اظهارات جنجالی مجری صداوسیما دوباره دردسرساز شد
اظهارات تازه محمدرضا شهبازی درباره اینترنت و مهاجرت، موج جدیدی از انتقادها علیه صداوسیما را به راه انداخته است؛ انتقادهایی که همزمان با کاهش مخاطبان رسانه ملی، دوباره بحث عملکرد مدیران این سازمان را داغ کرده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایونا به نقل از اقتصاد 24, در دورهای که دیوار اعتبار رسانه ملی هر روز کوتاهتر از دیروز میشود و آمار مخاطبانش طبق نظرسنجیهای رسمی و غیررسمی به شکلی معناداری سقوط میکند، گویی مأموریت جدیدی برای برخی چهرههای نورسیده تعریف شده است؛ «تکمیل پروژه خالصسازی از طریق اخراج مردم!»
فرمان ایست به مطالبات ملی!
این نخستین بار نیست که از آنتن رسانهای که با بودجه عمومی و از جیب تکتک ایرانیان (با هر گرایش و سلیقهای) اداره میشود، پیام «جمع کنید و بروید» صادر میشود. پیشتر نیز زینب ابوطالبی در همین قاب، به صراحت اعلام کرده بود که ایران متعلق به حزباللهیها و سلحشوران است و هر کس نمیپسندد، برود. اما تفاوت شهبازی با اسلاف خود در این است که او نهتنها یک میهمان گذری، بلکه ویترین جریانی است که با تکیه بر رانتهای سیاسی، صداوسیما را به حیات خلوت خود تبدیل کردهاند.
نسخه مهاجرت به افغانستان و سوریه، تنها یک توهین به شعور مخاطب نیست؛ بلکه نشانه عمیق یک بحران ساختاری است. جریانی که در سالهای اخیر با شعار «تحول»، چهرههای استخوانخردکرده و محبوب را از آنتن حذف کرد، اکنون به مرحلهای رسیده است که حتی مطالبه برای ابتداییترین ابزار زیست مدرن یعنی اینترنت را برنمیتابد و منتقدان را به خروج از مرزها حواله میدهد.
زمان بازنگری در صداوسیما
این اظهارات نه تنها در شبکههای اجتماعی با موجی از خشم و انزجار همراه شد، بلکه صدای دولتمردان سابق و چهرههای میانه را نیز درآورد. محمود واعظی، رئیسدفتر رئیسجمهور در دولت دوازدهم و قائممقام حزب اعتدال و توسعه، در واکنشی تند در شبکه ایکس (توییتر سابق) نوشت: «مخاطب رسانه ملی باید همه ایرانیان باشند. تقلیل جایگاه به تریبون جناح خاص موجب کاهش اعتبار، مخاطب و تقویت رسانههای خارجی میشود. صداوسیما باید آینه تنوع سلایق جامعه باشد و از دوقطبیسازی که موجب تضعیف انسجام ملی میشود، پرهیز کند؛ لذا زمان بازنگری فرا رسیده است.»
هشدار واعظی درباره تقویت رسانههای خارجی، نکتهای است که بارها کارشناسان رسانه بر آن تاکید کردهاند. وقتی رسانه داخلی به جای میزبانی از مطالبات مردم، به آنها توهین میکند، عملاً مخاطب را به سوی ماهوارهها و رسانههای فرامرزی هل میدهد. این یعنی صداوسیما با دست خود، زمین بازی را به رقبا واگذار کرده است.
محمد عطریانفر، فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، نیز با نقدی صریح به عملکرد صداوسیما خواستار روشن شدن تکلیف این رسانه شد. او معتقد است که رفتار فعلی صداوسیما نه تنها باعث شکاف اجتماعی میشود، بلکه با روح قانون اساسی که این سازمان را تحت نظارت قوای سهگانه میداند، در تضاد است. این در حالی است که شورای نظارت بر صداوسیما عملاً به نهادی خنثی تبدیل شده که هیچ قدرتی در برابر حلقههای بسته مدیریتی در جامجم ندارد.
پناه بردن به رانت سیاسی در غیاب رتبه رسانهای
سوالی که افکار عمومی و فعالان رسانهای از مدیریت ارشد صداوسیما میپرسند این است که محمدرضا شهبازی از چه پشتوانه سیاسی و حاشیه امنی برخوردار است که علیرغم هزینهتراشیهای مکرر برای نظام، همچنان با همان «دستفرمان» ادامه میدهد؟
برخی تحلیلگران معتقدند که او و امثال او، نه به خاطر توانمندی حرفهای، بلکه به دلیل مأموریت در «پروژه خالصسازی» مقابل دوربین نشستهاند. گویی رسانه ملی در تسخیر رانتخواران رسانهای قرار گرفته است که هیچ نسبتی با ملی بودن ندارند. صداوسیما مدتهاست که از یک نهاد ملی به یک ارگان جناحی تقلیل یافته و افرادی مانند شهبازی، خروجی رویکرد و منطقی هستند که وفاداری را بر تخصص و ادب ترجیح میدهد.
رسانه ملی یا موتور تولید نفرت؟
در بحبوحهای که ایران با پیچیدهترین تنگناهای اقتصادی و فشارهای خارجی دست و پنجه نرم میکند و بیش از هر زمان دیگری به انسجام و «وحدت ملی» برای عبور از بحرانها نیاز است، تماشای چنین صحنههایی در رسانه رسمی، چیزی جز پاشیدن نمک بر زخم عمیق مردم نیست. این یک تناقض آشکار و گزنده است؛ از یک سو تریبونهای رسمی مدام از لزوم حضور مردم در صحنه و فداکاری برای منافع ملی سخن میگویند و از سوی دیگر، رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، به بخشی از همین مردم با وقاحت تمام میگوید: «اگر ناراضی هستید، بروید افغانستان!»
پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است این دستگاه عریض و طویل تنها به کام یک اقلیت خاص باشد، چرا فاکتور هزینههای گزاف آن از سفره عمومی و جیب تمام ملت پرداخت میشود؟
این نوع ادبیات «اخراجمحور»، تنها یک لغزش زبانی ساده نیست؛ بلکه بازتولید یک تفکر خطرناک و رادیکال است که کشور را ملک طلق خود و همفکرانشان میداند. در این جهانبینی کجومعوج، اکثریت جامعه نه صاحبان حق، بلکه مستأجرانی فرض میشوند که یا باید تابع بیچونوچرای اقلیت باشند و یا بار سفر ببندند.
این منطق که «هر کس مثل ما فکر نمیکند، جایش اینجا نیست»، بزرگترین ضربه به مفهوم وطن و هویت ملی است. تبدیل کردن حق شهروندی به یک امتیاز جناحی، فرآیندی است که در آن رسانه ملی عملاً به موتور تولید نفرت و دوقطبیسازی تبدیل شده و بهجای آنکه چتر حمایت خود را بر سر تمام ایرانیان بگستراند، به ابزاری برای تحقیر و راندن آنها بدل گشته است.

در جستوجوی بقا در حاشیه
واقعیت این است که صداوسیما مدتهاست اعتبار خود را در نزد افکار عمومی از دست داده است. کوچ ستارگان محبوب، حذف برنامههای پرمخاطب مانند «نود» و جایگزینی آنها با برنامههایی که بیشتر به بیانیههای سیاسی شباهت دارند تا جُنگهای تلویزیونی، گویای این مدعاست. اما فاجعه اصلی زمانی رخ میدهد که همین تتمه اعتبار باقی مانده نیز قربانی لجبازیهای سیاسی میشود.
مجریانی مانند شهبازی که گمان میکنند با توهین به مطالبات مردم (مانند اینترنت پرسرعت که نیاز حیاتی کسبوکارهای مدرن است) در حال دفاع از ارزشها هستند، در واقع بزرگترین ضربه را به نظام و کارآمدی آن میزنند. آنها با تقلیل سطح دغدغههای مردم به مسائل پیشپاافتاده و حواله دادن منتقدان به کشورهای جنگزده، عملاً تصویر کشوری به بنبست خورده را مخابره میکنند که در آن هیچ امیدی به بهبود اوضاع نیست.
نیاز رسانه ملی به جراحی فوری
آنچه از برآیند واکنشها برمیآید، یک مطالبه عمومی برای پایان دادن به هرجومرج کلامی در صداوسیماست. اگر این سازمان همچنان اصرار دارد که تریبون یک جناح خاص بماند، دستکم باید هزینه آن را همان جناح بپردازد، نه مردمی که در صف گوشت و مرغ با تورم روزافزون دست و پنجه نرم میکنند و شبها باید شاهد توهینهای مجریان خود تحلیلگر پندار تلویزیون باشند.
مدیریت پیمان جبلی در صداوسیما که با شعار «تحول» آغاز شد، اکنون در آزمونی سخت قرار دارد. آیا او توان برخورد با نیروهای خودسر آنتنی را دارد یا اینکه جامجم همچنان در تسخیر رانتخوارانی خواهد ماند که تنها هنرشان، دوقطبیسازی و هزینهتراشی است؟
تا زمانی که منطق «برید افغانستان و سوریه» بر اتاقهای فکر صداوسیما حاکم باشد، نمیتوان انتظار داشت که این رسانه دوباره به «دانشگاه عمومی» تبدیل شود. امروز، جامجم بیش از هر زمان دیگری به یک خانهتکانی اساسی نیاز دارد؛ پیش از آنکه آخرین مخاطبانش نیز برای همیشه دکمه خاموش گیرندههای خود را بفشارند.
برخی کاربران و تحلیلگران معتقدند تکرار چنین مواضعی از سوی چهرههای نزدیک به جریانهای تندرو، فاصله میان صداوسیما و افکار عمومی را بیشتر کرده و به افت اعتبار این رسانه دامن زده است.
خبرنگار : نقوی
-
17 اردیبهشت 1405«کارآگاه علوی ۳» کار خود را از سر گرفت/ احمد نجفی مقابل دوربین رفت -
14 اردیبهشت 1405«خیانت» در شبکه نمایش -
15 اردیبهشت 1405ببینید| کارشناس صداوسیما: محاصره دریایی امارات آغاز شده -
16 اردیبهشت 1405در آخرین جلسه دادگاه پژمان جمشیدی چه گذشت؟ -
19 اردیبهشت 1405سریال «کلینیک رویا» زیر تیغ سانسور؛ ممیزیهای عجیب و تدوینهای غیرطبیعی خبرساز شد
-
جنجال تازه برای تاج و دنیامالی؛ اتهامهای جدید و ادعای غیرقانونی بودن وزارت ورزش
-
سوتی عجیب شبکه خبر؛ استقبال از پزشکیان با موسیقی «بازی تاجوتخت»
-
آسمان اسرائیل ناگهان کلیر شد؛ استقرار پدافند هوایی در تلآویو خبرساز شد!
-
تصاویر وحشتناک از کوچه مرگ در سیستان و بلوچستان
-
تصاویر وحشتناک از کوچه مرگ در سیستان و بلوچستان
-
آیفون ۱۸ دریایی در دیوار آگهی شد؟
-
جنجال یاسر آسانی بالا گرفت؛ استقلال تهران پیشنهاد مناظره با پرسپولیس را رد کرد
-
جنجال یاسر آسانی بالا گرفت؛ استقلال تهران پیشنهاد مناظره با پرسپولیس را رد کرد
-
19 مهر 1405پایان ضربالاجل آمریکا -
24 مهر 1405نام ظریف در تجمعات شبانه با شعر توهینآمیز خبرساز شد -
20 مهر 1405تذکر رهبر انقلاب به صداوسیما -
19 مهر 1405سومین استیضاح ترامپ کلید میخورد؟ -
19 مهر 1405معاون وزیر خارجه: جنایات میناب و لامرد را در محاکم بینالمللی پیگیری میکنیم -
20 مهر 1405تازه ترین آمار فوت زنان موتورسوار تهرانی -
22 مهر 1405افزایش کالابرگ در دو مرحله/ چه کسانی در اولویت هستند؟ -
23 مهر 1405اعتراض صریح یوسف پزشکیان به تلویزیون؛ چرا سه نفر مقابل یک مهمان؟ -
19 مهر 1405اعلام یک روز عزای عمومی در این استان -
19 مهر 1405شوهر کامالا هریس با نامزدی دوباره او مخالفت کرد