جمعه، 24 مهر 1405

بخش دوم؛

مخاطب امروز سینما می‌خرد، اما چه چیزی را؟

2 هفته قبل
بازدید: 101
کد خبر: 000539347
0
مخاطب امروز سینما می‌خرد، اما چه چیزی را؟

سرمایه، ستاره، تبلیغ یا داستان؛ فرمول واقعی فروش فیلم در سینمای امروز ایران

فروش یک فیلم از لحظه‌ای که بلیت آن خریداری می‌شود آغاز نمی‌شود؛ خیلی زودتر، از زمانی شروع می‌شود که نام فیلم برای نخستین بار به گوش مخاطب می‌رسد. در سینمای امروز ایران، مخاطب پیش از ورود به سالن درباره فیلم تصمیم اولیه خود را گرفته است. او بخشی از تیزر را دیده، نام بازیگران را شنیده، درباره داستان کنجکاو شده، واکنش دیگران را بررسی کرده و شاید حتی از یک دوست درباره فیلم پرسیده است. بنابراین گیشه، حاصل یک تصمیم ناگهانی نیست؛ نتیجه زنجیره‌ای از اعتماد، کنجکاوی، تجربه و توصیه است.

 سینمای ایران چگونه می‌تواند این زنجیره را دوباره قدرتمند کند؟

در ابتدا باید گفت، هیچ عامل واحدی فروش نمی‌سازد.نه سرمایه به تنهایی، نه ستاره، نه ژانر، نه تبلیغات و نه حتی فیلم‌نامه. فروش، نتیجه برخورد چند عامل با یکدیگر است. اما در میان همه این عوامل، یک عنصر وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت می‌کنیم: اعتماد. مخاطب باید اعتماد کند. اعتماد کند که فیلمی که تبلیغ شده، ارزش دیدن دارد. اعتماد کند که زمانش تلف نمی‌شود. اعتماد کند که پولی که برای بلیت پرداخت می‌کند، به تجربه‌ای متناسب با انتظارش تبدیل خواهد شد و از همه مهم‌تر، اعتماد کند که سینما رفتن هنوز می‌تواند برای او یک اتفاق باشد.

بیشتر بخوانید:

مخاطب امروز سینما می‌خرد، اما چه چیزی را؟ (بخش اول)

فیلم قبل از اکران باید صاحب هویت باشد

یکی از مشکلات بسیاری از فیلم‌ها این است که زمانی برای معرفی‌شدن آغاز می‌کنند که اکرانشان تقریباً شروع شده است. در حالی که فیلم برای تبدیل شدن به یک «محصول فرهنگی»، باید بسیار زودتر هویت پیدا کند.

فیلم باید یک هویت مشخص داشته باشد.گاهی این هویت از داستان می‌آید،گاهی از بازیگر،گاهی از کارگردان،گاهی از یک اتفاق واقعی و یا گاهی از یک ایده تازه.

فیلمی که درباره‌اش حرف زده نشود، بخشی از بازار را از دست می‌دهد. سینما یک صنعت اجتماعی است. فیلم در خلأ دیده نمی‌شود. وقتی تماشاگر از سالن بیرون می‌آید، درباره فیلم صحبت می‌کند. در شبکه اجتماعی می‌نویسد. برای دوستش پیام می‌فرستد. یک صحنه را تعریف می‌کند. از بازی بازیگر حرف می‌زند یا در انتها درباره پایان فیلم بحث می‌کند. به همین دلیل، فیلمی که هیچ گفت‌وگویی ایجاد نمی‌کند، حتی اگر تبلیغات خوبی داشته باشد، ممکن است در ادامه مسیر با مشکل مواجه شود. اینجاست که مفهوم تبلیغات دهان‌به‌دهان اهمیت پیدا می‌کند و مخاطب، بهترین یا بدترین تبلیغ‌کننده یک فیلم می‌تواند باشد.

شبکه‌های اجتماعی؛ شمشیر دو لبه سینما

شبکه‌های اجتماعی برای سینما یک فرصت بزرگ هستند. یک ویدئوی کوتاه می‌تواند میلیون‌ها بار دیده شود. یک دیالوگ می‌تواند تبدیل به شوخی روزانه مردم شود. یک صحنه می‌تواند در فضای مجازی دست‌به‌دست شود و یک مصاحبه می‌تواند چهره بازیگر یا کارگردان را دوباره مطرح کند.

اما همین فضا می‌تواند علیه فیلم نیز عمل کند. اگر فیلم نتواند انتظاراتی را که تبلیغات ایجاد کرده برآورده کند، همان شبکه اجتماعی که فیلم را بالا برده، می‌تواند سرعت سقوط آن را نیز افزایش دهد.

فیلم موفق فقط اکران نمی‌شود بلکه اتفاق می‌افتد. اکران یعنی فیلم در جدول نمایش قرار گرفته است. اتفاق یعنی مردم درباره آن صحبت می‌کنند. ممکن است یک فیلم به دلیل یک بازیگر، یک موضوع اجتماعی، یک حاشیه، یک ایده تبلیغاتی یا حتی یک واکنش غیرمنتظره تبدیل به موضوع روز شود. این‌جاست که سینما باید هوشمندانه عمل کند. باید بتواند توجه اولیه را به تماشای واقعی تبدیل کند.

زمان اکران؛ عاملی که گاهی فراموش می‌شود

یک فیلم خوب در زمان نامناسب می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت از انتظار داشته باشد. فیلمی خانوادگی، فیلمی کودک، فیلمی اجتماعی یا حتی یک کمدی، برای مخاطبان متفاوتی ساخته شده‌اند و رفتار این مخاطبان در طول سال یکسان نیست. مواردی همچون: تعطیلات، آغاز مدارس، ماه‌های خاص، شرایط اقتصادی،رویدادهای اجتماعی و نیز رقابت همزمان فیلم‌ها بسیار بر تصمیم مخاطب تاثیر‌گذار هستند. اکران، بخشی از استراتژی فروش فیلم است. اگر چند فیلم بزرگ همزمان وارد بازار شوند، مخاطب مجبور به انتخاب می‌شود. پس تهیه‌کننده باید از مدت‌ها قبل از اکران به تقویم مخاطب فکر کند

قیمت بلیت؛ وقتی اقتصاد وارد صندلی سینما می‌شود

نمی‌توان درباره فروش فیلم صحبت کرد و اقتصاد خانوار را نادیده گرفت. مخاطب برای سینما فقط بلیت نمی‌خرد. اگر یک خانواده چهار نفره به سینما برود، هزینه رفت‌وآمد، خوراک و سایر مخارج نیز به این تجربه اضافه می‌شود. در نتیجه سینما برای بخشی از جامعه به یک تصمیم اقتصادی تبدیل می‌شود. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که تعداد مخاطبان با رقم فروش مقایسه شود.

در نیمه اول ۱۴۰۵، فروش ریالی سینما به‌تنهایی تصویر کاملی از رفتار مخاطب ارائه نمی‌دهد و تعداد مخاطبان نسبت به دوره مشابه سال قبل کاهش داشته است. از سوی دیگر، در شهریور تعداد مخاطبان در برخی هفته‌ها روند افزایشی پیدا کرد و در هفته منتهی به ۲۰ شهریور، بیش از ۴۸۵ هزار نفر به سینما رفتند؛ یعنی وقتی ترکیب اکران، زمان مناسب و شرایط مخاطب هم‌راستا می‌شوند، ظرفیت بازگشت تماشاگر همچنان وجود دارد.

بنابراین سرمایه‌گذاری واقعی سینما فقط تولید فیلم نیست. سرمایه‌گذاری واقعی، تولید عادت سینما رفتن است.

منتقد، رسانه و مخاطب؛ سه ضلع یک مثلث

در این میان، رسانه نیز نقش مهمی دارد. رسانه نباید صرفاً خبر فروش فیلم را منتشر کند. باید درباره فیلم گفت‌وگو ایجاد کند. نقد وتحلیل کند. مخاطب را با اثر آشنا کند. نقد سینمایی نیز نباید صرفاً به تعریف یا تخریب فیلم محدود شود.ئنقد خوب باید به مخاطب کمک کند بفهمد با چه اثری روبه‌روست.

کمدی یا درام؟ ستاره یا فیلم‌نامه؟ سرمایه‌گذار یا تهیه‌کننده؟ سینما یا پلتفرم؟ شاید همه این دوگانه‌ها، ما را از سؤال اصلی دور کرده‌اند. مخاطب چرا باید بیاید؟ اگر فیلم داستان جذابی دارد، باید آن را درست معرفی کرد. اگر ستاره دارد، باید از ظرفیت او برای ایجاد کنجکاوی استفاده کرد. اگر ژانر متفاوتی دارد، باید تفاوتش را به مخاطب نشان داد. اگر فیلم اجتماعی است، باید زبان ارتباطی مناسب مخاطبش را پیدا کند. اگر کمدی است، باید فراتر از چند شوخی، تجربه‌ای کامل ارائه دهد و اگر قرار است سینما دوباره به یک عادت فرهنگی تبدیل شود، باید به مخاطب احترام گذاشت.

سینمای ایران به یک فرمول تازه نیاز دارد

فرمول تازه شاید این نباشد که بگوییم: ستاره + کمدی = فروش یا: تبلیغات + سرمایه = گیشه

فرمول واقعی پیچیده‌تر است: ایده مناسب + اجرای درست + شناخت مخاطب + زمان اکران + ارتباط مؤثر + تجربه خوب = شانس بیشتر برای فروش. این «شانس بیشتر» هم عمداً جای «تضمین فروش» را گرفته است. چون در سینما هیچ تضمینی وجود ندارد. حتی فیلمی که تمام عناصر موفقیت را در اختیار دارد، ممکن است در برابر شرایط غیرقابل پیش‌بینی بازار شکست بخورد. همین عدم قطعیت، بخشی از جذابیت سینماست. پایان؛ سینما باید دوباره دلیل ساخته‌شدن داشته باشد

شاید بزرگ‌ترین مسئله سینمای ایران این نیست که فیلم کم دارد. چگونه مخاطبی که امروز به سینما آمده، هفته بعد هم بیاید؟ چگونه خانواده‌ای که یک فیلم دیده، ماه بعد فیلم دیگری انتخاب کند؟ چگونه نوجوانی که امروز برای یک فیلم به سالن رفته، چند سال بعد همچنان سینما را انتخاب کند و چگونه سینما از یک تفریح گاه‌به‌گاه، دوباره به بخشی از زندگی فرهنگی مردم تبدیل شود؟ پاسخ احتمالاً در یک ستاره، یک ژانر یا یک تبلیغ خلاصه نمی‌شود. پاسخ در اعتماد، کیفیت، تجربه و در شناخت مخاطب است.

و در این واقعیت ساده که تماشاگر امروز برای خرید یک بلیت، در واقع بخشی از وقت، پول و توجه خود را به سینما می‌سپارد. پس سینما باید چیزی در مقابل آن به او بدهد. نه فقط یک فیلم. بلکه یک تجربه که ارزش به یاد ماندن داشته باشد. مخاطب هنوز سینما را دوست دارد؛ مسئله این است که سینما برای دوست داشته شدن دوباره، چه چیزی برای گفتن و چه تجربه‌ای برای ارائه دارد. این ارتباط سالم میان رسانه و سینما می‌تواند به شکل‌گیری گفت‌وگوی فرهنگی کمک کند. این سؤال بسیار دقیق‌تر است و گاهی از ترکیب همه این عوامل.


 نویسنده: سپیدروح

برچسب ها

خبرنگار : همتی

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar