جمعه، 24 مهر 1405

چگونه به خواسته‌های واقعی خود برسیم؟ (بخش هفتم)

5 ماه قبل
بازدید: 127
کد خبر: 000161782
0
چگونه به خواسته‌های واقعی خود برسیم؟ (بخش هفتم)

دکتر مهدی کریمی تفرشی، نویسنده کتاب رمز و راز تغییر نوشت: باورهای ما، چه درست و چه نادرست، نقش مهمی در انتخاب مسیر زندگی و شکل‌گیری رفتارهایمان دارند. اما چگونه می‌توان با بازنگری در تجربه‌های گذشته، به باورهای محدودکننده پایان داد و به خواسته‌های واقعی نزدیک شد؟

چه عاملی سبب می‌شود که در زندگی خود، راه‌ها و هدف‌های معینی را انتخاب کنیم؟

یکی از تجارب گذشته خود را در نظر آورید و با معنای تازه‌ای که به آن می‌دهید، انقلابی در زندگی خود به‌وجود آورید.

اعتقادات، قدرتی نابودکننده دارند. از آنجا که اعتقادات تأثیر عجیبی بر زندگی ما دارند، لازم است که این سه مسئله را درک کنیم:

۱. اغلب ما، عقاید خود را آگاهانه انتخاب نمی‌کنیم.

۲. عقاید ما، غالباً بر پایه تفسیر غلط وقایع گذشته است.

۳. پس از آن که عقیده‌ای را پذیرفتیم، آن را وحی‌منزل می‌پنداریم و فراموش می‌کنیم که آن عقیده فقط یک نقطه‌نظر است.

آیا عقایدی دارید که به درستیِ آن‌ها یقین داشته باشید؟ آیا نظرات دیگری هم هست که با عقیده شما مخالف و احتمالاً درست باشند؟ اگر شما صاحب این عقیده بودید، چه تغییری در زندگی‌تان ایجاد می‌شد؟

اعتقاد، عبارت از احساس اطمینان نسبت به درستی چیزی است. مثلاً اگر به هوشمندی خود اعتقاد داشته باشید، این اعتقاد صرفاً یک نظریه نیست، بلکه احساس اطمینان می‌کنید که فرد باهوشی هستید. این احساس اطمینان از کجا آمده است؟

هر فرض یا نظر را به صورت «رویه‌ی میز» در نظر بگیرید. اگر میز پایه نداشته باشد، به چیزی متکی نیست. نظریه هم در صورتی به صورت عقیده درمی‌آید که پایه‌هایی داشته باشد. این پایه‌ها که موجب اطمینان می‌شوند، عمدتاً ناشی از تجارب مرجع هستند. مثلاً اگر معتقد باشید که فرد باهوشی هستید، احتمالاً تجارب قبلی شما (نمرات زمان تحصیل و یا اظهارنظر دیگران) باعث ایجاد این عقیده شده است.

البته ما برای احساس اطمینان، محدود به تجارب گذشته خویش نیستیم. ما نیز می‌توانیم از قدرت تصور خود به عنوان تجارب مرجع استفاده کنیم و نسبت به کارهایی که هنوز انجام نداده‌ایم، در خویشتن احساس اطمینان به وجود آوریم. می‌توانیم هر نظریه‌ای را به عقیده مبدل کنیم، به شرط اینکه به قدر کافی تجارب مرجع برای تأیید آن نظریه داشته باشیم.

کدام‌یک از دو جمله زیر صحیح است؟

۱. مردم ذاتاً خوب و درست‌کارند.

۲. مردم نادرست هستند و فقط به منافع خود فکر می‌کنند.

آیا اگر در خاطرات و تجارب گذشته خود کاوش کنید، تجارب مرجع کافی برای اثبات نادرستی و فساد مردم پیدا نمی‌کنید؟ اگر فکر خود را متوجه خاطرات دیگر سازید، آیا تجارب مرجع کافی برای درست‌کاری مردم سراغ ندارید؟ کدام‌یک از این دو عقیده صحیح است؟ هر نوع عقیده‌ای که برای خود ایجاد کنید، از لحاظ خودتان صحیح خواهد بود.

اگر احساس اطمینانی که نسبت به چیزی داریم، محکم و خلل‌ناپذیر باشد، ممکن است ما را یاری دهد که به هدف‌های بسیار بزرگ دست یابیم و ممکن است ما را کور کند و نتوانیم حقایق را ببینیم؛ حقایقی که شاید اثری همیشگی بر زندگی ما داشته باشند.

آیا تاکنون با کسی برخورد کرده‌اید که به خاطر حفظ آن احساس اطمینان، حاضر نباشد نظر تازه‌ای را بشنود؟ اگر با چشم فرد دیگری به عقاید خودتان نگاه می‌کردید، چه می‌دیدید؟

اعتقاد، منشأ همه رفتارهای ماست. بعضی از اعتقادات فقط بر یکی از جنبه‌های زندگی ما اثر می‌گذارند و بعضی دیگر به جنبه‌های گوناگون زندگی نفوذ می‌کنند. به عنوان مثال: اعتقاد به نادرستیِ یک فرد به‌خصوص، فقط بر روابط با همان شخص مؤثر است، اما عقیده به اینکه «همه مردم نادرستند» ممکن است بر بسیاری از روابط با دیگران مؤثر باشد.

عقاید کلی (جهانی) نظیر این عقیده، مبتنی بر تعمیم‌هایی هستند که در زمان‌های دور و تحت شرایط فوق‌العاده پیدا شده‌اند. ممکن است آن‌ها را به طور کلی فراموش کرده باشیم، اما امروزه به‌طور ناخودآگاه، بر اساس همان تعمیم‌ها تصمیم می‌گیریم. عقاید کلی اثری بر زندگی ما دارند که حدی بر آن متصور نیست، اما لازم نیست که این اثر حتماً منفی باشد.

 

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar