تحلیل و نقد فیلم سینمایی "گوزنهای اتوبان"
به قلم دکتر مهدی کریمی تفرشی، منتقد و تهیهکننده نامآشنای سینما
گوزنهای اتوبان به کارگردانی ابوالفضل صفاری، اثرِ اجتماعیای است که از دل تجربههای مستندسازانه کارگردان به سینمای داستانی آمده و سوژهای بهروز — تأثیرِ فضای مجازی و سازوکارِ شهرت اینفلوئنسرها — را انتخاب کرده است. فیلم در گامِ اول وعدههای جذابی دارد: ایدهٔ میدانی، ترکیب بازیگران شناختهشده و سوژهای با ظرفیتِ دراماتیک بالا. اطلاعات فنی و ترکیب عوامل در معرفی اولیه مهماند.
در فرم و ساختار روایی فیلم، مشکلِ علتمعلولی وجود دارد. فیلم از یک وضعیت اولیه قوی (تعقیب پیک موتوری، لایو شدنِ یک حادثه، امکانِ وایرال شدن) استفاده میکند تا مخاطب را به داخلِ دنیا و پرسشِ اخلاقیِ قصه بکشد؛ اما بهتدریج آشفتگیِ پیرنگ و گسلهای فیلمنامه (در کنشهای شخصیتها و زنجیرهٔ علت و معلولی) مخاطب را از مسیر اصلی جدا میکند. آنچه در عمل رخ میدهد این است که عناصرِ جذابِ موقعیتی به هم وصل نمیشوند — نه بهصورت یک زنجیرهٔ دراماتیکِ قانعکننده و نه بهصورت یک شبکهٔ موضوعی که پرسشهای «چرا» و «چگونه» را پی بگیرد. شروع خوب اما حفرههای فیلمنامهای که نیمهٔ دوم را تضعیف میکند.
به عبارت دقیقتر: نقشهٔ کنشها (plot map) در نیمهٔ دوم پراکنده میشود؛ یعنی فیلم چند زیرخطِ روایی را همزمان باز میکند (ازدواجِ عابس و صبا، جریانِ بلاگر/کیانا، واکنشِ عمومی) اما همبستگیِ این خطوط حفظ نمیشود. نتیجهاش کارکردنِ بهجای نمایشِ «تغییرِ درونی» شخصیتهاست — فیلم بیشتر میگوید «این چیز بد است» تا اینکه فرایندِ فروپاشیِ اخلاقی یا اقتصادی یا روانی شخصیتها را بکاود.
کارگردانی صفاری — با پسزمینهٔ مستند — در چند سکانسِ اولیه هوشِ مشاهداتیِ خوبی نشان میدهد: توجه به جزئیاتِ شهری، حرکاتِ موتورسیکلت، رفتار طبقهٔ کارگرِ شهری. اما انتقال از چشمِ مستندساز به زبانِ پروردهٔ داستانی کامل اتفاق نمیافتد؛ یعنی کنشها و انگیزهها باید در لایههای درونیتر پرداخت شوند که نمیشوند. حاصل آن صحنههایی که ظاهراً مستندگونه و صادقاند اما در خدمتِ روایتِ کلیِ داستان قرار نمیگیرند. این همان جاییست که فیلم، برخلاف وعدهٔ اولیهاش، از تبدیل شدن به یک فیلم اجتماعیِ عمیق بازمیماند.
نقطه قوت پراکنده فیلم، بازیهاست.ترکیب بازیگرانِ فیلم یکی از معدود برگهای برنده است. نوید پورفرج در نقش عابس، اغلب توانایی تبدیل تیپ به شخصیت را دارد؛ بازیاش در نقدها بهعنوان نکتهٔ مثبت برجسته شده است. الناز شاکردوست تلاش میکند تصویرِ زنی معاصر و پیچیده ارائه دهد، اما محدودیتِ فیلمنامه از خلقِ یک قوسِ درونی برای او جلوگیری میکند. حضور چهرههای شناختهشده و گاهی بازیهای خوبِ لحظهای باعث میشود که مخاطب در برخی سکانسها همراهی کند، اما این بازیها هنگامی که متن کاراکتر ضعیف باشد، محکوم به اتلافاند. برخی منتقدان همین را تأیید کردهاند که بازی نوید پورفرج از معدود نقاط درخشان است.
در زبان بصری فیلم، علیرضا برازنده تصویری واقعگرایانه و زمینی میسازد. قابها و کادربندی در صحنههای شهری حسِ حضور در خیابان را منتقل میکند. اما مشکل اینجاست که فیلمبرداریِ قابلِ اتکا، وقتی با تدوینِ ناپیوسته یا تصمیماتِ ریتمیکِ متزلزل همراه شود، از کارکردش بازمیماند. در لحظاتی که باید تعلیق و کشش ایجاد شود، ریتمِ تدوین یا انتقالِ نماها نتوانسته حسِ پیشروی داستانی را تقویت کند. به زبان دیگر: کیفیتِ بصری بهتنهایی کافی نیست؛ باید به یک معماریِ روایی متصل شود تا بارِ دراماتیک را تحمل کند.
تدوین پویان شعلهور در تدوین نکاتِ تکنیکیِ خوبی دارد اما مشکلِ اصلی ریشه در فیلمنامه و تصمیماتِ کارگردانی است. آنچه در «گوزنهای اتوبان» رخ میدهد، نوسان در میزانِ اطلاعاترسانی است،گاهی خیلی سریع انداختنِ گرهها، گاهی تأخیرِ ناموجه در باز کردنِ یک پرسش. این نوسان بهویژه در نیمهٔ دومَ محسوس است و کششِ دراماتیک را کاهش میدهد. نقدها نیز به همین مورد اشاره کردهاند که نیمهٔ دوم و یکسوم پایانی دچار از دست دادنِ منطق شدهاند.
یکی از نقاط قوت، واقعگراییِ فضاسازیِ شهری و جزئیاتِ عملیاتیِ زندگیِ پیک موتوری است: لباسها، موتورها، تعاملات خیابانی، و سکانسهای اولیه که حال و هوای محله را میسازند. این جزئیات به کارآمدیِ نخستین دقایق کمک میکند و نشان میدهد تیم تولید توانسته دنیا را باورپذیر نمایش دهد؛ اما بدونِ زیرساختِ روایی قوی، این واقعنمایی بیش از آن که در خدمت قصه باشد، صرفاً «محیطنگاری» باقی میماند.
فیلم میخواهد دربارهٔ «بازارِ بیرحمِ شبکههای اجتماعی» و آسیبهای دیده شدن حرف بزند. اما مشکل این است که پیامِ اخلاقیِ نهایی ساده و کلیشهای میماند — جملهای از جنسِ «زندگی در شبکههای اجتماعی تباهی میآورد» — بیآنکه لایههای علتشناسانه یا تحلیل ساختاری ارائه کند. در سینمای اجتماعیِ موفق، فیلمساز قادر است ساختارِ اجتماعی و اقتصادیای را نشان دهد که بازیگران را به چنین انتخابهایی سوق میدهد؛ اینجا اما لایههای علت و زمینههای ساختاری کمتر کاویده شدهاند، و نتیجه شعاری میشود که پیشتر از فیلم قابلانتظار است. نقدها نیز همین اغلب را مطرح کردهاند.
"گوزنهای اتوبان" فیلمی است با نیتِ درست و عناصرِ ارزشمند: ایدهٔ بهروز، واقعنماییِ شهری وبازیهایی که در لحظههایی میدرخشند. اما ضعفِ پیوندهای روایی، تدوینِ ریتمیکِ متناقض و پایانبندیِ شعارآلود باعث شدهاند اثر نتواند ادعای خود را در مقامِ یک نقدِ اجتماعیِ بومی اثبات کند. این فیلم برای کسانی که علاقهمند به موضوعاتِ شبکههای اجتماعی و تجربهٔ تصویریِ معاصر در سینمای ایران هستند، دیدنیهایی دارد؛ اما انتظارِ تماشاگر از یک تحلیلِ دقیق و یک ساختارِ دراماتیکِ منسجم را برآورده نمیکند. خلاصه: نمایشِ خوبِ عناصر ــ از جمله اجرا و فضاسازی ــ، اما روایتِ ناکاملِ ایده.
خبرنگار : شاکر
-
14 اردیبهشت 1405فریدون جیرانی، فیلمسازِ بحران، رابطه و زن در سینمای ایران (بخش سوم) -
12 اردیبهشت 1405قوانین اسکار تغییر کرد/ همه در شوک! -
12 اردیبهشت 1405رد پای یک زن در به آتش کشیدن تختجمشید/ این فکت حقیقت دارد؟ -
12 اردیبهشت 1405رضا کیانیان نقش خود را به برادرش سپرد -
12 اردیبهشت 1405علت فوت «منصور ململی» چه بود؟
-
تهچین فیروزکوهی؛ یک غذای خاص و خوشمزه
-
طرز تهیه پیتزای فوری با نان باگت و تخم مرغ در ماهیتابه
-
مهریه عجیب عروس خبرساز شد
-
توصیه جنجالی صداوسیما به خانوادهها: بچهها را سینما نبرید!
-
ترافیک جادهای؛ کندوان و آزادراه تهران–شمال یکطرفه شدند
-
تصاویری از پوتین در لباس نظامی
-
دقایقی پیش آسمان اسراییل کلیر شد
-
هشدار مشاور قالیباف درباره درگیری تازه
-
20 مهر 1405تذکر رهبر انقلاب به صداوسیما -
19 مهر 1405پایان ضربالاجل آمریکا -
19 مهر 1405معاون وزیر خارجه: جنایات میناب و لامرد را در محاکم بینالمللی پیگیری میکنیم -
20 مهر 1405تازه ترین آمار فوت زنان موتورسوار تهرانی -
22 مهر 1405افزایش کالابرگ در دو مرحله/ چه کسانی در اولویت هستند؟ -
23 مهر 1405اعتراض صریح یوسف پزشکیان به تلویزیون؛ چرا سه نفر مقابل یک مهمان؟ -
19 مهر 1405اعلام یک روز عزای عمومی در این استان -
19 مهر 1405شوهر کامالا هریس با نامزدی دوباره او مخالفت کرد -
19 مهر 1405هشدار پلیس فتا؛ فریب وعدههای درمان سریع و ریشهای را نخورید -
19 مهر 1405سومین استیضاح ترامپ کلید میخورد؟