جمعه، 24 مهر 1405

راه‌هایی که می‌تواند به افزایش تاب‌آوری کمک کند

5 ماه قبل
بازدید: 114
کد خبر: 000161224
0
راه‌هایی که می‌تواند به افزایش تاب‌آوری کمک کند

سکوت اطرافیان در برابر دردهای بزرگ، اغلب نه از سر بی‌توجهی، بلکه ناشی از ناتوانی در بیان همدردی است. با شکستن این سکوت و بیان صادقانه‌ی احساسات، می‌توانیم در روزهای سخت از تنهاییِ آزاردهنده رها شویم.

راه‌حل اول: در مورد سختی‌ها صحبت کنید:

این موضوع کمتر از آنی که فکر کنید پیش می‌آید. اصولاً وقتی یک مشکل کوچک دارید، مثلاً سرماخوردگی، هرکسی شما را ببیند حال شما را می‌پرسد؛ اما اگر شما یک مشکل بزرگ داشته باشید، هیچ‌کس حال شما را نمی‌پرسد. خانم سندبرگ، یکی از مدیران ارشد فیس‌بوک، توضیح می‌دهد که بعد از فوت همسرم بعضی‌ها تا یک هفته هیچ حالی از من نمی‌پرسیدند. احساس می‌کردم با دوستانی سر و کار دارم که حال من اصلاً برایشان مهم نیست. دوستانی که تا قبل از این اتفاق در مورد همه‌چیز با من صحبت می‌کردند، هیچ خبری از من نمی‌گرفتند و این باعث می‌شد حس کنم نامرئی و تنها هستم.

اما دلیل این موضوع این نبوده است که دوستان خانم سندبرگ دوستان بدی بوده‌اند. واقعیت این است که آدم در چنین شرایطی نمی‌داند که چه باید بگوید؛ برای همین تصمیم می‌گیرد کلاً چیزی نگوید. این پدیده آن‌قدر شایع است که روان‌شناسان برایش اسم گذاشتند؛ اسم این عمل «اثر سکوت» (Mum Effect) است. این اثر وقتی ایجاد می‌شود که افراد می‌خواهند از به‌اشتراک‌گذاری خبر بد اجتناب کنند، یا وقتی اطرافیان یک فرد، درباره‌ی یک مشکل بزرگ سکوت می‌کنند و به تصور خودشان دوباره غم آن فرد را به او یادآوری نمی‌کنند. مثلاً برای پزشکان سخت است که روند ناامیدکننده‌ی درمان را به بیماران گزارش دهند؛ مریض هر روز حالش بدتر می‌شود ولی پزشک اجتناب می‌کند بگوید روند خوب نیست.

بیشتر بخوانید:

تاب‌آوری در بحران؛ چگونه پس از سختی‌ها دوباره قوی‌تر می‌شویم؟

مثال دیگر اینکه مدیرها معمولاً خیلی طول می‌کشد تا خبر تعدیل شدن افراد را به آن‌ها بدهند. دلیلش هم این است که ما دوست نداریم خبر بد را به افراد بدهیم؛ اما باید این را بدانیم، برای کسانی‌که یک مشکل جدی برایشان پیش آمده است این سکوت خیلی آزاردهنده است.

ما در مواقعی که به یک مشکل بزرگ می‌خوریم، احساس پوچی و خلأ زیادی می‌کنیم و دلمان می‌خواهد یک نفر باشد و بگوید که تو دیوانه نیستی که همچین حسی داری و علاوه بر این، دوست داریم بدانیم که از ما حمایت می‌شود و پشتمان گرم است. در این موارد سکوتِ دوستان، خانواده و همکاران باعث می‌شود فرد آسیب‌دیده تنها بماند. یکی از راه‌های غلبه کردن بر اثر سکوت یا (Mum Effect) صحبت کردن در مورد این است که چه احساسی داری. مثلاً خانم سندبرگ بعد از فوت شوهرش یک پست در فیسبوک منتشر کرد و نوشت: «از من نپرسید که حالم خوبه؛ معلومه که حال من خوب نیست، شوهرم را از دست داده‌ام. حتی اگر نیت‌تان هم خوب باشد، این سؤال خیلی مرا آزار می‌دهد چون به نظر می‌رسد هیچ اتفاقی نیفتاده است و همه‌چیز مثل سابق است. به جاش بپرسید امروز بهتری یا امروز حالت چطور است؟»

همین تغییر کوچک در جمله نشان می‌دهد که شما می‌فهمید که من هر روز دارم سخت تلاش می‌کنم و وضعیتم را درک می‌کنید.

این پست فیسبوک باعث شد خیلی‌ها اظهار همدردی کنند و از تجربیات خودشان بگویند و خانم سندبرگ این‌طوری فهمید که تنها نیست.

در سراسر دنیا فشارهای زیادی برای مخفی کردن احساسات منفی وجود دارد؛ انگار حالت عادیِ ایده‌آل این است که یا خونسرد باشیم یا اینکه دائم پر از هیجان و شور و اشتیاق باشیم.

فشارهای فرهنگی ما را مجبور می‌کند که جواب سؤال «حالت چطور است؟» حتماً باید «عالی» باشد؛ حتی «خوب» هم کافی نیست؛ حتماً «عالی»!

این طبیعی است که وقتی مشکلی برای ما به‌وجود می‌آید حالمان خوب نباشد. کاملاً موجه است که بگویید «خوب نیستم» و در مورد احساسات خودتان صادق باشید. این‌گونه به اطرافیان‌مان می‌فهمانیم که نیاز به کمک داریم. در این شرایط، اثر سکوت یا Mum Effect را هم باید در نظر داشته باشیم؛ یعنی اگر کسی پرسید «حالتان چطور است» این‌گونه نیست که نیت بدی دارد؛ نیتش خوب است، فقط نمی‌داند در این شرایط چه بگوید که حال شما را بدتر نکند. و اگر از روی عادت جواب بدهید «خوبم»، دیگران را تشویق به پرسیدنِ سوالات بیشتر نمی‌کند و انگار به آن‌ها می‌گوییم جلوتر نیا و دیگر سؤال نپرس.

اگر کسی می‌خواهد دیگران با او آزادانه‌تر رفتار کنند، خودش هم باید همین کار را بکند. این مسئله باعث می‌شود از دیگران در شرایط سخت، کمک بگیریم و در این شرایط خودمان را تنها نکنیم.

 نویسنده: قره بگلو

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar