جمعه، 24 مهر 1405

تورم؛ حذف آینده از سبد خرید مردم

5 ماه قبل
بازدید: 123
کد خبر: 000160705
0
تورم؛ حذف آینده از سبد خرید مردم

دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی اقتصادی نوشت: سال‌ها گرانی در ایران، آرام‌آرام وارد جزئی‌ترین بخش‌های زندگی مردم شده است. از خرید روزانه و اجاره‌خانه گرفته تا تصمیم‌هایی که آدم‌ها برای آینده خود می‌گیرند.

تورم در ایران طی سال‌های اخیر، کم‌کم از یک واژه اقتصادی فاصله گرفت و به بخشی از تجربه روزمره مردم تبدیل شد. افزایش قیمت‌ها دیگر اتفاقی مقطعی به حساب نمی‌آید. جامعه مدام با اعدادی روبه‌روست که تغییر می‌کنند و همین بی‌ثباتی، احساس ناامنی را وارد زندگی روزانه کرده است. مردم پیش از خرید، قیمت‌ها را چند بار بررسی می‌کنند، خرید بعضی کالاها را عقب می‌اندازند و مدام نگران بالا رفتن دوباره هزینه‌ها هستند.

سال‌ها پیش، بسیاری از خانواده‌ها برای آینده برنامه‌ریزی‌های بلندمدت داشتند. خرید خانه، پس‌انداز برای تحصیل فرزندان، راه‌اندازی کسب‌وکار یا حتی سفر رفتن، هدف‌هایی بود که می‌شد برایشان زمان تعیین کرد. امروز بخش بزرگی از جامعه بیشتر درگیر عبور از ماه جاری است. فاصله میان درآمد و هزینه آن‌قدر زیاد شده که برنامه‌ریزی بلندمدت برای خیلی‌ها دشوار شده است.

تورم مداوم، مفهوم ثبات را از زندگی روزمره دور کرده است. بسیاری از خانواده‌ها تجربه کرده‌اند کالایی که خریدش را چند ماه عقب انداخته‌اند، ناگهان چند برابر گران‌تر شده است. همین تجربه‌های تکرارشونده، اضطرابی فرساینده ایجاد می‌کند؛ اضطرابی که در گفت‌وگوهای روزمره، نگرانی‌های خانوادگی و حتی تصمیم‌های کوچک مردم دیده می‌شود.

در چنین شرایطی، رفتار اقتصادی جامعه هم تغییر می‌کند. مردم بیشتر از گذشته به قیمت نگاه می‌کنند و کمتر فرصت دارند به کیفیت یا سلیقه شخصی فکر کنند. بعضی کالاها آرام‌آرام از سبد مصرفی حذف می‌شوند و بسیاری از خانواده‌ها مدام بین نیازهای مختلفشان اولویت‌بندی می‌کنند. این تغییرها به‌مرور کیفیت زندگی را هم تحت‌تأثیر قرار داده است.

طبقه متوسط بیش از همه زیر فشار تورم فرسوده شده است. گروهی که زمانی می‌توانست با کار، تخصص و پس‌انداز آرام‌آرام زندگی‌اش را جلو ببرد، حالا مدام احساس می‌کند از هزینه‌ها عقب مانده است. بسیاری از مشاغل که روزی نشانه ثبات اقتصادی بودند، امروز دیگر امنیت مالی ایجاد نمی‌کنند. حقوق‌ها افزایش پیدا می‌کنند، ولی قیمت‌ها با سرعت بیشتری بالا می‌روند و همین فاصله، حس بی‌نتیجه بودن تلاش را در بخشی از جامعه تقویت کرده است.

 در این میان، تغییرات اجتماعی آرام و بی‌سروصدا شکل گرفته‌اند. مهمانی‌های خانوادگی کوچک‌تر شده، بسیاری از جوان‌ها ازدواج را به تعویق انداخته‌اند و خانواده‌هایی به وجود آمده‌اند که چند نفرشان هم‌زمان کار می‌کنند تا بتوانند از پس هزینه‌های زندگی بربیایند. حتی کودکان هم زودتر از گذشته با مفهوم گرانی و محدودیت اقتصادی آشنا می‌شوند.

زبان مردم هم تغییر کرده است. اصطلاحاتی مثل «قدرت خرید»، «قیمت امروز»، «نوسان بازار» یا «صرف نمی‌کند» بیشتر از گذشته در مکالمات روزمره شنیده می‌شود. وقتی جامعه مدت طولانی درگیر بی‌ثباتی اقتصادی باشد، اقتصاد وارد گفت‌وگوهای عادی مردم می‌شود و ذهن جمعی را شکل می‌دهد.

تورم طولانی‌مدت روی اعتماد عمومی هم اثر می‌گذارد. بسیاری از مردم تلاش می‌کنند پولشان را سریع‌تر تبدیل به کالا یا دارایی کنند، چون نگران کاهش ارزش آن هستند. این رفتارها قابل پیش‌بینی است؛ جامعه‌ای که مدام کاهش ارزش پول ملی را تجربه می‌کند، آرام‌آرام احساس می‌کند آینده قابل پیش‌بینی نیست.

در سال‌های اخیر، خستگی اقتصادی به تجربه مشترک بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده است. آدم‌ها ساعت‌های بیشتری کار می‌کنند، بعضی‌ها چند شغل دارند و با این حال همچنان احساس می‌کنند به نقطه امنی نمی‌رسند. این فرسودگی فقط به درآمد محدود نیست؛ از نگرانی مداوم و ناتوانی در پیش‌بینی آینده هم شکل می‌گیرد.

نسلی که امروز در ایران جوانی می‌کند، بخش بزرگی از عمرش را در فضای تورمی گذرانده است. برای این نسل، افزایش مداوم قیمت‌ها تبدیل به بخشی از واقعیت عادی زندگی شده؛ وضعیتی که روی امید، تصمیم‌گیری و تصویر آن‌ها از آینده اثر گذاشته است.

تورم روی روابط خانوادگی، کیفیت روانی زندگی، سبک مصرف و حتی احساس مردم نسبت به آینده اثر می‌گذارد. به همین دلیل، حضور گرانی در ایران امروز را می‌توان در حرف‌های روزمره مردم، خریدهای کوچک، نگرانی‌های شبانه و سکوت خسته شهرها هم احساس کرد.

 

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar