جمعه، 24 مهر 1405

زندگی زیر سقف‌های آسیب‌پذیر

3 روز قبل
بازدید: 101
کد خبر: 000540611
0
زندگی زیر سقف‌های آسیب‌پذیر

در یکی از ساختمان‌های قدیمی شهر، ترک باریکی از گوشه دیوار آغاز شده و تا نزدیکی سقف امتداد پیدا کرده است. صاحبخانه آن را نشانه فرسودگی گچ می‌داند و مستأجر ترجیح می‌دهد بحث تازه‌ای درباره تعمیرات آغاز نکند. آسانسور ساختمان چند بار از کار افتاده و سیم‌کشی راهروها نیز سال‌هاست بررسی نشده است. ساکنان از این مشکلات خبر دارند، اما هر کدام دلیلی برای به تعویق انداختن رسیدگی پیدا می‌کنند. یکی نگران هزینه تعمیر است، دیگری به فروش خانه فکر می‌کند و خانواده‌ای که تازه قرارداد اجاره‌اش را تمدید کرده، بیش از هر چیز می‌خواهد آرامش زندگی‌اش حفظ شود. این تصویر فرضی می‌تواند در بسیاری از محله‌های شهری آشنا باشد. خطر در چنین ساختمان‌هایی معمولاً مدت‌ها پیش از حادثه، با نشانه‌هایی ظاهر می‌شوند که در میان گرفتاری‌های روزمره اهمیت خود را از دست می‌دهند. پرسش اصلی این است که چرا جامعه‌ای که ارزش خانه را به‌خوبی می‌شناسد، گاه در حفاظت از امنیت آن چنین درمانده می‌شود.

پاسخ را باید در فاصله میان شناخت خطر و امکان مقابله با آن جست‌وجو کرد. خانواده‌ای که برای تأمین اجاره، خوراک، درمان و تحصیل فرزندان با محدودیت مالی روبه‌روست، حتی پس از آگاهی از مشکلات ساختمان نیز انتخاب‌های چندانی ندارد. تعمیر تأسیسات فرسوده یا مقاوم‌سازی بخش‌های آسیب‌دیده ممکن است هزینه‌ای فراتر از توان ساکنان داشته باشد. در ساختمان‌های چندواحدی، مسئله پیچیده‌تر می‌شود. تصمیمی که به توافق چند مالک وابسته است، گاهی ماه‌ها میان اختلاف نظرها باقی می‌ماند و مستأجر نیز اختیار محدودی برای تغییر شرایط دارد. به این ترتیب، ناایمنی به بخشی از زندگی عادی تبدیل می‌شود. خانواده خطر را می‌بیند، با آن کنار می‌آید و امیدوار است حادثه‌ای رخ ندهد. چنین وضعیتی نشان می‌دهد که ایمنی مسکن با توان اقتصادی، روابط مالک و مستأجر و شیوه اداره ساختمان ارتباطی عمیق دارد.

در بسیاری از بحث‌های عمومی درباره حوادث ساختمانی، توجه اصلی پس از وقوع حادثه به کیفیت ساخت، رعایت مقررات و مسئولیت دستگاه‌های نظارتی معطوف می‌شود. این پرسش‌ها ضروری‌اند، اما سرنوشت خانواده‌هایی که پیش از حادثه در ساختمان‌های پرخطر زندگی می‌کنند نیز به همان اندازه اهمیت دارد. مستأجری که از فرسودگی تأسیسات شکایت دارد، ممکن است نگران تمدید قرارداد باشد. مالکی که درآمد محدودی دارد، شاید توان پرداخت سهم خود از تعمیرات اساسی را نداشته باشد. ساکنان یک محله قدیمی نیز ممکن است سال‌ها منتظر اجرای طرحی برای بهسازی زیرساخت‌ها بمانند. سیاست پیشگیری باید این واقعیت‌ها را بشناسد. ارائه تسهیلات مناسب برای تعمیرات ضروری، دسترسی آسان به ارزیابی فنی و تعیین سازوکار روشن برای رسیدگی به اختلاف‌های مربوط به ایمنی ساختمان، می‌تواند بخشی از بن‌بست موجود را برطرف کند.

ناایمنی مسکن در عین حال تصویری از نابرابری اجتماعی را آشکار می‌کند. دو خانواده ممکن است در یک شهر زندگی کنند، اما میزان خطری که در خانه با آن روبه‌رو هستند تفاوت چشمگیری داشته باشد. خانواده‌ای که از امکانات مالی بیشتری برخوردار است، هنگام انتخاب مسکن می‌تواند کیفیت ساخت، عمر بنا و تجهیزات ایمنی را بررسی کند و در صورت مشاهده مشکل، گزینه دیگری در اختیار داشته باشد. خانواده کم‌درآمد اغلب ناچار است میان هزینه کمتر و کیفیت پایین‌تر یکی را انتخاب کند. پیامد حادثه نیز برای این دو خانواده یکسان نخواهد بود. از دست رفتن وسایل خانه، هزینه درمان، جابه‌جایی ناگهانی و اختلال در کار و تحصیل، برای خانواده‌ای با اندوخته محدود می‌تواند آغاز بحرانی طولانی باشد. به همین دلیل، کاهش خطر در بافت‌های فرسوده باید بخشی از سیاست اجتماعی شهر تلقی شود و حمایت‌های عمومی بر ساختمان‌ها و محله‌هایی متمرکز باشد که ساکنان آنها توان کمتری برای تأمین امنیت خود دارند.

مسئله دیگری که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، تفاوت توان افراد در مواجهه با حادثه است. یک ساختمان ممکن است برای فردی جوان و سالم امکان خروج نسبتاً آسانی داشته باشد، اما همان مسیر برای سالمندی که به عصا متکی است یا فردی که محدودیت حرکتی دارد، دشوار باشد. کودک نیز هنگام وقوع حادثه به آموزش و همراهی بزرگ‌ترها نیاز دارد. بنابراین ارزیابی ایمنی ساختمان باید ویژگی‌های واقعی ساکنان را در نظر بگیرد. مسیر خروج اضطراری، روشنایی راه‌پله، تجهیزات هشدار و امکان دسترسی نیروهای امدادی زمانی کارآمد خواهند بود که با نیازهای افراد مختلف سازگار باشند. آموزش خانواده‌ها نیز باید از توصیه‌های کلی فراتر برود. شناخت محل قطع برق و گاز، تمرین خروج اضطراری و تعیین شیوه کمک به اعضای آسیب‌پذیر خانواده، اقداماتی هستند که می‌توانند در لحظه بحران زمان ارزشمندی ایجاد کنند.

بخشی از خطرهای شهری نیز از محدوده یک ساختمان فراتر می‌روند. در محله‌هایی با کوچه‌های باریک، تراکم زیاد و زیرساخت‌های فرسوده، امدادرسانی ممکن است با دشواری بیشتری همراه شود. کیفیت مسیرهای دسترسی، وضعیت شبکه‌های برق و گاز و فاصله مراکز امدادی تا محله، بر پیامدهای حادثه اثر می‌گذارد. از همین رو، برنامه‌ریزی برای ایمنی مسکن باید با شناخت وضعیت محله همراه باشد. مدیریت شهری می‌تواند با شناسایی ساختمان‌های پرخطر، ارزیابی مسیرهای امدادرسانی و انتشار اطلاعات روشن درباره اولویت‌های بهسازی، زمینه تصمیم‌گیری دقیق‌تر را فراهم کند. در این بین، شهروندان نیز باید امکان گزارش خطر و پیگیری نتیجه آن را داشته باشند. گزارش یک مشکل زمانی ارزش عملی پیدا می‌کند که مسئول مشخصی برای بررسی آن وجود داشته باشد و نتیجه رسیدگی به اطلاع ساکنان برسد.

روز جهانی کاهش خطر بلایا فرصتی برای بازنگری در همین سازوکارهاست. سال‌ها پس از حوادث بزرگ، تصاویر ساختمان‌های آسیب‌دیده و خانواده‌های گرفتار در رسانه‌ها منتشر می‌شود و بحث درباره مسئولیت‌ها بالا می‌گیرد. با گذشت زمان، توجه عمومی کاهش می‌یابد و بسیاری از مشکلاتی که پیش از حادثه وجود داشته‌اند، همچنان باقی می‌مانند. تغییر این چرخه به برنامه‌ای مستمر نیاز دارد. بازرسی دوره‌ای ساختمان‌های پرخطر، حمایت مالی از تعمیرات ضروری، نظارت بر کیفیت ساخت‌وسازهای جدید و آموزش کاربردی ساکنان باید به اقداماتی قابل سنجش تبدیل شوند. هر محله می‌تواند فهرستی از خطرهای اولویت‌دار خود داشته باشد و نهادهای مسئول نیز درباره میزان پیشرفت اقدامات اصلاحی پاسخگو باشند. پیشگیری زمانی اثرگذار خواهد بود که خانواده‌ها بتوانند نتیجه آن را در وضعیت واقعی محل زندگی خود مشاهده کنند.

در پس این بحث، مسئله‌ای انسانی قرار دارد که معمولاً زیر انبوه اصطلاحات فنی پنهان می‌ماند. خانه برای بسیاری از خانواده‌ها حاصل سال‌ها کار، پس‌انداز و تحمل دشواری است. برای مستأجر نیز فضایی است که با وجود موقتی بودن قرارداد، زندگی و خاطراتش در آن جریان دارد. امنیت این فضا باید در تصمیم‌های مربوط به مسکن جایگاهی جدی داشته باشد. خانواده‌ای که از خطر ساختمان خود آگاه است، به مسیری روشن برای رفع آن نیاز دارد. مدیری که درباره بهسازی محله تصمیم می‌گیرد، باید محدودیت اقتصادی ساکنان را بشناسد و نهادی که مسئول نظارت بر ساخت‌وساز است، باید کیفیت اجرا را با دقت پیگیری کند. مسئولیت ایمنی میان این نقش‌ها تقسیم می‌شود و هماهنگی آنها می‌تواند از تبدیل یک نقص قابل اصلاح به حادثه‌ای جبران‌ناپذیر جلوگیری کند.

زندگی زیر سقف‌های آسیب‌پذیر با اضطرابی همراه است که اغلب در گفت‌وگوهای روزمره بیان نمی‌شود. خانواده‌ها به خانه بازمی‌گردند، برنامه فردا را می‌ریزند و امیدوارند دیوارها و سقف‌ها همچنان پابرجا بمانند. این امید باید پشتوانه‌ای واقعی پیدا کند. خانه امن از کیفیت ساخت، نگهداری منظم، توان مالی برای تعمیرات و نظارتی شکل می‌گیرد که خطر را پیش از حادثه شناسایی کند. روز جهانی کاهش خطر بلایا یادآور مسئولیتی است که هر روز در محله‌ها و ساختمان‌های شهر جریان دارد. جامعه زمانی در برابر حوادث آماده‌تر خواهد بود که امنیت مسکن را بخشی از کیفیت زندگی مردم بداند و برای خانواده‌هایی که توان حفاظت از خانه خود را ندارند، راهی عملی فراهم کند.

خبرنگار : همتی

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar