جمعه، 24 مهر 1405

ایونا گزارش می دهد؛

چرا پای مقام‌های ایرانی دوباره به باکو باز شده است؟

1 روز قبل
بازدید: 102
کد خبر: 000541104
0
چرا پای مقام‌های ایرانی دوباره به باکو باز شده است؟

دو سفر در چند روز؛ از دیپلماسی سیاسی تا همکاری امنیتی

به گزارش خبرنگار سیاسی ایونا، سفر کاظم غریب‌آبادی، معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه به باکو در ۱۴ اکتبر (۲۲ مهر) انجام شد؛ او قرار است در هفتمین اجلاس سران کنفرانس تعامل و اقدامات اعتمادسازی در آسیا (سیکا) که ۱۵ اکتبر برگزار می‌شود، مواضع ایران را درباره تحولات امنیتی منطقه و حملات آمریکا و اسرائیل تشریح کند.

این اجلاس در ظاهر بستری برای گفت‌وگوی چندجانبه کشورهای آسیایی است، اما محل برگزاری آن نیز برای تهران اهمیت دارد؛ زیرا روابط با جمهوری آذربایجان صرفاً به مناسبات دیپلماتیک محدود نمی‌شود و با مسائل مرزی، ترانزیتی و امنیتی گره خورده است.

چند روز پیش از این سفر، اسکندر مومنی، وزیر کشور ایران در باکو با الهام علی‌اف دیدار کرد. در این سفر، همکاری‌های امنیتی و انتظامی، مسائل مرزی و اجرای توافق‌های پیشین دو کشور مطرح شد.

به گفته مومنی، قرار است دو سند همکاری میان وزارت کشور ایران و نهادهای متناظر جمهوری آذربایجان تدوین شود؛ یکی با وزارت کشور و دیگری با وزارت شرایط اضطراری این کشور. این اسناد هنوز در مرحله تدوین قرار دارند و نباید آن‌ها را با توافق‌های نهایی و اجرایی‌شده یکسان دانست.

هم‌زمانی این دو سفر به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که تهران و باکو به توافق راهبردی تازه‌ای رسیده‌اند؛ با این حال قرار گرفتن رایزنی‌های سیاسی در کنار مذاکرات امنیتی، نشان می‌دهد که دو طرف برای پیگیری مسائل مشترک به تماس‌های مستقیم نیاز دارند. برای ایران، این ارتباطات زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که هزینه بی‌ثباتی در مرزهای شمالی و اختلال در مسیرهای تجاری افزایش یابد.

مرز شمالی؛ مسیر مکمل، نه جایگزین دریا

در بحث مسیرهای ارتباطی ایران، معمولاً توجه اصلی به خلیج فارس و تنگه هرمز معطوف می‌شود؛ تمرکز قابل‌فهمی که نباید باعث نادیده گرفتن ظرفیت‌های شمال کشور شود. مرز ایران و جمهوری آذربایجان، گذرگاه آستارا و شبکه حمل‌ونقل متصل به قفقاز می‌توانند در جابه‌جایی کالا و پیوند تجاری ایران با همسایگان شمالی نقش داشته باشند. اهمیت این مسیرها فقط به عبور کالا محدود نیست؛ استمرار فعالیت آن‌ها به ایران امکان می‌دهد بخشی از مبادلات منطقه‌ای خود را از مسیرهای متنوع‌تری دنبال کند.

البته نباید از این ظرفیت تصویری فراتر از واقعیت ساخت. مسیرهای زمینی و ریلی شمالی نمی‌توانند به‌سادگی جایگزین حجم و کارکرد حمل‌ونقل دریایی ایران شوند. میزان استفاده از آن‌ها به ظرفیت زیرساخت‌ها، سرعت عبور کالا از مرز، هزینه حمل‌ونقل، مقررات گمرکی و وضعیت سیاسی کشورهای مسیر بستگی دارد. بنابراین، ارزش راهبردی آستارا و ارتباطات قفقاز را باید در افزایش گزینه‌های تجاری ایران دید، نه در تصور بی‌نیازی از مسیرهای دریایی.

از همین زاویه، عبور غریب‌آبادی از گذرگاه آستارا برای سفر به باکو نیز قابل توجه است. این موضوع به‌خودی‌خود نشانه تصمیم تازه‌ای در سیاست ترانزیتی ایران نیست، اما یادآور می‌شود که دیپلماسی همسایگی در عمل از همین گذرگاه‌ها و زیرساخت‌هایی عبور می‌کند که کارکرد روزمره اقتصادی دارند. هرگونه اختلال در روابط سیاسی یا محدودیت در تردد مرزی می‌تواند هزینه‌های مستقیمی برای تجارت دو کشور ایجاد کند.

همکاری با باکو، بدون نادیده گرفتن اختلاف‌ها

اهمیت روابط ایران و جمهوری آذربایجان به معنای نبود اختلاف میان دو کشور نیست. تهران و باکو در برخی موضوعات منطقه‌ای و امنیتی نگرانی‌ها و برداشت‌های متفاوتی دارند. در نتیجه، ارزیابی مناسبات دو طرف تنها بر اساس دیدار مقام‌ها یا اظهارات مثبت دیپلماتیک، تصویر کاملی به دست نمی‌دهد. معیار مهم‌تر این است که آیا تماس‌های سیاسی به سازوکارهای پایدار برای مدیریت اختلاف‌ها و همکاری در موضوعات مشترک تبدیل می‌شوند یا خیر.

نمونه‌ای از این پیچیدگی را می‌توان در مواضع دو کشور درباره امنیت منطقه خزر مشاهده کرد. وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان در گزارش تماس تلفنی ۲۳ مارس ۲۰۲۶ میان جیحون بایراموف و عباس عراقچی، بر اهمیت امنیت منطقه خزر تأکید کرد؛ در همان گزارش، باکو همچنین خواستار تکمیل تحقیقات درباره حملات پهپادی منتسب به خاک ایران علیه نخجوان شد. این موضع نشان می‌دهد که حتی در جریان رایزنی‌های دیپلماتیک، موضوعات همکاری و اختلاف می‌توانند هم‌زمان روی میز باشند.

برای تهران، حفظ ارتباط با باکو از این جهت اهمیت دارد که اختلاف‌های احتمالی در همسایگی شمالی نباید به مانعی برای تجارت، امنیت مرزی و همکاری‌های منطقه‌ای تبدیل شوند. برای جمهوری آذربایجان نیز، رابطه با ایران بخشی از معادلات جغرافیایی و اقتصادی منطقه است. این منافع مشترک می‌توانند انگیزه‌ای برای ادامه گفت‌وگو باشند، هرچند به‌تنهایی تضمینی برای حل اختلاف‌ها نیستند.

آزمون واقعی دیپلماسی همسایگی

سفر غریب‌آبادی به باکو در دو سطح قابل بررسی است: نخست، حضور ایران در یک مجمع آسیایی برای طرح مواضع خود درباره تحولات منطقه؛ دوم، حفظ کانال ارتباطی با کشوری که در امنیت مرزهای شمالی و دسترسی ایران به شبکه حمل‌ونقل قفقاز جایگاه مهمی دارد. با این حال، ارزش این سفر را نباید صرفاً با تعداد دیدارها یا مواضع اعلام‌شده سنجید.

آنچه در ادامه اهمیت دارد، نتیجه عملی این رفت‌وآمدهاست: آیا اسناد همکاری امنیتی تدوین و اجرا می‌شوند؟ آیا هماهنگی مرزی و تسهیل مبادلات تجاری پیشرفت می‌کند؟ آیا دو طرف می‌توانند اختلاف‌های خود را بدون آسیب زدن به همکاری‌های ضروری مدیریت کنند؟

آنچه فعلاً می‌توان گفت این است که در شرایط افزایش فشارهای امنیتی و اقتصادی بر ایران، حفظ رابطه کاری با همسایگان شمالی یک انتخاب تشریفاتی نیست.

باکو برای تهران نه جایگزین دیگر مسیرهای ارتباطی کشور است و نه شریکی بدون اختلاف؛ اهمیت آن در این است که بخشی از منافع امنیتی و اقتصادی ایران به کیفیت همین رابطه وابسته است.

خبرنگار : همتی

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar