شنبه، 25 مهر 1405

تضاد دیجیتال در منطقه/ بحرین آنلاین، ایران بدون اینترنت

5 ماه قبل
بازدید: 109
کد خبر: 000160088
0
تضاد دیجیتال در منطقه/ بحرین آنلاین، ایران بدون اینترنت

اینترنت در ایران دیگر فقط ابزار سرگرمی یا شبکه اجتماعی نیست؛ ستون اصلی کار، آموزش، بانکداری، حمل‌ونقل، خرید، درمان، ارتباطات خانوادگی و حتی امنیت روانی جامعه است. اما مقامات دولتی هنوز با آن مانند یک تهدید قابل کنترل رفتار می‌کند، نه یک زیرساخت حیاتی ملی.

به گزارش خبرنگار فناوری ایونا، در حالی که مقام‌های دولتی از گشایش اینترنت بین‌الملل مطلب می زنند، اما در واقعیت چیز دیگری را می بینیم.

اینترنتی کند، ناپایدار، فیلترشده و پر از اختلال که حتی انجام ساده‌ترین کارهای روزانه را به یک نبرد فرسایشی تبدیل کرده است.

اینترنت امروز ایران، بیشتر از آنکه شبیه یک شبکه پایدار ارتباطی باشد، به جاده‌ای پر از ایست‌های بازرسی شباهت دارد؛ جاده‌ای که هر لحظه ممکن است مسدود شود، سرعتش کاهش پیدا کند یا بخشی از آن ناگهان از دسترس خارج شود.

اینترنتی که همه چیز را مختل می‌کند

محدودیت‌های گسترده هفته‌های اخیر، بار دیگر نشان داد که اختلال اینترنت در ایران دیگر فقط متوجه چند پلتفرم خاص نیست. وقتی دسترسی به اینستاگرام، تلگرام یا ایکس محدود می‌شود، در عمل کل زیست دیجیتال جامعه آسیب می‌بیند.

کاربران از قطعی تماس‌های تصویری، باز نشدن فایل‌های ساده، اختلال در اپلیکیشن‌های بانکی، کندی شدید سرویس‌های آنلاین و از کار افتادن ابزارهای کاری خبر می‌دهند. بسیاری از کسب‌وکارها عملاً مجبور شده‌اند فعالیت روزانه خود را بر پایه فیلترشکن‌ها تنظیم کنند؛ وضعیتی عجیب که در آن استفاده از VPN دیگر یک انتخاب نیست، بلکه شرط اولیه اتصال به اینترنت شده است.

این اختلال مزمن، فقط کیفیت اینترنت را پایین نیاورده؛ بلکه کیفیت زندگی را هدف گرفته است. دانشجویی که کلاس آنلاینش قطع می‌شود، راننده تاکسی اینترنتی که سفارش از دست می‌دهد، فروشگاه آنلاینی که مشتری‌هایش را از دست می‌دهد و فریلنسری که نمی‌تواند فایل پروژه را ارسال کند، همگی بخشی از هزینه پنهان سیاستی هستند که سال‌هاست بدون نتیجه روشن ادامه دارد.

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا، اعتراف صریح مقام‌های دولتی به شکست سیاست فیلترینگ باشد. الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، اخیراً گفته است: «وقتی ۸۰ درصد مردم از فیلترشکن استفاده می‌کنند، فیلترینگ چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟»

این جمله در واقع خلاصه تمام تناقض اینترنت در ایران است؛ سیاستی که قرار بود دسترسی را محدود کند، اما نتیجه‌اش فقط گسترش بازار VPN، رشد ابزارهای دور زدن محدودیت و ناامن‌تر شدن فضای آنلاین بوده است.

امروز تقریباً همه می‌دانند که فیلترینگ در ایران متوقف نشده، اما عملاً بی‌اثر شده است. مردم مسیر خود را پیدا کرده‌اند، اما هزینه این وضعیت را با اینترنتی بی‌کیفیت، ناامن و فرسایشی می‌پردازند.

در این میان، یک بازار عظیم و غیرشفاف هم شکل گرفته؛ بازاری که از فروش VPN گرفته تا اینترنت‌های خاص و دسترسی‌های ویژه، هر روز بزرگ‌تر می‌شود. بازاری که نه مالیات می‌دهد، نه شفاف است و نه مسئولیت امنیت کاربران را می‌پذیرد.

شاید مهم‌ترین اثر محدودیت‌های اینترنتی، چیزی فراتر از ضرر اقتصادی باشد؛ فرسودگی روانی.

علی ربیعی، سیاستمدار، در یادداشتی نسبت به «خشم فروخورده، فرسودگی جمعی و ناامیدی» جامعه هشدار داده است؛ توصیفی که بیش از هر آمار و گزارشی، حال‌وهوای این روزهای کاربران ایرانی را توضیح می‌دهد.

جامعه‌ای که برای انجام ابتدایی‌ترین کارهای آنلاین باید مدام بین چند VPN جابه‌جا شود، اینترنت را خاموش و روشن کند و نگران قطع ناگهانی ارتباط باشد، به‌تدریج احساس بی‌ثباتی دائمی را تجربه می‌کند؛ احساسی که فقط به فضای مجازی محدود نمی‌ماند و به اعتماد عمومی هم سرایت می‌کند.

اینترنت طبقاتی؛ اختلاف جدید در جامعه دیجیتال

در کنار همه این مشکلات، حالا واژه‌ای نگران‌کننده‌تر هم وارد ادبیات عمومی شده است؛ «اینترنت طبقاتی».

ایده‌ای که بر اساس آن، بخشی از جامعه به اینترنت سریع‌تر، آزادتر و پایدارتر دسترسی دارد و بخش بزرگی از مردم باید با نسخه محدود و کنترل‌شده اینترنت کنار بیایند.

این اختلاف، فقط یک تفاوت فنی نیست؛ بلکه نشانه شکل‌گیری تبعیض دیجیتال است. در جهانی که اینترنت به بخشی از حق دسترسی برابر تبدیل شده، تفاوت در کیفیت اتصال می‌تواند به تفاوت در فرصت شغلی، آموزشی و حتی اجتماعی منجر شود.

همزمان، خبر ارائه اینترنت رایگان استارلینک در پروازهای شرکت هواپیمایی گلف‌ایر بحرین منتشر می‌شود؛ آن‌سوی خلیج فارس، اینترنت ماهواره‌ای به یک خدمت عادی تبدیل شده و این‌سو، داشتن تجهیزات استارلینک می‌تواند تبعات امنیتی داشته باشد.

این تضاد، تصویر روشنی از فاصله ایران با روند جهانی فناوری ارائه می‌دهد؛ جهانی که به سمت اینترنت آزادتر، سریع‌تر و فراگیرتر حرکت می‌کند، در حالی که کاربران ایرانی هنوز درگیر دسترسی پایدار به ابتدایی‌ترین خدمات آنلاین هستند.

اقتصاد دیجیتال؛ قربانی خاموش سیاست‌های محدودکننده

بزرگ‌ترین قربانی محدودیت‌های اینترنت شاید اقتصاد دیجیتال باشد؛ بخشی که سال‌ها از آن به‌عنوان آینده اقتصاد ایران یاد شده، اما حالا روی زمینی ناامن و غیرقابل پیش‌بینی حرکت می‌کند.

استارتاپ‌ها، فروشگاه‌های آنلاین، تولیدکنندگان محتوا، شرکت‌های فناوری، برنامه‌نویسان و هزاران کسب‌وکار کوچک و متوسط، مستقیماً از هر اختلال آسیب می‌بینند. مشکل فقط کاهش فروش یا افت درآمد نیست؛ مسئله اصلی از بین رفتن امکان برنامه‌ریزی است.

هیچ سرمایه‌گذاری حاضر نیست روی زیرساختی سرمایه‌گذاری بلندمدت کند که هر لحظه ممکن است با یک تصمیم ناگهانی مختل شود.

این همان پارادوکس بزرگ حکمرانی دیجیتال در ایران است؛ از یک‌سو صحبت از هوش مصنوعی، دولت هوشمند و اقتصاد دیجیتال می‌شود و از سوی دیگر، پایه‌ای‌ترین زیرساخت این آینده یعنی اینترنت، دائماً در وضعیت ناپایدار قرار دارد.

مسئله فقط اینستاگرام نیست

شاید بزرگ‌ترین سوءتفاهم درباره بحران اینترنت در ایران این باشد که برخی تصور می‌کنند اعتراض مردم فقط درباره دسترسی به شبکه‌های اجتماعی است.
اما مسئله امروز جامعه، بسیار فراتر از اینستاگرام و تلگرام است.

مردم اینترنت پایدار، قابل پیش‌بینی و امن می‌خواهند؛ اینترنتی که بتوان روی آن کار کرد، آموزش دید، کسب‌وکار ساخت و زندگی روزمره را پیش برد. اینترنتی که هر صبح با ترس از اختلال تازه آغاز نشود.

در جهان امروز، اینترنت دیگر یک امتیاز لوکس نیست؛ بخشی از زندگی عادی مردم است.
نادیده گرفتن این واقعیت، فقط یک تصمیم فنی یا امنیتی نیست؛ تصمیمی است که مستقیماً بر اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و آینده اقتصاد کشور اثر می‌گذارد.

خبرنگار : عاروان

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar