شنبه، 25 مهر 1405

پارادوکس تلخ ثروت‌های کاغذی و جیب‌های خالی؛ وقتی دارایی‌های میلیاردی حریف خرج و مخارج روزمره نمی‌شوند

5 ماه قبل
بازدید: 109
کد خبر: 000161360
0
پارادوکس تلخ ثروت‌های کاغذی و جیب‌های خالی؛ وقتی دارایی‌های میلیاردی حریف خرج و مخارج روزمره نمی‌شوند

این روزها فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به آیینه‌ای تمام‌نما از دغدغه‌ها، مشکلات و واقعیت‌های ملموس زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. در میان تمام پست‌ها و مطالب مختلف، گاهی یادداشت‌های کوتاه و به ظاهر ساده برخی کاربران، به دلیل دست گذاشتن روی ریشه‌ای‌ترین چالش‌های اقتصادی جامعه، به سرعت وایرال شده و با استقبال و هم‌ذات‌پنداری شدید افکار عمومی مواجه می‌شوند.

به گزارش خبرنگار اقتصادی ایونا، در ساعات گذشته، دست‌نوشته کوتاه و بسیار تکان‌دهنده یک کاربر فضای مجازی به نام «امیر» درباره ماهیت عجیب و پیچیده تورم ساختاری این روزها، توجه بسیاری از کارشناسان و مخاطبان را به خود جلب کرده است. این متن ساده، در واقع روایتگر یک پارادوکس یا تناقض عمیق اقتصادی است که این روزها بخش بزرگی از طبقه متوسط جامعه با گوشت و پوست خود آن را لمس می‌کنند.

کالبدشکافی مفهوم ابرتورم؛ دارایی‌های میلیاردی در برابر درآمدهای ریالی

این کاربر با زبانی بسیار ساده، تصویری دقیق از پدیده‌ای را ترسیم کرده است که در علم اقتصاد به آن تورم ساختاری یا حباب دارایی‌ها می‌گویند، اما در زندگی واقعی، مردم آن را به شکل «پول‌دار بودن روی کاغذ و فقیر بودن در عمل» تجربه می‌کنند. او با ردیف کردن دارایی‌های فرضی اما واقعی یک خانواده متوسط شهری، تضاد میان ارزش کلان اموال و میزان درآمد ماهانه را به چالش می‌کشد.

تصور کنید شما در خانه‌ای زندگی می‌کنید که ارزش بازار آن به ۱۰ میلیارد تومان رسیده است، خودرویی زیر پا دارید که قیمت آن در بنگاه‌ها ۳ میلیارد تومان برآورد می‌شود، و حتی وسایل آشپزخانه‌تان مثل یخچال، ماشین لباسشویی و ظرفشویی در مجموع نزدیک به یک میلیارد تومان ارزش دارند. در ظاهر و بر اساس معیارهای کلاسیک، شما فرد ثروتمندی به نظر می‌رسید که میلیاردها تومان دارایی انباشته دارد؛ اما حقیقت تلخ زمانی آشکار می‌شود که به فیش حقوقی یا درآمد ماهانه شما نگاهی بیندازیم: یک حقوق ثابت حدوداً ۳۰ میلیون تومانی در ماه! اینجاست که هندسه اقتصادی زندگی به هم می‌ریزد.

تله تعمیرات؛ وقتی توان نگهداری از داشته‌هایمان را نداریم

بخش دوم و شاید کلیدی‌ترین نکته توئیت این کاربر، اشاره به ناتوانی حاد جامعه در تامین هزینه‌های جانبی و استهلاک دارایی‌هاست. در فضای اقتصادی امروز، نرخ تورم کالاها و خدمات جنبی به مراتب سریع‌تر از نرخ دستمزدها رشد می‌کند. به زبان ساده، وقتی حقوق شما ماهی ۳۰ میلیون تومان باشد، شما نه تنها نمی‌توانید دارایی جدیدی به زندگی خود اضافه کنید، بلکه حتی در نگهداری و تعمیر وسایل فعلی خود نیز با بحرانی جدی مواجه خواهید شد.

برای ملموس‌تر شدن این فاجعه پنهان، کافی است نگاهی به هزینه‌های احتمالی تعمیرات بیندازیم. اگر موتور یک خودروی ۳ میلیاردی یا کمپرسور یک یخچال ۵۰۰ میلیون تومانی دچار نقص فنی شود، هزینه تعمیر یا تعویض قطعات آن‌ها ممکن است معادل کل دستمزد یک یا چند ماه یک کارمند یا کارگر باشد. به این ترتیب، شهروندان در تله‌ای گرفتار می‌شوند که در آن، ثروتمندانی کاغذی هستند که برای خرید قطعات یدکی یا تعمیر سقف خانه‌شان باید زیر بار قرض و وام بروند.

سقوط طبقه متوسط به زیر چتر فقر پنهان

تحلیل‌گران اجتماعی معتقدند این وضعیت، نوع جدیدی از «فقر پنهان» را در میان طبقه متوسط و کارمندی جامعه بازتعریف کرده است. در گذشته، فقر به معنای نداشتن مسکن یا خودرو بود؛ اما در دنیای امروز، افراد ممکن است صاحب این دارایی‌ها باشند، ولی به دلیل عدم تناسب میان جریان درآمدی و ارزش دارایی، از تامین استانداردهای یک زندگی باکیفیت عاجز بمانند. این پدیده باعث ایجاد یک فشار روانی مضاعف بر دوش سرپرستان خانوار می‌شود؛ چرا که آن‌ها در میان تضادِ داشتنِ اموالِ میلیاردی و ناتوانی در پرداخت هزینه‌های ساده‌ای چون شارژ ساختمان، بیمه خودرو یا خرید یک قطعه کامپیوتری گرفتار شده‌اند.

از سوی دیگر، این مدل از تورم عملاً انگیزه پس‌انداز و برنامه‌ریزی برای آینده را از بین می‌برد؛ زیرا وقتی فاصله میان درآمدهای ثابت و قیمت کالاهای سرمایه‌ای به این حد از شکاف می‌رسد، افراد جامعه حس می‌کنند که تلاش‌های اقتصادی آن‌ها برای ارتقای سطح زندگی بی‌فایده است و تنها باید تمام انرژی خود را صرف حفظ وضعیت موجود و جلوگیری از فرسودگی داشته‌های قبلی‌شان کنند.

خبرنگار : نقوی

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar