سارتر و اضطراب انتخاب
بخش بیستوهشتم تاریخ فلسفه غرب
وقتی مارتین هایدگر از اضطراب، مرگ و «بودن-در-جهان» سخن گفت، فلسفه را از قلمرو مفاهیم خشک و انتزاعی بیرون آورد و به قلب تجربهٔ انسانی رساند. اما اندیشهٔ او هنوز زبانی دشوار، پیچیده و تا حدی رازآلود داشت.
چند دهه بعد، فیلسوفی در فرانسه ظهور کرد که بسیاری از دغدغههای هایدگر را به زبانی مستقیمتر، سیاسیتر و انسانیتر بیان کرد؛ فیلسوفی که اگزیستانسیالیسم را به یکی از مشهورترین جریانهای فکری قرن بیستم تبدیل کرد.
او ژان-پل سارتر بود.
سارتر در جهانی زندگی میکرد که اروپا را جنگ، اشغال، خشونت و فروپاشی اخلاقی فرا گرفته بود. دو جنگ جهانی، میلیونها انسان را نابود کرده بودند و اعتماد به پیشرفت عقلانی تمدن غرب بهشدت آسیب دیده بود.
در چنین جهانی، پرسش اصلی دیگر این نبود که «حقیقت چیست؟»، بلکه این بود:
انسان چگونه باید زندگی کند، وقتی هیچ یقین مطلقی وجود ندارد؟
پاسخ سارتر رادیکال و تکاندهنده بود.
او گفت:
«وجود بر ماهیت مقدم است.»
این جمله، شاید مشهورترین اصل اگزیستانسیالیسم باشد.
اما معنایش چیست؟
در سنت فلسفی قدیم، معمولاً تصور میشد هر چیز ماهیتی ثابت دارد؛ یعنی طبیعت و هدف آن از پیش تعیین شده است. مثلاً یک چاقو برای بریدن ساخته میشود، پس ماهیتش پیش از وجودش مشخص است.
بسیاری از فیلسوفان و ادیان، دربارهٔ انسان نیز همینگونه فکر میکردند. آنها معتقد بودند انسان دارای سرشت یا هدفی از پیش تعیینشده است؛ خواه توسط خدا، طبیعت یا عقل.
اما سارتر این ایده را رد میکند.
در نگاه او، انسان ابتدا وجود پیدا میکند، وارد جهان میشود، و فقط بعداً خودش را میسازد.
هیچ ذات ثابت، نقشهٔ آماده یا معنای از پیش نوشتهشدهای وجود ندارد.
انسان همان چیزی است که از خودش میسازد.
این ایده، آزادی را به بنیادیترین ویژگی انسان تبدیل میکند. ما نمیتوانیم پشت طبیعت ثابت، سرنوشت الهی یا قوانین قطعی پنهان شویم.
هر انتخاب ما، بخشی از هویت ما را میسازد.
اما همین آزادی، سرچشمهٔ اضطراب نیز هست.
سارتر میگوید انسان «محکوم است آزاد باشد».
چرا محکوم؟
زیرا ما بدون آنکه انتخاب کرده باشیم به جهان پرتاب شدهایم، اما پس از آن مجبوریم انتخاب کنیم. حتی اگر تصمیم بگیریم انتخاب نکنیم، باز هم انتخاب کردهایم.
هیچ راه گریزی وجود ندارد.
در نتیجه، انسان مسئول زندگی خویش است.
این مسئولیت فقط مربوط به تصمیمهای بزرگ نیست؛ بلکه در کوچکترین رفتارهای روزمره نیز حضور دارد. نحوهٔ حرفزدن، دوستداشتن، کارکردن و حتی سکوتکردن، همگی انتخاباند.
سارتر معتقد بود بسیاری از انسانها از این آزادی میترسند. زیرا آزادی یعنی نداشتن تکیهگاه نهایی.
به همین دلیل، انسان اغلب تلاش میکند خودش را فریب دهد.
او این وضعیت را «بدایمانی» مینامد.
بدایمانی یعنی انسان وانمود کند چیزی جز موجودی آزاد است؛ مثلاً خود را صرفاً محصول شرایط، نقش اجتماعی یا شخصیت ثابتش بداند.
سارتر مثال معروفی میزند: پیشخدمتی که آنقدر اغراقآمیز نقش خود را بازی میکند که گویی فقط یک «پیشخدمت» است، نه انسانی آزاد.
در نگاه سارتر، این نوع رفتار تلاشی است برای فرار از اضطراب آزادی.
زیرا اگر انسان بپذیرد کاملاً آزاد است، دیگر نمیتواند تقصیر را فقط گردن جامعه، گذشته یا سرنوشت بیندازد.
البته سارتر منکر فشار شرایط اجتماعی نبود. او میدانست انسانها در فقر، جنگ، تبعیض و محدودیت زندگی میکنند. اما حتی در سختترین شرایط نیز انسان ناچار است نسبت خود را با وضعیتش انتخاب کند.
همین مسئله باعث شد فلسفهٔ او رنگی اخلاقی و سیاسی بگیرد.
در دوران اشغال فرانسه توسط آلمان نازی، سارتر در فضای مقاومت فکری و سیاسی رشد کرد. برای او، فلسفه فقط بحثی دانشگاهی نبود؛ بلکه مسئلهای مربوط به عمل، مسئولیت و تعهد انسانی بود.
او معتقد بود انسان نهتنها برای خودش، بلکه برای همهٔ انسانها انتخاب میکند.
چگونه؟
زیرا هر انتخاب ما نوعی تصویر از انسان ارائه میدهد. وقتی تصمیمی میگیریم، درواقع نشان میدهیم فکر میکنیم انسان چگونه باید باشد.
در نتیجه، آزادی همیشه با مسئولیت اخلاقی همراه است.
اما اگزیستانسیالیسم سارتر فقط فلسفهای دربارهٔ تصمیمگیری فردی نیست. او تحلیلی عمیق از رابطهٔ ما با دیگران نیز ارائه میدهد.
یکی از مشهورترین جملات او این است:
«دوزخ یعنی دیگران.»
این جمله بارها اشتباه فهمیده شده است. سارتر نمیخواست بگوید رابطه با انسانها ذاتاً بد است. منظورش این بود که نگاه دیگران میتواند ما را به «شیء» تبدیل کند.
وقتی دیگری به ما نگاه میکند، ناگهان خودمان را از بیرون میبینیم؛ بهعنوان چیزی قابل قضاوت.
مثلاً وقتی کسی ناگهان ما را هنگام انجام کاری خجالتآور ببیند، احساس شرم میکنیم. چرا؟ چون خودمان را از نگاه او تجربه میکنیم.
در نتیجه، رابطهٔ انسانها همیشه تنشی پیچیده میان آزادی و سلطه ایجاد میکند.
ما میخواهیم آزاد باشیم، اما همزمان در نگاه دیگران گرفتار میشویم.
سارتر این کشمکش را در نمایشنامهها و رمانهایش نیز نشان داد. برخلاف بسیاری از فیلسوفان، او فقط مقالهٔ فلسفی نمینوشت؛ بلکه داستان، نمایشنامه و رمان را نیز ابزار فلسفه میدانست.
زیرا باور داشت فلسفه باید تجربهٔ واقعی انسان را لمس کند.
در رمان «تهوع»، شخصیت اصلی ناگهان احساس میکند جهان هیچ معنای ذاتی ندارد. اشیاء، آدمها و حتی خودِ وجود، حالتی غریب و سنگین پیدا میکنند.
این تجربه، نمونهای از مواجههٔ اگزیستانسیالیستی با جهان است؛ جهانی بدون معناهای آماده.
اما سارتر برخلاف نیهیلیسم کامل، معتقد بود انسان میتواند معنا خلق کند.
معنا داده نمیشود؛ ساخته میشود.
در سالهای بعد، سارتر بیشازپیش وارد سیاست شد. او از جنبشهای ضداستعماری حمایت کرد، دربارهٔ مارکسیسم نوشت و تلاش کرد اگزیستانسیالیسم را با تحلیل اجتماعی پیوند بزند.
البته این مسئله باعث شد برخی منتقدان بگویند فلسفهاش دچار تناقض شده است. زیرا تلفیق آزادی فردی مطلق با ساختارهای اجتماعی پیچیده، آسان نبود.
بااینحال، نفوذ او بر فرهنگ قرن بیستم عظیم بود.
پس از جنگ جهانی دوم، اگزیستانسیالیسم فقط یک مکتب فلسفی نبود؛ بلکه به نوعی حالوهوای فرهنگی تبدیل شد. ادبیات، تئاتر، سینما و حتی سبک زندگی جوانان اروپا تحت تأثیر آن قرار گرفت.
انسان مدرن، پس از جنگ و فروپاشی یقینهای قدیمی، خود را در جهانی میدید که باید معنایش را خودش بسازد.
در این جهان، آزادی هم هدیه بود و هم بار سنگین.
اگر هایدگر از «بودن-بهسوی-مرگ» سخن میگفت، سارتر بر «انتخاب» تأکید میکرد.
اگر نیچه میخواست انسان ارزشهای تازه بیافریند، سارتر میگفت این آفرینش در هر لحظهٔ زندگی رخ میدهد.
و اگر سنتهای قدیمی بهدنبال ماهیت ثابت انسان بودند، اگزیستانسیالیسم اعلام کرد انسان پروژهای باز و ناتمام است.
اما همزمان با رشد اگزیستانسیالیسم، جریان دیگری نیز در فلسفهٔ قرن بیستم شکل میگرفت؛ جریانی که کمتر به آزادی فردی و بیشتر به زبان، منطق و ساختار اندیشه توجه داشت.
در بخش بعدی، وارد جهان فلسفهٔ تحلیلی میشویم؛
از برتراند راسل تا لودویگ ویتگنشتاین،
و این پرسش تازه:
آیا بسیاری از مسائل فلسفی، درواقع سوءتفاهمهای زبانیاند؟
برگرفته از تاریخ فلسفه راتلج
نویسنده: موذن زاده
-
12 اردیبهشت 1405هدیه «روز معلم» فرهنگیان واریز شد -
12 اردیبهشت 1405وضعیت آب و هوا/ وزش باد و خیزش گردوخاک در کشور -
12 اردیبهشت 1405۱۱ کشته و دهها زخمی در واژگونی اتوبوس گردشگری در غرب مکزیک -
12 اردیبهشت 1405نسلی که امروز میآموزد، فردا میسازد؛ و این داستان معلمهاست... -
12 اردیبهشت 1405قوانینی که بود، اما اجرا نشد؛ فرصتهای سوخته برای نجات آب در کلانشهرها
-
عکس یک کودک در همایش جانفدایان وایرال شد
-
نام ظریف در تجمعات شبانه با شعر توهینآمیز خبرساز شد
-
روسیه به درخواست استرداد بشار اسد پاسخ داد
-
مرگ مشکوک دختر ۱۶ ساله؛ همسرش در بازداشت پلیس!
-
کشف شگفتانگیز نخستین ستاره سبز جهان
-
پزشکی قانونی علت قتل یاسر طاهری را اعلام کرد
-
لیست سیاه مورینیو لو رفت
-
جنگ ایران در قلب رقابتهای انتخاباتی آمریکا
-
20 مهر 1405تذکر رهبر انقلاب به صداوسیما -
19 مهر 1405پایان ضربالاجل آمریکا -
19 مهر 1405معاون وزیر خارجه: جنایات میناب و لامرد را در محاکم بینالمللی پیگیری میکنیم -
20 مهر 1405تازه ترین آمار فوت زنان موتورسوار تهرانی -
19 مهر 1405اعلام یک روز عزای عمومی در این استان -
23 مهر 1405اعتراض صریح یوسف پزشکیان به تلویزیون؛ چرا سه نفر مقابل یک مهمان؟ -
22 مهر 1405افزایش کالابرگ در دو مرحله/ چه کسانی در اولویت هستند؟ -
19 مهر 1405شوهر کامالا هریس با نامزدی دوباره او مخالفت کرد -
19 مهر 1405هشدار پلیس فتا؛ فریب وعدههای درمان سریع و ریشهای را نخورید -
19 مهر 1405سومین استیضاح ترامپ کلید میخورد؟