شنبه، 25 مهر 1405

جهان شاهد ضعیف ترین دوران سازمان ملل است/ منشور ملل متحد رنگ باخته است!

7 ماه قبل
بازدید: 109
کد خبر: 000150263
0
جهان شاهد ضعیف ترین دوران سازمان ملل است/ منشور ملل متحد رنگ باخته است!

سازمان ملل در بحران‌ های مهم بین‌المللی، از خاورمیانه تا اوکراین و اینک در رابطه با تجاوز به ایران، « عملاً غایب » بوده که نباید چنین باشد!! آنهم در زمانی که ما شدیداً به دیپلماسی فعال سازمان ملل، بویژه از سوی دبیرکل محترم جناب آقای گوترش، نیاز داریم.

به گزارش خبرنگار اقتصادی ایونا، محمدرضا سبزعلیپور رئیس مرکز تجارت جهانی ایران در واکنش به خیانت مجدد ترامپ به مذاکرات و به بن بست کشاندن دیپلماسی و همچنین حمله یکجانبه آمریکا و اسرائیل به ایران و آغاز جنگ نظامی بر علیه کشورمان، ضمن تأکید بر ناکارآمدی و بی اعتباری "سازمان ملل متحد" طی یادداشتی به قلم خود در خصوص (حفظ صلح و امنیت جهانی) نوشت: امروز، منشور ملل متحد در معرض آزمونی جدی بواسطه اقدامات تجاوزکارانه و جنایات آمریکایی-صهیونی و سوء‌استفاده سیاسی از ساز و کارهای آن سازمان قرار گرفته است!! 

وی تشریح نمود: فرسایش اعتماد به سازمان ملل متحد نه از بابت اصول آن، بلکه بخاطر ناتوانی در اجرای صادقانه و بی ‌طرفانه همان اصول ناشی میشود. هنگامی که تجاوز بدون پاسخ . مجازات باقی می‌ماند و یک ‌جانبه ‌گرایی در جهان، جایگزین گفتگو و چند جانبه ‌گرایی میگردد، منشور ملل معنای خود را از دست میدهد و رفته رفته اعتبار "شورای امنیت" متزلزل و زیر سوال میرود!

با توجه به هرج و مرج موجود در گوشه و کنار جهان و یکه تازی، تجاوز و قتل عام مردم بیگناه و کودکان توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل آنهم در سکوت مجامع بیت المللی، لازم به یادآوری است که این نهادهای جهانی بویژه "سازمان ملل متحد" دیگر بطور مؤثر مأموریت اصلی خود یعنی "حفظ صلح و امنیت جهان" را انجام نمیدهد و نیازمند بازنگری جدی و تحول اساسی میباشد.

سبزعلیپور اضافه کرد: در کمال تأسف باید صراحتاً اعلام کنم که "سازمان ملل متحد" هویت، اعتماد و اعتبار خود را از دست داده و از اهداف و شرح وظایفش کاملاً دور شده است!! اگر از مردم عادی هم در خصوص عملکرد "سازمان ملل متحد" سوال کنید، بعید است پاسخ مثبتی در باره این سازمان بدهند و از عملکردش راضی باشند! زیرا تصور عمومی بر این است که "سازمان ملل" یک ماشین بوروکراتیک است که هیچ مشکلی را حل نمیکند!! هرچند بسیاری از فعالیت های این سازمان مهم و مؤثرند اما واقعیت این است که این نهاد بین المللی در هشتادمین سالگردش از مأموریت های اصلی خود فاصله گرفته و به همه چیز می‌پردازد اِلا وظایف ذاتی خود، در نتیجه به جرأت میگویم که جهان شاهد ضعیف ترین عملکرد و ضعیف ترین دوران "سازمان ملل متحد" میباشد و ناکارآمدی این سازمان موجب شده تا  جهان امروز ما "بی صاحب" شده است!! از همین رو تمرکز دوباره بر وظایف اصلی اش ضروری است.

سازمان ملل در بحران‌ های مهم بین‌المللی، از خاورمیانه تا اوکراین و اینک در رابطه با تجاوز به ایران، « عملاً غایب » بوده که نباید چنین باشد!! آنهم در زمانی که ما شدیداً به دیپلماسی فعال سازمان ملل، بویژه از سوی دبیرکل محترم جناب آقای گوترش، نیاز داریم.

علیپور تأکید کرد: از منظر حقوق بین‌الملل، تجاوز به خاک جمهوری اسلامی ایران و توسل به زور علیه یک دولت مستقل، نقض صریح ماده ۲ بند ۴ منشور سازمان ملل متحد محسوب میشود، اصلی بنیادین که هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورها را ممنوع اعلام کرده است و هیچ توجیه سیاسی یا امنیتی نمیتواند این اقدام را از وصف « تجاوز» خارج کند.

علاوه بر این، ترور مقامات رسمی و هدف قرار دادن غیرنظامیان بویژه زنان و کودکان، نقض آشکار "حق ذاتی حیات" و همچنین اصول بنیادین "حقوق بشر" میباشد. مطابق ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، "حق حیات" حقی غیرقابل سلب است و سلب خودسرانه آن، حتی در شرایط مخاصمه، ممنوع و مستوجب مسئولیت بین‌المللی است، همچنین بر اساس کنوانسیون ‌های چهارگانه ژنو ۱۹۴۹، حمله به غیرنظامیان و اشخاص خارج از درگیری و مخاصمه، "جنایت جنگی" محسوب میشود و عاملان آن میبایست تحت تعقیب کیفری قرار بگیرند.

وی در ادامه یادآور شد که ترور شخصیت‌ های رسمی یک دولت مستقل و حمایت آشکار برخی دولتها از این اقدامات، نقض اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها و همچنین مغایر با قواعد حقوق بین‌الملل است؛ قواعدی که تخطی از آنها، مسئولیت غیرقابل انکار بین‌المللی برای دولتهای خاطی را به همراه دارد. در حالی که جامعه جهانی انتظار داشت مسیر دیپلماسی و کاهش تنش ‌ها بعنوان تنها راه حل منطقی برای بحران‌ های منطقه‌ای مورد توجه قرار گیرد، واقعیتی دردناک ‌تر و هولناک ‌تر در جبهه نبرد رخ داد. گزارشهای تایید شده از حملات ویرانگر هوایی و موشکی که با مشارکت آشکار آمریکا و تحت فرماندهی رژیم صهیونیستی انجام شده، نه تنها مرزهای حقوقی را درنوردید، بلکه چهرۀ زشت بی‌رحمی نظامی را به نمایش جهانیان گذاشت! این اقدامات که با هدف قرار دادن بالاترین مقامات کشور، کشتار دسته‌ جمعی دانش‌آموزان در فضاهای آموزشی و نیز حمله به مراکز درمانی صورت گرفته است، فراتر از یک درگیری نظامی معمولی است؛ اینها سوگ نامه‌ای از نقض صریح و سیستماتیک تمام کنوانسیون‌ های بین‌المللی و اصول بنیادین حقوق بشر است.

وقتیکه یک قدرت نظامی، در سکوت مجامع بین المللی بویژه در مقابل چشمان سازمان ملل، در میان مذاکرات با نادیده گرفتن تمام پروتکل ‌های امنیتی و حقوقی، به محل اقامت رهبر کشوری حمله میکند، عملاً در حال نقض اصل ۲ منشور ملل متحد و کنوانسیون ‌های مرتبط با حمایت از اشخاص در زمان درگیری است. کشتن خانواده یک رهبر سیاسی که هیچگونه نقش مستقیمی در عملیات‌ های نظامی نداشتند، مصداق بارز ترور و جنایت علیه بشریت است. این اقدام آمریکا و رژیم صهیونیستی، فراتر از یک تاکتیک جنگی، نمادی از تلاش آنان برای ایجاد رعب، وحشت و فروپاشی ساختار سیاسی یک کشور از طریق کُشت و کشتار و خشونت بی‌حد و حصر است که هیچ توجیهی در هیچ کُد اخلاقی یا حقوقی نمیتواند داشته باشد!!

بدون‌ شک، دردناکترین و تکان‌دهنده ‌ترین بخش این حوادث، حمله به مدرسه شجره طیبه در استان میناب است! در اینجا، نه یک هدف نظامی بلکه آینده یک ملت، یعنی کودکانی که تنها وظیفه آنها یادگیری و تحصیل است، مورد اصابت موشکها قرار گرفتند!! شهادت حدود۱70دانش‌آموز در محیطی که طبق کنوانسیون ‌های بین‌المللی باید تحت حفاظت ویژه باشد، نه تنها جرمی است که هرگز فراموش نخواهد شد بلکه "جنایت جنگی و نسل‌کشی" محسوب میشود.

تحلیل این فاجعه به وضوح نشان میدهد که گویا عاملان حملات، عمداً بدنبال شکستن "روحیه ملی" و ایجاد شوک اجتماعی از طریق آسیب‌ پذیرترین قشر جامعه بوده‌اند، اقدامی که در تاریخ بعنوان خیانت به اصول انسانیت ثبت خواهد شد.

در کنار حملات مستقیم به افراد، شواهدی دال بر هدف قرار دادن سیستماتیک بیمارستانها و مراکز امدادرسانی و هلال احمر وجود دارد. حداقل 13 مرکز درمانی از جمله بیمارستانهای شهید مطهری، خاتم الانبیاء و گاندی تهران و بیمارستان ابوذر اهواز و همچنین سازمان مرکزی هلال احمر در اصفهان و مهاباد، نمونه ای از مراکزی بودند که مورد اصابت موشکهای هدایت‌ شونده متجاوزین قرار گرفتند!! طبق ماده ۱۸ پروتکل اول کنوانسیون‌ های ژنو، حملات به پرسنل پزشکی و مراکز درمانی، حتی در زمان جنگ، اکیداً ممنوع و تنها در صورتی میتوان اینگونه حملات را مجاز دانست که از این مراکز به وضوح و با سند و مدرک محکمه پسند برای مقاصد نظامی استفاده شوند.

تحقیقات میدانی نشان میدهد که این مراکز در زمان حمله، صرفاً در حال انجام وظایف درمانی و بشردوستانه خود بوده اند! تخریب عمدی این زیرساختها، علاوه بر مصدومیت و شوک به پرسنل پزشکی و بیماران، باعث اختلال و فلج شدن توانایی کشور برای امدادرسانی به قربانیان سایر حملات میشود! این استراتژی که میتوان آن را محاصره درمانی نامید، هدفی فراتر از پیروزی نظامی دارد. و آنهم به زانو درآوردن یک ملت از طریق محروم کردن آن از ابتدایی‌ترین خدمات نجات ‌بخش.

این تاکتیک، نه تنها ضد انسانی است، بلکه باعث افزایش تصاعدی تلفات غیرنظامیان میشود و سطح جرم و جنایت را نیز در جامعه به بالاترین سطح و درجه میرساند.

مهمترین جنبه این رخدادها، واکنش مجامع بین المللی است. در حالیکه سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بین‌المللی معمولاً در قبال نقض حقوق در سایر نقاط جهان واکنش‌ های سریع و محکوم ‌کننده‌ای دارند، اما در قبال این مجموعه از جنایات هولناک علیه ایران، شاهد سکوت سنگین و هدفمندی بوده ‌ایم!! این سکوت، موجب شده تا مجامع و نهادها به شریک جرم بین‌المللی مبدل شوند!!

عدم واکنش قاطع شورای امنیت سازمان ملل، یا حتی محکومیت های لفظی ضعیف از سوی قدرتهای غربی که خود را مدعیان اصلی حقوق بشر میدانند، این پیام را به جهانیان میرساند که "حقوق بشر" یک ابزار سیاسی است که تنها در راستای منافع ژئوپلیتیک به کار گرفته میشود. حقوق بین‌الملل و اقتدار مجامع بین المللی در این مقطع از زمان، مشروعیت خود را در برابر قدرت نظامی ابرقدرتها از دست داده است. این بی‌عملی نه تنها مجریان جنایات را جسورتر کرده بلکه این پیام را به دولتها و ملت های کوچکتر میدهد که در مقابل تجاوز نظامی قلدران، حمایت نخواهند شد!! ایران اکنون نه تنها قربانی حملات فیزیکی است بلکه قربانی یک شکست اخلاقی بزرگ در ساختار حکمرانی جهانی شده است.

البته جا دارد تا بدینوسیله از طرف خود و مردم عزیز ایران از شجاعت، ایستادگی و موضع گیری نخست وزیر محترم اسپانیا در برابر حمله نظامی آمریکایی-- صهیونی قدردانی کنم و مجامع بین المللی و سایر دوول اروپایی را به الگوبرداری از شجاعت و آزادگی ایشان دعوت نمایم!!

واقعیت حاکی از آن است که اهداف و اصول منشور ملل، یعنی برابری حاکمیتی دولتها، عدم مداخله در امور داخلی کشورها، حل‌ و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات و منع توسل به زور یا تهدید با آن، همچنان جهانی و تفکیک ‌ناپذیرند؛ چنین اصولی باید بطور کامل و بدون معیارهای دوگانه اجرا شوند. پاسداشت این اصول مستلزم احیای صداقت در چند جانبه‌ گرایی و تضمین آن است که هیچ کشوری یا گروهی از کشورها فراتر از قانون قرار نگیرد.

امروز، "منشور ملل متحد" که اساس حقوق بین‌الملل و چند جانبه ‌گرایی را تشکیل میدهد، در معرض آزمونی جدی بواسطه تداوم اقدامات تجاوز کارانه، بی‌ کیفرمانی و سوء‌استفاده سیاسی از ساز و کارهای آن قرار گرفته است.

برای بازسازی اعتماد، کشورهای عضو سازمان ملل متحد باید بر برتری منشور ملل تأکید مجدد داشته باشند و بار دیگر به چند جانبه ‌گرایی اصیل مبتنی بر برابری، احترام متقابل و حاکمیت قانون متعهد شوند. شورای امنیت سازمان ملل بطور خاص باید مسئولیت اصلی خود را به‌ گونه‌ای بی ‌طرفانه، مؤثر و بدون رویکرد گزینشی ایفا کند و اطمینان یابد که هیچ عضوی، حتی اگر قدرتمند هم باشد، نتواند این نهاد را برای مقاصد سیاسی یا یک ‌جانبه مورد سوء‌استفاده یا دغل ‌ورزی خود قرار دهد.

با این وجود، این تصور که مشکلاتی در سازمان ملل متحد وجود دارد، کاملاً معتبر است. این سازمان در حال از دست دادن اهمیت و توانایی خود برای اقدام است و به نظر میرسد که از بیخ و بن آسیب دیده است. این وضعیت تقریباً قابل لمس میباشد. در این میان آمریکایی ‌ها سهم زیادی از ایجاد چنین شرایطی را بر عهده دارند.

اما سازمانی با 193 کشور عضو نمیتواند مانند یک شرکت خصوصی سازماندهی و اداره شود!! این تصور که سازمان ملل میتواند با بودجه بسیار کمتر به همان میزان کار دست یابد، خیالی باطل است.

اما به هر حال حداقل این سازمان بعنوان تنها مجمعی که همه کشورهای جهان در آن همدیگر را ملاقات می‌کنند، تبادل نظر می‌کنند و با یکدیگر مباحثه می‌کنند، باید به حیات خود ادامه دهد.

در شرایط فعلی بسیاری از کشورها حتی متقاعد شده‌اند که سازمان ملل متحد میتواند بدون ایالات متحده به دستاوردهای زیادی برسد. با این حال، وقتیکه صحبت از بسیاری از فعالیتهای سازمان ملل میشود، کشورها کاملاً در مورد اینکه چه چیزی وظیفه اصلی این سازمان است اختلاف نظر دارند.

دیگر چیز زیادی از هدف اولیه بزرگ و شاید بیش از حد بزرگ این سازمان که ملتها با کمک سازمان ملل، جهان را به صورت مسالمت‌آمیز، عادلانه و مترقی شکل میدهند، باقی نمانده است!!

در خاتمه انتظار نگارنده این یادداشت و همچنین عموم مردم جهان و دولتهای عضو این نهاد بر این است تا "سازمان ملل متحد" و در رأس آن جناب آقای گوترش دبیرکل محترم آن سازمان، بعنوان بزرگترین مجمع جهانی "حافظ صلح و امنیت" در دنیا، نقش واقعی خود را ایفا نموده و نسبت به تحولات جهانی بویژه حمله نظامی آمریکایی -- صهیونی به ایران واکنش جدی نشان دهد و با تصمیمات و عملکرد قاطعانه، شایسته و برازنده، نسبت به کاهش سطح تنش ها و استقرار صلح و امنیت بجای جنگ و خونریزی اقدام تا از این طریق کارآمدی خود را به اثبات رسانده و اعتبار و اعتماد از دست رفته این سازمان را نیز احیاء و دنیا را از قلدری عده ای خاص و همچنین بی صاحبی نجات دهد!

محمدرضا سبزعلیپور

رئیس مرکز تجارت جهانی ایران

خبرنگار : عاروان

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar