شنبه، 25 مهر 1405

بازتعریف نظم جهانی

7 ماه قبل
بازدید: 111
کد خبر: 000149952
0
بازتعریف نظم جهانی

دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی بین‌الملل و رئیس کارگروه احیای کسب‌وکارهای جاده ابریشم یونسکو نوشت: در سال ۲۰۲۶، داده‌های جدید نشان می‌دهند که بخش قابل‌توجهی از مردم اروپا، ایالات متحده را نه متحد سنتی که یک «تهدید» می‌دانند. وضعیتی بی‌سابقه که می‌تواند نظم جهانی را بازتعریف کند. این تغییر در افکار عمومی، بازتاب بحران‌های پیاپی، رقابت قدرت‌ها و سیاست‌های واشینگتن است که از زمان جنگ سرد بی‌سابقه بوده است. گفت‌وگو درباره اتحادهای راهبردی، نقش آمریکا در امنیت اروپا و پیامدهای این تحول برای سیاست خارجی جهان ضروری شده است.

تحولات جهانی در سال‌های اخیر، از بحران‌های اقتصادی و زنجیره تأمین تا تنش‌های ژئوپلیتیک، باعث شده نگاه بسیاری از شهروندان اروپایی به نقش ایالات متحده تغییر کند. بر اساس نظرسنجی‌های جدید، حدود ۲۰ درصد از مردم در کشورهای بزرگ اروپا، آمریکا را «تهدید بزرگی» می‌دانند؛ حتی بیشتر از کشورهایی مانند چین و کره شمالی.

این تغییر چشمگیر، ترکیبی از عوامل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. سیاست‌های یک‌جانبه، تصمیم‌های ناگهانی واشینگتن، دخالت‌های نظامی و فشارهای اقتصادی جهانی باعث شده تصویر آمریکا در میان بخش قابل‌توجهی از اروپایی‌ها تغییر کند. برای مثال، تصمیمات آمریکا در بحران‌های اخیر انرژی و جنگ‌های منطقه‌ای، اعتماد سنتی متحدان اروپایی را تضعیف کرده است.

علاوه بر سیاست، مسائل فرهنگی و رسانه‌ای نیز نقش مهمی در این تغییر داشته‌اند. شبکه‌های اجتماعی، خبرگزاری‌های مستقل و تحلیل‌های اقتصادی و سیاسی باعث شده شهروندان اروپایی بیش از گذشته پیامدهای تصمیمات آمریکا را مستقیماً مشاهده کنند و آن را با منافع خود مقایسه نمایند.

 تاریخچه نگاه اروپا به آمریکا

برای درک اهمیت این تغییر، نگاه به تاریخ رابطه اروپا و آمریکا ضروری است. از جنگ جهانی دوم تا پایان جنگ سرد، آمریکا ابرقدرت حامی اروپا در برابر تهدید اتحاد جماهیر شوروی دیده می‌شد. ایجاد ناتو، حمایت اقتصادی از طرح مارشال و حضور نظامی در غرب اروپا، تصویر آمریکا را به یک متحد غیرقابل جایگزین تبدیل کرد.

با پایان جنگ سرد، اروپا به دنبال استقلال نسبی در سیاست خارجی و امنیتی خود بود. اما بحران‌های متوالی در غرب آسیا و اروپا باعث شد تکیه بر واشینگتن همچنان ادامه یابد. با این حال، دهه‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ نشان دادند که آمریکا دیگر نمی‌تواند نقش سنتی خود را بدون تردید و نقد پذیرا باشد. سیاست‌های یک‌جانبه، خروج از توافق‌های بین‌المللی و مداخله‌های اقتصادی باعث شد اروپایی‌ها به دنبال تعریف جدیدی از استقلال راهبردی خود باشند. 

پیامد درک تهدید از آمریکا برای اروپا

این تغییر در ادراک عمومی فراتر از یک نظرسنجی ساده است. نشانه‌ای از نارضایتی عمیق درباره نقش واشینگتن در امنیت و سیاست خارجی اروپا است. برای دهه‌ها، سیاست خارجی اروپا در چارچوب ناتو و وابستگی به ایالات متحده شکل گرفت. اما زمانی که بخش بزرگی از جمعیت اروپا آمریکا را تهدید می‌بیند، سؤالات اساسی درباره اولویت‌های امنیتی، استقلال استراتژیک و اتحادهای نظامی مطرح می‌شود.

این تحول می‌تواند باعث شود اروپا در سیاست خارجی خود مسیر جدیدی را دنبال کند: مسیر «استقلال ائتلافی» به جای پیروی سنتی از واشینگتن. این به معنای کاهش تکیه بر آمریکا در امنیت جمعی، افزایش نقش سیاست خارجی اتحادیه اروپا و تقویت همکاری‌های دو‌جانبه با قدرت‌های دیگر است. 

رویکردهای متفاوت کشورها در اروپا

اروپا یک بلوک یک‌دست نیست. نگاه کشورها به آمریکا و سیاست‌های واشینگتن متفاوت است.

فرانسه به دنبال استقلال استراتژیک و کاهش وابستگی نظامی به آمریکا است. سیاست‌های سال‌های اخیر پاریس نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد قدرت دفاعی مستقل و افزایش نقش فرانسه در معادلات اروپایی است.

آلمان از نظر اقتصادی پیوندهای گسترده‌ای با آمریکا دارد. اما در زمینه دفاعی و سیاست خارجی، گرایش به همکاری‌های چندجانبه و اروپامحور را تقویت کرده است.

بریتانیا پس از برگزیت، نقش خود را در سیاست جهانی بازتعریف کرده و تلاش می‌کند در اتحادهای فرامنطقه‌ای مستقل عمل کند. هرچند همچنان رابطه ویژه خود را با واشینگتن حفظ کرده است.

کشورهای شمال اروپا نیز با تأکید بر امنیت پایدار، به دنبال تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و ظرفیت‌های بومی دفاعی هستند.

این تفاوت‌ها می‌تواند به شکل‌گیری مسیرهای موازی در سیاست خارجی اروپا منجر شود؛ مسیرهایی که الزاماً در امتداد سیاست‌های آمریکا تعریف نمی‌شوند.

 

پیامدهای اقتصادی و امنیتی این تغییر نگاه

تغییر نگرش اروپا نسبت به آمریکا پیامدهای گسترده‌ای دارد. از منظر نظامی، ممکن است اروپا به سمت تقویت صنایع دفاعی داخلی و افزایش بودجه‌های نظامی حرکت کند تا وابستگی خود را کاهش دهد.

در حوزه اقتصاد، بازنگری در زنجیره‌های تأمین، تنوع‌بخشی به منابع انرژی و تقویت روابط تجاری با سایر قدرت‌ها می‌تواند در دستور کار قرار گیرد. کاهش وابستگی راهبردی، به معنای افزایش انعطاف‌پذیری اقتصادی نیز خواهد بود.

در سطح نهادهای امنیتی، نقش ناتو ممکن است مورد بازتعریف قرار گیرد. اگر اعتماد عمومی به آمریکا کاهش یابد، فشار سیاسی برای افزایش سهم و نقش اروپا در ساختار دفاعی جمعی بیشتر خواهد شد.

 

نگاه قدرت‌های دیگر

چین، هند و روسیه با دقت این تحولات را دنبال می‌کنند. چین ممکن است از شکاف احتمالی میان اروپا و آمریکا برای گسترش همکاری‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری استفاده کند. هند در تلاش است تعادل روابط خود را حفظ کرده و جایگاه خود را در نظم چندقطبی تقویت کند. روسیه نیز کاهش انسجام غرب را فرصتی برای افزایش نفوذ سیاسی می‌داند؛ هرچند با محدودیت‌های جدی مواجه است.

این وضعیت نشان می‌دهد که تغییر در ادراک اروپا نسبت به آمریکا، تنها یک مسئله دوجانبه نیست و پیامدهای جهانی دارد. تا جایی که بر موازنه قدرت در سطح بین‌المللی اثر می‌گذارد.

 

جنگ اطلاعات و نقش رسانه‌ها

بخش مهمی از تغییر نگاه اروپا به آمریکا، تحت تأثیر فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است. شهروندان امروز دسترسی مستقیمی به اطلاعات دارند و تصمیم‌های سیاست خارجی را با سرعت بیشتری ارزیابی می‌کنند.

افکار عمومی می‌تواند بر دولت‌ها فشار وارد کند تا سیاست‌های مستقل‌تری اتخاذ کنند. این پدیده نشان می‌دهد که در عصر ارتباطات، سیاست خارجی دیگر صرفاً در سطح نخبگان تعیین نمی‌شود و جامعه نیز نقش فعالی در جهت‌دهی به آن دارد.

 

نظم جهانی آینده

چشم‌انداز آینده می‌تواند مسیرهای متفاوتی را پیش رو بگذارد. ممکن است اروپا به سمت استقلال راهبردی بیشتر حرکت کند و ساختار دفاعی و سیاسی خود را تقویت نماید. ممکن است آمریکا با بازتعریف نقش خود، اعتماد از دست‌رفته را احیا کند و اتحادهای سنتی با اشکال تازه‌ای ادامه یابند. همچنین احتمال دارد جهان به سمت چندقطبی شدیدتر حرکت کند. نظمی که در آن قدرت‌ها در شبکه‌ای پیچیده از همکاری و رقابت هم‌زمان فعالیت می‌کنند.

 

متحدین جدید

وقتی بخش قابل‌توجهی از مردم اروپا آمریکا را «تهدید» می‌دانند، این فقط یک عدد نیست؛ نشانه‌ای از تحول در درک امنیت و اتحاد است. چنین تغییری می‌تواند اتحادهای دیرینه را دگرگون کند و مسیر سیاست خارجی قاره سبز را تغییر دهد.

جهان در مرحله‌ای قرار گرفته که نظم پساجنگ سرد دیگر قطعیت گذشته را ندارد. اعتماد، منافع اقتصادی، امنیت انرژی و افکار عمومی همگی در شکل‌گیری معادلات جدید نقش دارند. باید بپذیریم آینده نظم جهانی در توان بازیگران برای سازگاری با واقعیت‌های جدید رقم خواهد خورد.

 

خبرنگار : شاکر

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar