جمعه، 24 مهر 1405

تجارت ایران در مسیرهای اضطراری

2 روز قبل
بازدید: 101
کد خبر: 000540872
0
تجارت ایران در مسیرهای اضطراری

تجارت خارجی ایران در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ با یکی از دشوارترین آزمون‌های سال‌های اخیر روبه‌رو شد. بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی سازمان توسعه تجارت، وزن مبادلات خارجی کشور حدود ۳۴ درصد کاهش یافته است. این رقم زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم در سال گذشته نزدیک به ۷۵ درصد وزن تجارت خارجی ایران از مسیرهای دریایی جابه‌جا می‌شد. محاصره دریایی آمریکا، در امتداد جنگ و حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یکی از مهم‌ترین شریان‌های ارتباط اقتصادی کشور با جهان را هدف قرار داده است. با وجود این، استمرار بخش قابل‌توجهی از مبادلات از طریق مرزهای زمینی، شبکه ریلی و مسیرهای جایگزین نشان می‌دهد که ظرفیت تجارت ایران فراتر از گذرگاه‌هایی است که واشنگتن برای محدود کردن آنها برنامه‌ریزی کرده است. اکنون مسئله اصلی، چگونگی تبدیل این توان اضطراری به ساختاری پایدار و رقابت‌پذیر برای اقتصاد کشور است.

محاصره دریایی از منظر اقتصادی سازوکاری متفاوت با تحریم‌های متعارف دارد. تحریم مالی عمدتاً دسترسی به شبکه بانکی، خدمات بیمه و تسویه معاملات را دشوار می‌کند، درحالی‌که محدودیت دریایی مستقیماً بر امکان جابه‌جایی فیزیکی کالا اثر می‌گذارد. ترکیب این دو فشار، هزینه تجارت را در چند مرحله افزایش می‌دهد. صادرکننده باید برای انتقال محموله مسیر تازه‌ای پیدا کند، هزینه حمل بیشتری بپردازد، زمان طولانی‌تری برای تحویل در نظر بگیرد و خطر اختلال در قرارداد را مدیریت کند. واردکننده نیز با دشواری مشابهی برای تأمین مواد اولیه و تجهیزات روبه‌رو می‌شود. پیامد این وضعیت در قیمت تمام‌شده کالا، سرمایه در گردش بنگاه و قدرت رقابت تولیدکننده ایرانی آشکار می‌شود. از همین رو، سیاست محاصره اقتصادی را باید در پیوند با پیامدهای جنگ برای فعالیت غیرنظامی و معیشت مردم بررسی کرد. محدود شدن مسیرهای تجاری، آثار خود را از بنادر و گمرکات به کارخانه‌ها، بازار کار و شبکه توزیع منتقل می‌کند.

با این همه، مقایسه سهم پیشین تجارت دریایی با میزان کاهش مبادلات در نیمه نخست سال، نکته‌ای تعیین‌کننده را آشکار می‌سازد. اقتصاد ایران توانسته است بخشی از جریان تجارت را با استفاده از ظرفیت‌های جایگزین حفظ کند. این استمرار حاصل مجموعه‌ای از اقدامات بخش خصوصی، فعالان حمل‌ونقل، دستگاه‌های اجرایی و شبکه‌های تجاری است که در شرایط جنگی به فعالیت ادامه داده‌اند. اهمیت این تجربه در شناخت ظرفیت واقعی اقتصاد ملی نهفته است. بنگاه‌هایی که طی سال‌ها با محدودیت‌های بانکی و تجاری مواجه بوده‌اند، اکنون با مانعی مستقیم در مسیر انتقال کالا روبه‌رو شده‌اند و ناچارند الگوهای عملیاتی خود را تغییر دهند. این تجربه برای جمهوری اسلامی ایران از منظر برنامه‌ریزی اقتصادی نیز اهمیت دارد، زیرا نقاط قوت و ضعف زیرساخت‌های ارتباطی کشور را در شرایط فشار خارجی آشکار می‌کند.

البته استمرار تجارت به معنای جبران کامل خسارت‌های اقتصادی محاصره نیست. جابه‌جایی کالا از مسیر زمینی یا ریلی در بسیاری از موارد هزینه بیشتری نسبت به حمل دریایی دارد. ظرفیت محدود پایانه‌های مرزی، تفاوت مقررات گمرکی کشورها، کمبود ناوگان مناسب و زمان انتظار برای عبور محموله می‌تواند بر این هزینه بیفزاید. افزایش هزینه حمل برای کالاهای کم‌ارزش و حجیم اثر شدیدتری دارد. صادرکننده مواد معدنی یا محصولات کشاورزی با حاشیه سود محدود، امکان کمتری برای جذب هزینه‌های اضافی دارد، درحالی‌که تولیدکننده کالاهای فرآوری‌شده با ارزش افزوده بالاتر ممکن است انعطاف بیشتری در انتخاب مسیر داشته باشد. همین تفاوت، ترکیب صادرات کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد و ضرورت توجه به ارزش افزوده محصولات ایرانی را برجسته می‌کند.

آمار اعلام‌شده درباره تفاوت کاهش وزن و ارزش صادرات نیز از همین زاویه قابل بررسی است. طبق توضیحات رئیس سازمان توسعه تجارت، کاهش ارزش صادرات در بخش مورد اشاره حدود ۲۰ درصد بوده که از افت وزنی آن کمتر است. این اختلاف می‌تواند نشان‌دهنده استمرار صادرات کالاهایی باشد که ارزش بیشتری نسبت به وزن خود دارند و هزینه حمل سهم کوچک‌تری از قیمت نهایی آنها را تشکیل می‌دهد. با این حال، نتیجه‌گیری دقیق درباره تغییر ساختار صادرات به بررسی ترکیب کالاها، قیمت‌های جهانی و بازارهای مقصد نیاز دارد. اهمیت این داده در آن است که مزیت رقابتی تجارت ایران در دوره محدودیت‌های حمل‌ونقل، بیش از گذشته به کیفیت محصول، فرآوری صنعتی و ارزش اقتصادی هر محموله وابسته شده است.

جغرافیای ایران در این وضعیت جایگاه تازه‌ای پیدا می‌کند. دسترسی به دریای کاسپین، همسایگی با کشورهای آسیای مرکزی، ارتباط زمینی با ترکیه و عراق و ظرفیت مرزهای شرقی با افغانستان و پاکستان، مجموعه‌ای از امکان‌های تجاری را فراهم کرده است. کریدور شمال به جنوب نیز در صورت تکمیل حلقه‌های زیرساختی و هماهنگی مؤثر میان کشورهای مسیر، می‌تواند نقش بیشتری در جابه‌جایی کالا ایفا کند. بهره‌برداری اقتصادی از این موقعیت به سرمایه‌گذاری در خطوط ریلی، پایانه‌های چندوجهی، مراکز لجستیکی و سامانه‌های گمرکی وابسته است. تجربه ماه‌های اخیر نشان داده که اهمیت کریدورهای تجاری برای ایران از یک فرصت ترانزیتی فراتر رفته و به مسئله امنیت اقتصادی کشور پیوند خورده است.

در این بین، روابط تجاری با همسایگان اهمیت ویژه‌ای دارد. مسیرهای زمینی بدون همکاری کشورهای مقابل به ظرفیت کامل خود نمی‌رسند. هماهنگی ساعات فعالیت گمرکات، پذیرش متقابل اسناد حمل، توسعه بازارچه‌های مرزی و تسهیل تردد ناوگان می‌تواند زمان انتقال کالا را کاهش دهد. دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در چنین موقعیتی باید با نیازهای عملی صادرکنندگان ارتباط مستقیم داشته باشد. هر توافقی که یک روز از توقف محموله در مرز بکاهد یا هزینه انتقال کالا را کاهش دهد، اثری قابل اندازه‌گیری بر رقابت‌پذیری محصولات ایرانی خواهد داشت. موفقیت در این حوزه بیش از صدور بیانیه‌های همکاری، به اجرای توافق‌های مشخص و رفع موانع عملیاتی وابسته است.

بخش خصوصی نیز در حفظ تجارت خارجی نقشی تعیین‌کننده دارد. شرکت‌های صادراتی برای ادامه حضور در بازارهای مقصد باید بتوانند تعهدات خود را با حداقل اختلال انجام دهند. خریدار خارجی معمولاً استمرار تأمین، کیفیت محصول و زمان تحویل را در تصمیم‌های تجاری خود لحاظ می‌کند. تأخیرهای طولانی می‌تواند به انتقال سفارش‌ها به رقبای منطقه‌ای منجر شود و بازپس‌گیری بازار ازدست‌رفته هزینه فراوانی داشته باشد. حمایت از صادرکنندگان در دوره جنگ باید بر کاهش هزینه‌های تحمیلی، تسهیل تأمین سرمایه در گردش، توسعه پوشش‌های بیمه‌ای و رفع موانع اداری متمرکز شود. چنین حمایت‌هایی زمانی اثربخش خواهد بود که به حفظ قراردادهای واقعی و استمرار صادرات منجر شوند.

از سوی دیگر، کاهش وزن واردات نیز نیازمند بررسی مستقل است. طبق آمار اعلام‌شده، وزن واردات کشور در دوره مورد اشاره حدود ۲۰ درصد کاهش یافته است. اهمیت این موضوع به ترکیب کالاهای وارداتی بستگی دارد. محدودیت در ورود کالاهای اساسی، مواد اولیه تولید و تجهیزات صنعتی می‌تواند آثار متفاوتی بر اقتصاد داشته باشد. اولویت‌بندی منابع حمل‌ونقل و ظرفیت‌های مرزی برای تأمین نیازهای ضروری، از اقداماتی است که در دوره اختلال تجاری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مدیریت ذخایر راهبردی، هماهنگی میان واردکنندگان و تولیدکنندگان و پیش‌بینی نیازهای فصلی نیز می‌تواند از تبدیل تأخیرهای حمل‌ونقل به کمبودهای گسترده جلوگیری کند.

جنگ‌طلبی و گسترش محدودیت‌های تجاری آمریکا و اسرائیل در منطقه، مسئله امنیت مسیرهای بازرگانی را به یکی از چالش‌های اقتصاد پیرامونی تبدیل کرده است. اختلال در مسیرهای دریایی می‌تواند بر هزینه بیمه، زمان حمل و تصمیم شرکت‌های کشتیرانی اثر بگذارد و پیامدهای آن به مبادلات کشورهای دیگر نیز منتقل شود. از منظر حقوق و مناسبات اقتصادی بین‌المللی، آثار محدودیت‌های جنگی بر تجارت کالاهای ضروری و فعالیت غیرنظامی شایسته توجه ویژه است. ارزیابی این اقدامات باید با بررسی دقیق دامنه محاصره، قواعد حقوق بین‌الملل و پیامدهای انسانی و اقتصادی آن همراه باشد. در سطح اقتصادی نیز روشن است که افزایش هزینه مبادله، منابعی را مصرف می‌کند که در شرایط عادی می‌توانست به سرمایه‌گذاری، اشتغال و توسعه زیرساخت اختصاص یابد.

برای اقتصاد ایران، تجربه کنونی یک ضرورت راهبردی را برجسته کرده است. تنوع‌بخشی به مسیرهای تجارت باید به بخشی پایدار از برنامه توسعه کشور تبدیل شود. اتکای بیش از اندازه به یک مسیر حمل‌ونقل، حتی در شرایط عادی، اقتصاد را در برابر اختلال‌های طبیعی، سیاسی و امنیتی آسیب‌پذیر می‌کند. توسعه هم‌زمان ظرفیت‌های دریایی، زمینی و ریلی می‌تواند قدرت انتخاب صادرکننده را افزایش دهد و در بلندمدت هزینه مبادلات را کاهش دهد. این هدف به برنامه‌ریزی چندساله، سرمایه‌گذاری هدفمند و مشارکت واقعی بخش خصوصی نیاز دارد.

خبرنگار : همتی

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar