شنبه، 25 مهر 1405

واشنگتن فشار می‌آورد، تهران مقاومت می‌کند؛ توافق ممکن است؟

6 ماه قبل
بازدید: 108
کد خبر: 000155442
0
واشنگتن فشار می‌آورد، تهران مقاومت می‌کند؛ توافق ممکن است؟

شکست دور تازه گفت‌وگوهای ایران و آمریکا در حالی رقم خورد که تنگه هرمز به مهم‌ترین اهرم فشار تهران تبدیل شده و هم‌زمان، شکاف میان خواسته‌های دو طرف عمیق‌تر از آن است که با راه‌حل‌های سریع پر شود؛ وضعیتی که دیپلماسی را در سایه جنگ و رقابت فرسایشی نگه داشته است.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایونا، گفت‌وگوهای اخیر میان ایران و آمریکا، آن‌گونه که نیت سوانسون، عضو ارشد مدعو و مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک در تحلیلی برای نشریه فارن افرز، روایت می‌کند، بدون دستیابی به پیشرفتی ملموس پایان یافت؛ نتیجه‌ای که بیش از هر چیز بازتاب فاصله ساختاری میان انتظارات دو طرف است.

در یک‌سو، واشنگتن خواهان محدودسازی برنامه هسته‌ای، مهار توان موشکی و کاهش نفوذ منطقه‌ای ایران است. در سوی دیگر، تهران نه‌تنها رفع کامل تحریم‌ها و دسترسی به منابع مالی خود را مطالبه می‌کند، بلکه به‌دنبال تضمین‌های امنیتی پایدار برای جلوگیری از تکرار درگیری نظامی است؛ مطالبه‌ای که تحقق آن در چارچوب سیاست خارجی آمریکا با ابهام‌های جدی مواجه است.

در این میان، تنگه هرمز به کانون اصلی معادله تبدیل شده است؛ گذرگاهی که کنترل یا اختلال در آن، می‌تواند به‌سرعت پیامدهایی جهانی ایجاد کند. جنگ اخیر نشان داد که ایران قادر است با ابزارهایی نه‌چندان پیچیده، هزینه عبور از این مسیر حیاتی را افزایش دهد و عملاً آن را به یک اهرم بازدارنده تبدیل کند.

همین ظرفیت، به تهران امکان داده تا در مذاکرات از موقعیتی متفاوت وارد شود. افزایش ریسک در تردد دریایی، عقب‌نشینی شرکت‌های بیمه و حتی پرداخت‌های غیررسمی برخی کشتی‌ها برای عبور، نشانه‌هایی از اثرگذاری این اهرم است. در واقع، هرمز برای ایران تنها یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه به‌تدریج به جایگزینی برای برخی مؤلفه‌های بازدارندگی سنتی تبدیل شده است.

در مقابل، واکنش دونالد ترامپ در قالب تلاش برای ایجاد نوعی محاصره متقابل، نشان می‌دهد واشنگتن نیز به اهمیت این گذرگاه واقف است. با این حال، موفقیت این رویکرد به متغیری کلیدی وابسته است: توان تحمل فشار اقتصادی در دو سوی منازعه. در این حوزه، تجربه طولانی ایران در مواجهه با تحریم‌ها، موازنه را پیچیده‌تر کرده است.

دیپلماسی در بن بست؟!

فراتر از میدان، گره اصلی در سطح محاسبات سیاسی شکل گرفته است. هر دو طرف، در ظاهر به‌دنبال خروج از بحران هستند، اما ترکیب خواسته‌های حداکثری و درک محدود از خطوط قرمز طرف مقابل، مسیر توافق را تنگ کرده است.

در واشنگتن، رویکرد مبتنی بر فشار که در دوره‌های مختلف از رونالد ریگان تا باراک اوباما اشکال متفاوتی به خود گرفته اکنون در قالبی تهاجمی‌تر دنبال می‌شود. با این حال، تجربه نشان داده که این سیاست لزوماً به تغییر رفتار سریع در تهران منجر نمی‌شود.

در سوی مقابل، محاسبه ایران بر این فرض استوار است که تداوم فشار، در نهایت هزینه‌های سیاسی و اقتصادی را برای آمریکا افزایش داده و آن را به عقب‌نشینی وادار خواهد کرد. این تقابل دو برداشت، همان نقطه‌ای است که خطر «خطای محاسباتی» را افزایش می‌دهد؛ وضعیتی که می‌تواند بحران را طولانی‌تر و پرهزینه‌تر کند.

در کوتاه‌مدت، اولویت فوری هر دو طرف، مدیریت یک بحران پرهزینه و جلوگیری از اختلال بیشتر در جریان انرژی و تجارت جهانی است. اما در افق بلندمدت، فقدان یک راهبرد پایدار به‌ویژه در سیاست آمریکا بیش از هر چیز به چشم می‌آید.

آنچه اکنون در خلیج فارس جریان دارد، صرفاً یک منازعه منطقه‌ای نیست؛ بلکه نمونه‌ای فشرده از رقابت اراده‌ها در جهانی است که در آن، ابزارهای قدرت متنوع‌تر شده‌اند و هزینه اشتباه، بیش از گذشته. در چنین شرایطی، هرمز نه‌فقط یک گذرگاه انرژی، بلکه نمادی از تلاقی ژئوپلیتیک، اقتصاد و امنیت در عصر جدید است.

خبرنگار : عاروان

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar