شنبه، 25 مهر 1405

تریبون یا دادگاه؟ وقتی سخنرانی بوی آشوب می‌دهد

5 ماه قبل
بازدید: 122
کد خبر: 000157938
0
تریبون یا دادگاه؟ وقتی سخنرانی بوی آشوب می‌دهد

انتشار و بازنشر ویدئویی از اظهارات تند شیخ قاسمیان درباره صدور حکم اعدام برای روحانی و ظریف بار دیگر جرقه ای را برای بحران در شرایط فعلی کشور آماده کرده است.

تریبون یا میدان تحریک؟

به گزارش خبرنگار سیاسی ایونا، آنچه در اظهارات اخیر قاسمیان بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، عبور صریح از چارچوب‌های حقوقی و ورود به حوزه‌ای است که اساساً در اختیار نهادهای رسمی و قضایی قرار دارد. صدور حکم اعدام، آن هم از یک تریبون عمومی، نه‌تنها فاقد وجاهت قانونی است، بلکه به‌نوعی تضعیف ساختارهای رسمی تصمیم‌گیری نیز تلقی می‌شود.

در هر نظام سیاسی، حتی در شدیدترین اختلافات، سازوکارهایی برای رسیدگی به اتهامات وجود دارد؛ از دادگاه و وکیل گرفته تا روند دادرسی عادلانه. نادیده گرفتن این سازوکارها و جایگزین کردن آن با ادبیات احساسی و تهییجی، عملاً به معنای مشروعیت‌بخشی به بی‌نظمی و عدالت خودسرانه است.

یکی از ابعاد نگران‌کننده این ماجرا، نوع مخاطب‌سازی در چنین سخنانی است. وقتی مفاهیم دینی با ادبیات سیاسی و احکام سنگین کیفری گره می‌خورند، بخشی از مخاطبان به‌ویژه جوانان کم‌تجربه ممکن است دچار برداشت‌های افراطی شوند.

در چنین فضایی، مرز میان «نظر شخصی» و «حکم شرعی» برای برخی مخاطبان کمرنگ می‌شود. اینجاست که خطر آغاز می‌شود: اگر فردی این سخنان را به‌مثابه تکلیف تلقی کند، مسئولیت پیامدهای احتمالی آن بر عهده چه کسی است؟

این همان نقطه‌ای است که بسیاری از منتقدان بر آن تأکید دارند؛ اینکه سخن گفتن از اعدام در فضای عمومی، حتی اگر با قید و شرط همراه باشد، می‌تواند تبعاتی فراتر از نیت گوینده ایجاد کند.

همچنین در اظهارات قاسمیان، نوعی تناقض نیز به چشم می‌خورد؛ از یک‌سو با قاطعیت از ضرورت مجازات سخن گفته می‌شود و از سوی دیگر، اجرای آن به قوه قضائیه ارجاع داده می‌شود.

این تناقض، سوال مهمی را ایجاد می‌کند: اگر مسیر قانونی باید طی شود، اساساً طرح چنین موضوعاتی در تریبون عمومی چه ضرورتی دارد؟ و اگر قوه قضائیه به این درخواست توجه نکند، چه پیامی به مخاطبانی منتقل می‌شود که این سخنان را جدی گرفته‌اند؟

این وضعیت می‌تواند به تضعیف اعتماد عمومی به نهادهای رسمی منجر شود؛ چرا که بخشی از جامعه ممکن است تصور کند میان «حکم اعلام‌شده» و «اقدام قانونی» فاصله‌ای معنادار وجود دارد.

سیاست در لباس دین

بخش دیگری از نقدها متوجه نحوه استفاده از مفاهیم دینی در این نوع موضع‌گیری‌هاست. بهره‌گیری از آیات و روایات برای توجیه مواضع سیاسی، پدیده‌ای تازه نیست، اما در شرایط حساس اجتماعی و سیاسی، می‌تواند به ابزاری برای قطبی‌سازی جامعه تبدیل شود.

وقتی دین به‌عنوان پشتوانه یک موضع تند سیاسی قرار می‌گیرد، امکان گفت‌وگوی عقلانی کاهش می‌یابد و هرگونه مخالفت، به‌سادگی در تقابل با «مقدسات» تعریف می‌شود. این روند، نه‌تنها فضای نقد را محدود می‌کند، بلکه می‌تواند به اختلافات عمیق‌تر اجتماعی نیز دامن بزند.

نکته قابل تأمل دیگر، زمان طرح چنین اظهاراتی است. در شرایطی که کشور با چالش‌های بیرونی و فشارهای بین‌المللی مواجه است، نیاز به انسجام داخلی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

در چنین فضایی، طرح موضوعاتی که می‌تواند به تنش‌های داخلی دامن بزند، از سوی بسیاری به‌عنوان اقدامی خلاف منافع ملی ارزیابی می‌شود. به‌ویژه آنکه تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند که برخی مواضع تند و هیجانی، در بزنگاه‌های حساس، هزینه‌های قابل توجهی برای کشور ایجاد کرده‌اند.

سیدعبدالجواد موسوی در واکنش به سخنرانی تند قاسمیان در خبرآنلاین نوشت: « این نخستین‌بار نیست که این شیخ تصمیم گرفته‌است مملکت را به‌هم بریزد. تاحالا که موفق بوده. نه در همه موارد اما در یکی دو مورد تیرش درست به هدف خورده. از جمله در ماجرای عربستان. آن‌هم در زمانی که اصلا نیازی به آن بلواها نبود. او خوب می‌داند چه وقتی باید وارد صحنه شود. درست وقتی که مملکت بیش از هروقت دیگری احتیاج به همدلی و اتحاد و همبستگی دارد سر و کله‌اش پیدا می‌شود تا زحمات همه دلسوزان این آب و خاک را بر باد دهد.

خوب هم بلد است اغراض و اهداف سیاسی‌اش را پشت خدا و پیغمبر و ائمه‌اطهار(سلام‌الله علیهم اجمعین) پنهان کند و با تکیه بر حافظه خوبی که دارد با ردیف کردن چندآیه و روایت، دل و هوشِ اهل ظاهر را برباید و سخنانش را موجه جلوه دهد. اما فراموش کرده‌است که این مملکت پیش از او شعبده‌هایی از این‌دست بسیار دیده‌است. کم نبودند کسانی مثل شیخ قاسمیان که بالا تا پایینِ سخنانشان را به آیات قرآن مزین می‌کردند اما سرانجام به حکمِ کشتنِ شریف‌ترین و روشن‌ترین عالمان دینی به جوخه اعدام سپرده شدند و یا سر از جهنم پادگان اشرف و لیبرتی و آلبانی درآوردند. اگر قرار باشد هرکسی با تلاوت چند آیه و خواندن چند روایت، حکم به اعدام و ریختن خون این و آن بدهد که دیگر چه نیازی به قانون و دادگاه و وکیل و قوه قضائیه و این حرف‌ها. کل مملکت را بدهیم دست همین قاسمیان و مریدانش و خلاص.

ای کاش قاسمیان در همین چند جمله فتنه‌انگیزش قدری صداقت و شجاعت به خرج می‌داد. از طرفی قاطعانه دستور اعدام صادر می‌کند و با یادآوری حکمی از بنیان‌گذار انقلاب به یکی از مسئولانِ وقتِ قوه قضائیه، سعی دارد قوانینی مثل دادگاه و مراحل یک حکم عادلانه را کلا زیر سئوال ببرد و یک‌جورهایی مشتی جوانِ ساده دل را به ریختن خون ظریف و روحانی ترغیب کند و از طرفی می‌گوید البته این‌کارها کار مردم نیست و قوه قضائیه باید اقدام کند. اول آن‌که چه لزومی دارد چنین تقاضایی را از یک تریبون عمومی اعلام کنی؟ تو که به لطف مسئولان جمهوری اسلامی این قدر رابطه و جایگاه داری که بتوانی صدایت را به گوش مقامات قوه قضائیه برسانی. چرا آن‌را فریاد می‌زنی؟ خب، اگر قوه قضائیه به توصیه تو گوش نکرد چه؟ تکلیف حکم خدا چه می‌شود؟ تکلیف جوان ساده دلی که تو و امثال تورا باور دارد و فکر می‌کند اگر قوه قضائیه به حرف تو گوش نکند در حقیقت به کلام خدا بی‌اعتنایی کرده چه می‌شود؟ اگر آن جوان خواست خودش دست به اقدام بزند و حکم خدارا جاری کند چه؟ آن‌وقت آن‌قدر شجاعت و جوانمردی در تو هست که گناه او را گردن بگیری و دستِ‌کم خودت را در جرمی که او مرتکب شده شریک بدانی؟

می‌دانی آشیخ! تقصیر تو نیست. تقصیر محمدباقر قالیباف است که به توصیه مشاورانِ بی‌کفایتش چون تویی‌ را که هیچ صلاحیتی برای اداره کتابخانه مجلس نداشت به ریاست آن مرکز گماشت تا توّهم برت بردارد که اهل فضلی و دانش. تقصیر سازمان بی در و پیکر صدا و سیماست که آن‌قدر تریبون در اختیار چون تویی گذاشت تا خیال برت دارد جدی جدی کارشناس دینی هستی و با خردک هوشی و سر سوذن ذوقی می‌توانی جا پای مطهری بگذاری. هم او که به دست اسلافِ عقیدتی تو به شهادت رسید. به دست همان کسانی که مثل تو قرآن می‌خواندند و تفسیر به رأی می‌کردند. البته تو باهوش‌تر از آن‌هایی. همین‌که توانستی خودت را تا این‌جا برسانی و در مقام یک عالم دلسوز در بحرانی‌ترین شرایط مملکت آدرس غلط به برخی از حاکمان و جوانانِ ساده‌دل بدهی یعنی خوب حواست هست داری چه‌کار می‌کنی.

فقط مشکل این‌جاست که خودت را زیادی باهوش تصور می‌کنی و فکر نمی‌کنی ممکن است کسانی هم حواسشان باشد که در آستانه یک جنگِ وجودی با صهیونیست‌ها چرا باید یک نفر منبر برود و بگوید: دشمن اصلی ما اسرائیل نیست و ما قرار است با عربستان وارد جنگ شویم. احتمالا بازهم فکر نمی‌کنی کسانی حواسشان هست که چرا این‌قدر از پایان یافتنِ جنگ هراس داری و نه تنها دلت نمی‌خواهد که جنگ ما با آمریکا و اسرائیل پایان پذیرد بلکه می‌خواهی با فتنه‌انگیزی آتشِ جنگ داخلی را هم روشن کنی تا مملکت زیر بار مصائب بی‌شمار از پای درآید. من که کاره‌ای نیستم تا به کسی یا دستگاهی توصیه‌ای کنم اما بدم نمی‌آید قوه قضائیه اگرنه برای دفاع از این مملکت دست‌کم برای دفاع از حیثیت خودش هم که شده فکری به حال تو و امثال تو کند که این‌روزها سخت مشغول کارید.»

مسئولیت نهادها در برابر تریبون‌های بی‌ضابطه

در نهایت، این ماجرا تنها به یک فرد یا یک سخنرانی محدود نمی‌شود؛ بلکه به مسئله‌ای گسترده‌تر درباره نحوه مدیریت تریبون‌های عمومی بازمی‌گردد.

اینکه چه کسانی، با چه سطحی از تخصص و مسئولیت‌پذیری، امکان دسترسی به رسانه‌ها و مخاطبان گسترده را دارند، موضوعی است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. تجربه نشان داده که بی‌توجهی به این مسئله، می‌تواند زمینه‌ساز بروز بحران‌های غیرمنتظره شود.

اظهارات تند و جنجالی قاسمیان، صرف‌نظر از انگیزه‌های پشت آن، بار دیگر اهمیت مرزبندی میان نقد، نظر و تحریک را یادآوری می‌کند. در جامعه‌ای که با چالش‌های پیچیده داخلی و خارجی روبه‌روست، هر کلمه ای یا در جهت آرامش و همبستگی، یا در مسیر التهاب و واگرایی می‌تواند اثرگذار باشد.

در چنین شرایطی، مسئولیت سخن گفتن به‌ویژه از تریبون‌های عمومی بیش از هر زمان دیگری سنگین است.

خبرنگار : عاروان

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar