شنبه، 25 مهر 1405

از تنگه هرمز تا نظم نوین؛ جنگی که قواعد را کنار زد

6 ماه قبل
بازدید: 108
کد خبر: 000155439
0
از تنگه هرمز تا نظم نوین؛ جنگی که قواعد را کنار زد

تحلیل‌های اخیر از جنگ خلیج فارس نشان می‌دهد این درگیری، فراتر از یک بحران منطقه‌ای، به نقطه‌ای تعیین‌کننده در بازتعریف نظم جهانی تبدیل شده است؛ جایی که اقتصاد، فناوری و امنیت درهم‌تنیده شده‌اند و «قدرت» بیش از هر زمان دیگری به‌صورت مستقیم و بی‌پرده اعمال می‌شود.

به گزارش خبرنگار اقتصادی ایونا، جنگ اخیر خلیج فارس، آن‌گونه که هال برندز در تحلیل خود برای بلومبرگ توصیف می‌کند، نه یک درگیری محدود بلکه آغازی برای ورود به مرحله‌ای تازه از رقابت جهانی است. مرحله‌ای که در آن، مرز میان اقتصاد و امنیت از میان برداشته شده و ابزارهای اقتصادی به بخشی از زرادخانه ژئوپلیتیکی کشورها تبدیل شده‌اند.

در این چارچوب، حتی آتش‌بس‌های شکننده نیز نمی‌توانند از شدت پیامدهای این بحران بکاهند. آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، موجی از شوک‌های ژئوپلیتیکی است که از بازار انرژی تا زنجیره‌های تأمین و از اتحادهای نظامی تا رقابت‌های فناورانه را دربرگرفته است.

 وقتی اقتصاد به سلاح تبدیل می‌شود

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این جنگ، تثبیت روندی است که پیش‌تر نیز نشانه‌های آن دیده می‌شد: «تسلیحاتی شدن اقتصاد جهانی». در این الگو، دیگر تنها تانک و موشک تعیین‌کننده نیستند، بلکه گلوگاه‌های اقتصادی از تنگه‌های حیاتی تا مواد اولیه استراتژیک به ابزار فشار تبدیل شده‌اند.

نقش تنگه هرمز در این میان تعیین‌کننده بود؛ گذرگاهی که هرگونه اختلال در آن می‌تواند به‌سرعت بازارهای جهانی انرژی را دچار شوک کند. جنگ اخیر نشان داد که کنترل این نقطه، نه‌فقط یک مزیت منطقه‌ای بلکه یک اهرم فشار جهانی است.

این روند محدود به خاورمیانه نیست. رقابت میان آمریکا و چین بر سر نیمه‌رساناها و مواد معدنی کمیاب نیز بخشی از همین منطق است. در چنین شرایطی، هر پیوند اقتصادی می‌تواند به نقطه‌ای برای اعمال فشار تبدیل شود و هر وابستگی، به یک آسیب‌پذیری بالقوه تبدیل گردد.

در نتیجه جهانی که هم‌زمان بیش از همیشه به هم وابسته و در عین حال، بیش از هر زمان دیگری مستعد گسست و رقابت است.

جنگ آینده؛ از هوش مصنوعی تا فروپاشی ائتلاف‌ها

جنگ خلیج فارس تنها یک تقابل نظامی نبود؛ بلکه به‌نوعی آزمایشگاه جنگ‌های آینده نیز تبدیل شد. استفاده گسترده از فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، نشان داد که ماهیت نبردها در حال تغییر است. در این میدان، برتری فناورانه اهمیت دارد، اما تعیین‌کننده نهایی نیست؛ چراکه بازیگران ضعیف‌تر نیز می‌توانند با ابزارهای نامتقارن، هزینه‌های سنگینی تحمیل کنند.

در سطح کلان‌تر، این جنگ تصویری تازه از رفتار قدرت‌های بزرگ ارائه می‌دهد. به‌ویژه رویکرد دونالد ترامپ که به‌زعم بسیاری از تحلیلگران، نشان‌دهنده گرایش به استفاده مستقیم‌تر و کم‌ملاحظه‌تر از قدرت است.

هم‌زمان، شکاف در اتحادهای سنتی از جمله در ناتو نشان می‌دهد که جهان ممکن است به‌سمت مدل‌های جدیدی از همکاری حرکت کند؛ مدل‌هایی مبتنی بر ائتلاف‌های دوجانبه و موقت، نه ساختارهای چندجانبه پایدار.

در این میان، خاورمیانه بار دیگر به مرکز ثقل رقابت جهانی بازگشته است؛ منطقه‌ای که هم در حوزه انرژی و هم در رقابت‌های فناورانه، نقشی کلیدی ایفا می‌کند. سرمایه‌گذاری کشورهای منطقه بر هوش مصنوعی و زیرساخت‌های دیجیتال نیز نشان می‌دهد که این رقابت تنها به میدان‌های سنتی محدود نخواهد ماند.

در نهایت، آنچه از دل این بحران بیرون آمده، تصویری از جهانی است که به‌تدریج از «نظم مبتنی بر قواعد» فاصله می‌گیرد و به‌سمت نظمی مبتنی بر «قدرت عریان» حرکت می‌کند. نظمی که در آن، اقتصاد، فناوری و امنیت به‌طور کامل در هم تنیده شده‌اند و کشورها ناگزیرند برای بقا، هم‌زمان در هر سه جبهه رقابت کنند.

برای اقتصاد جهانی، این به معنای ورود به دوره‌ای از نااطمینانی ساختاری است؛ دوره‌ای که در آن، ثبات دیگر یک پیش‌فرض نیست، بلکه یک مزیت کمیاب خواهد بود.

خبرنگار : عاروان

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar