شنبه، 25 مهر 1405

موشک؛ ستون فقرات امنیت و زبان موازنه‌ قدرت

5 ماه قبل
بازدید: 498
کد خبر: 000161100
0
موشک؛ ستون فقرات امنیت و زبان موازنه‌ قدرت

جنگ وسیله‌ای است در اختیار سیاستمداران. در واقع جنگ، تجلی سیاست است. از منظر کیسینجر، وظیفۀ دکترین استراتژیک این است که قدرت را به زبان سیاست ترجمه و اجرا کند. دنیای آشوبناک و هابزی کنونی، طی دو دهۀ گذشته، حجم عظیم کشمکش و درگیری بی‌سابقه را شاهد بوده و به اوج خود رسانده است. به قول هانا آرنت: «هیچ‌جا در امور بشر نقش بخت، اعم از بخت نیک یا بد، سرنوشت‌سازتر از میدان جنگ نیست.»

میدان کارزار، نابرابر و زورآزمایی قدرت‌های سلطه‌گر است. ترویج نسخه‌های ساده‌انگارانه برای پایان دادن به تنش‌ها، نه‌تنها راه نجات نیست، بلکه گامی به‌سوی فروپاشی امنیت ملی محسوب می‌شود. جریان‌هایی که با تقلیل مفاهیم کلان امنیت به معاملات اقتصادی، کوتاه آمدن از تنگه هرمز، محدودسازی داوطلبانه‌ی صنعت هسته‌ای و تن دادن به مذاکرات فرسایشی را راهبرد بقا و راه برون‌یافت از وضعیت فعلی اقتصادی کشور می‌دانند، در واقع دچار خطای محاسباتی عمیقی هستند که فرجام آن، نه صلح، بلکه استحاله است. تحلیل واقع‌بینانه از رفتارهای امپریالیستی و عبرت‌های تلخ تاریخ معاصر، حقیقتی هولناک را فاش می‌کند که تسلیم، هیچ‌گاه ایستگاه پایانی مطالبات دشمن نیست، بلکه شتاب‌دهنده‌ای برای تضعیف ساختار قدرت ملی و مقدمه‌ای برای مطالبات بعدی است. بزرگ‌ترین خطای راهبردی در سیاست خارجی، تصور این است که می‌توان با واگذاری اهرم‌های قدرت، اشتهای سیری‌ناپذیر دشمن را سیر کرد. برای هژمونی در حال افول غرب و هیمنۀ شکسته‌شدۀ ایالات متحده در جنگ ۱۲ روزه و به‌طور اخص در جنگ رمضان که آمریکا خود طرف اصلی نبرد بود، ایران هسته‌ای، ایران مسلط بر تنگه هرمز و ایران دارای بازوی موشکی، نه‌تنها موانع پیش‌روی نفوذ منطقه‌ای‌شان، بلکه نمادهای هویت مستقل ما هستند. زمانی که ما در برابر فشارها از جایگاه راهبردی خود در تنگه هرمز عقب‌نشینی می‌کنیم یا دانش هسته‌ای را به بهانه‌ی رفع تحریم‌ها محدود می‌سازیم، در واقع مختصات ضعف خود را به دشمن مخابره کرده‌ایم. در منطق بی‌رحم قدرت، عقب‌نشینی داوطلبانه، طرف مقابل را نه راضی، بلکه جری می‌کند تا با سیاست چماق و هویج، مطالبات جدیدتر، بیشتر و گستاخانه‌تری عنوان کند؛ چرا که آن‌ها به این نتیجه می‌رسند که راهبرد فشار حداکثری ثمر داده است. در این سناریوی شوم، به‌محض اینکه اهرم‌های اقتصادی و عملی از دست رفتند، ماشین تهدید دشمن متوقف نخواهد شد و دوباره در چرخۀ تحریم، تهدید، مذاکره، جنگ و مجدداً مذاکره گرفتار خواهیم شد و با سرعت دوچندان به سراغ آخرین و حیاتی‌ترین رکن بازدارندگی ما، یعنی توان موشکی می‌آیند. در آن روزها، ما نه‌تنها اهرم چانه‌زنی نخواهیم داشت، بلکه به سرنوشتی مشابه برخی کشورهای خاورمیانه دچار می‌شویم که پس از خلع سلاح شدن، به ویرانه‌ای برای دخالت‌های بیگانگان و صحنۀ نزاع و رقابت‌های سیاسی خارجی‌ها بدل شده‌اند.

 موشک، ستون فقرات امنیت این سرزمین و عصای دست ملت برای ایستادن در برابر قدرت‌های زیاده‌خواه و امپریالیستی است؛ چرا که این سلاح، هزینه‌ی تجاوز را به سطحی می‌رساند که برای هیچ‌کس صرفه‌ی اقتصادی ندارد؛ کما اینکه در جنگ رمضان و حملۀ ما به کشورهای حوزۀ خلیج فارس دیدیم و نتیجه گرفتیم. موشک تضمین می‌کند که اگر امنیت ملی ما به خطر افتد، منافع دشمن و امنیت در سراسر منطقه در کوتاه‌ترین زمان در آتش خواهد سوخت. از این رو، مذاکره بر سر اورانیوم و خارج کردن آن از کشور و صنعت موشک‌سازی، به معنای فرو ریختن آجر به آجر دیوار دفاعی ماست. دنیایی که در آن ایران مقتدر موشکی وجود نداشته باشد، دنیایی است که در آن تمامیت ارضی ما در حراج است و دشمن به چیزی کمتر از استحاله کامل ساختار حکمرانی راضی نخواهد بود. ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که صلح، جایزه‌ی قدرت است، نه هدیه‌ی مذاکره؛ و تاریخ به‌وضوح نشان داده که هرگاه از موضع قدرت سخن گفتیم، دشمن عقب نشست و هرگاه از موضع ضعف وارد شدیم، گستاخ‌تر شد. تجربۀ جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، سندی تاریخی بر اثبات این مدعاست که تنها زبان فهمیدنی برای قدرت‌های سلطه‌گر، زبان قدرت است. دشمنی که تا پیش از این، برای هرگونه آتش‌بسی پیش‌شرط‌های گستاخانه مطرح می‌کرد، در مواجهه با موازنۀ وحشتی که برآمده از توان موشکی و اراده‌ی راسخِ مقاومت بود، ناگزیر به عقب‌نشینی از مواضع خود شد. این تغییر رفتار، نه ناشی از تغییر ماهیت دشمن، بلکه حاصل همان منطق بی‌رحم قدرت است که اگر از موضع اقتدار و مقاومت برخیزد، زیاده‌خواه است و اگر در برابر ارادۀ پولادین قرار گیرد، ناچار به پذیرش واقعیت صحنه می‌شود.

 مقاومت برای جمهوری اسلامی ایران، نه یک انتخابِ سلیقه‌ای یا ایدئولوژیک صرف، بلکه عقلانی‌ترین راه برای حفظ «کیان ملی» و تنها سپر دفاعی در برابر طوفان نظم نوین است. این مسیر اگرچه تاوان دارد، اما این تاوان به مراتب کمتر از «نابودی هویت و حاکمیت» است.

 ما در این پیچ تاریخی، در حال گذار به جهانی هستیم که در آن قدرت‌های نوظهور در حال صعودند و ایران مقتدر باید جایگاه خود را در این نظم جدید تثبیت کند. ایستادگی بر سر توانمندی‌های بومی، به معنای طلب جنگ نیست، بلکه ایجاد موازنۀ وحشتی است که امنیت شهروندان را تضمین می‌کند. خطاب به کسانی که نغمۀ شوم عقب‌نشینی سر می‌دهند باید گفت: امروز اگر موشک را بر میز مذاکره بگذاریم، فردا باید بر سر جغرافیای ایران مذاکره کنیم. ما راهی جز مقاومت نداریم، زیرا زنده ماندنِ سرافرازانه برتر از مرگ تدریجی در سایه‌ی اراده‌ی دشمن است؛ ایستاده‌ایم تا ثابت کنیم که ایران، سرزمینی نیست که اراده‌اش در کاخ‌های بیگانگان دفن شود. دولت–ملت مدرن، بیش از هر چیز یک ماشین جنگی است که ضرورت وجودی آن، بقا در شرایط پر هرج‌ومرج بین‌المللی است.

نویسنده: فراهانی

 

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar