبردی ایران و روسیه چه تضمینی می‌دهد؟

ایران و روسیه در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ پیمان جامع مشارکت راهبردی امضا کردند؛ توافقی که همکاری‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی را دربرمی‌گیرد و در اکتبر همان سال لازم‌الاجرا شد. با این حال، این پیمان یک اتحاد دفاعی متعارف با تعهد خودکار به ورود نظامی در صورت حمله به طرف مقابل نیست. 

ماده سوم پیمان تصریح می‌کند که اگر یکی از طرفین هدف تجاوز قرار گیرد، طرف دیگر نباید به متجاوز کمک نظامی یا غیرنظامی‌ ارائه کند که به ادامه تجاوز یاری برساند؛ همچنین باید برای حل‌وفصل اختلافات بر مبنای منشور سازمان ملل و قواعد قابل اعمال حقوق بین‌الملل همکاری کند. این تعهد با الزام به اعزام نیرو، مشارکت مستقیم در جنگ یا تضمین دفاع نظامی تفاوت دارد. 

این تفاوت در شرایط بحران اهمیت ویژه‌ای دارد. پیمان، چارچوبی برای همکاری و خودداری از کمک به طرف متجاوز ایجاد می‌کند، اما نمی‌توان آن را معادل تضمین دفاعی‌ دانست که در برخی اتحادهای نظامی وجود دارد. بنابراین، انتظار حمایت مستقیم روسیه در هر سناریوی نظامی باید با متن واقعی توافق و رفتار عملی مسکو سنجیده شود.

از همین زاویه، سوال درباره توافق پوتین و ترامپ این است که تهران چه سازوکارهای مشخصی برای حفاظت از منافع خود در اختیار دارد و تا چه اندازه می‌تواند در تصمیم‌های مرتبط با آینده‌اش نقش مستقیم ایفا کند؟

معامله‌ای درباره ایران ثابت نشده

در روزهای پس از اعلام توافق گازوئیلی، بحث درباره احتمال معامله روسیه و آمریکا بر سر ایران شدت گرفت. بخشی از این نگرانی به هم‌زمانی دو رویداد برمی‌گردد: از یک سو، تماس پوتین و ترامپ و توافق انرژی؛ از سوی دیگر، تأیید کرملین درباره انتقال دیدگاه تهران به واشنگتن. این هم‌زمانی سوال برانگیز است.

از سوی دیگر، ترامپ در اظهاراتی که رویترز در ۱۳ اکتبر گزارش کرد، گفت باور ندارد روسیه و چین در حال کمک قابل‌توجه به ایران باشند و مدعی شد این کشورها برای ورود جدی به چنین درگیری‌ منافع زیادی برای از دست دادن دارند. این موضع‌گیری، دیدگاه اعلام‌شده رئیس‌جمهور آمریکا درباره نقش مسکو و پکن است؛ نه مدرک مستقلی برای اثبات یا رد همکاری‌های احتمالی این کشورها با تهران.

در نتیجه، نه ادعای معامله پنهانی درباره ایران را می‌توان بر پایه اطلاعات علنی موجود قطعی دانست و نه می‌توان فرض کرد که مشارکت راهبردی با روسیه، منافع ایران را در همه شرایط تضمین می‌کند.

واقعیت مستند این است که مسکو پیام تهران را به واشنگتن منتقل کرده و هم‌زمان توافقی اقتصادی با دولت ترامپ به دست آورده است. جزئیات کامل مذاکرات و پیامدهای بلندمدت آن‌ها هنوز روشن نیست.

برای تهران، معیار اصلی باید نتیجه باشد: آیا انتقال دیدگاه ایران به تغییر رفتار واشنگتن کمک می‌کند؟ آیا پیشنهادهای مطرح‌شده در مسیر دیپلماسی به توافقی قابل اجرا منجر می‌شود؟ و آیا مسکو در عمل از تعهداتی که در پیمان راهبردی پذیرفته، پیروی می‌کند؟ پاسخ به این سوال ها را نمی‌توان صرفاً از لحن دوستانه تماس پوتین و ترامپ یا حجم محموله‌های گازوئیل استخراج کرد.

پرونده پوتین و ترامپ هنوز سندی علنی از معامله بر سر ایران در اختیار نمی‌گذارد؛ اما یک واقعیت را پررنگ می‌کند: در سیاست خارجی، شراکت راهبردی زمانی معنا پیدا می‌کند که منافع مشترک به تعهدات روشن و نتایج قابل سنجش تبدیل شود. برای ایران، مسئله نه بدگمانی بی‌مدرک به روسیه است و نه اعتماد نامحدود به آن؛ بلکه حفظ قدرت تصمیم‌گیری مستقل و اطمینان از این است که درباره آینده کشور، هیچ رایزنی‌ بدون لحاظ‌کردن منافع تهران به نتیجه نرسد.

خبرنگار : همتی

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar