روایتی تلخ از فقر پنهان؛ زنی که برای ۱۰ پیمانه برنج زنگ خانهای غریبه را زد
بهناز اقبال، نویسنده، در یک پست اینستاگرامی از تجربهای ناراحتکننده و تأملبرانگیز نوشت. او روایت کرد که صبح هنگام زنی ناشناس زنگ خانهاش را زده و با صدایی آرام درخواست کرده تنها ۱۰ پیمانه برنج به او قرض بدهد، زیرا همسرش دو ماه است بیکار شده و با وجود داشتن مهمان، توان خرید بیشتر از چند تکه مرغ را نداشته است. این روایت بازتابی از فقر پنهان و شرایط سخت معیشتی برخی خانوادههاست که گاهی آنها را مجبور میکند برای حفظ آبرو دست به درخواست از غریبهها بزنند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی ایونا به نقل از برترین ها, بهناز اقبال(نویسنده) در یک پست اینستاگرامی از اتفاقی ناراحت کننده نوشت و داستان زنی را تعریف کرد که زنگ منزلش را به صدا درآورده.
در حالی که ماسک زده بود، با صدایی آرام گفت: «من چند کوچه پایینتر زندگی میکنم. حقیقتش مهمون دارم. شانسی توی کوچهی شما اومدم و زنگ واحد شما رو زدم. شوهرم دو ماهه بیکار شده چند تیکه مرغ خریدم، شد یک میلیون. اگر لطف کنید و فقط ۱۰ پیمانه برنج به من قرض بدید تا آبروم نره، قول میدم هر وقت برنج خریدم براتون بیارم.»
من که پشت گوشی خشکم زده بود، فقط گفتم: «چند دقیقه صبر کن،لباس بپوشم بیایم پایین.»
اصلاً نفهمیدم چطور ۳۰ پیمانه برنج داخل کیسه ریختم و پایین رفتم.در را که باز کردم، چشمانش خندید. گفت:«شما مثل خواهر من ، چند تا مغازه رفتم ولی کارت ملی برای گرو قبول نکردند. پیشت باشه.»در حالی که هنوز خشکم زده بود و لال شده بودم فقط دستش را پس زدم و بغلش کردم.
چانهاش احتمالاً از بغض لرزید. محکم فشارم داد و رفت.هفت ساعت گذشته و من هنوز لالم.
بعضی صحنهها فقط آدم را غمگین نمیکنند؛ چیزی را در درونش جابهجا میکنند که دیگر هرگز به جای سابق خود بازنمیگردد.
واکنشهای اغلب کاربران به این پست هم دردآور بود:
هدی: دستتون درد نکنه، خوبی گم نمیشه.
مامان معمولی: بهناز متنت رو خودم؛ دوبار، یه بار خودم را جای تو گذاشتم و یکبار جای اون زن! و دارم به پهنای صورت اشک میریزم. امیدوارم امید هیچ کسی ناامید نشه.
بهناز: من از اینکه شما یک فرشته هستین شک ندارم، چقدر خوشحالم که دوباره برگشتین و در این صفحه مجازی از واقعیتهای روزمره مردم می نویسید، قلمتان مثل همیشه زیبا مانا باشید.
اما الی در انتقاد به این پست نوشت: وای یه کار کردین هزار جا . هزار آدم پست و استوری کرده از دیروز، میخوای فلش بدم بریزی.
واکنش نیما که صاحب یک سوپرمارکت است: روزی ده تا شبیه این اتفاق برامون میفته دیگه رغبتی برای ادامه دادن ندارم، همه با آبرو و شرمنده از اوضاع وحشتناک مالی این روزا... افسردگی گرفتم....
کامنت نازنین: چقدر دردناکه ایمان داشته باشید به زودی این دوران تمام میشه.
گیتا هم از اتفاقی شبیه این نوشت: شاید باورنکردنی باشه دیروز برای من هم همین اتفاق افتاد، با این تفاوت که آقا بود و شرمنده دامادش که اولین بار می اومد خونه اش و دیدم یه گوشه ایستاده و داره گریه می کنه و هی پول میشماره. رفتم سراغش و با کلی خواهش که چی شده داستانش را گفت و من هنوز توی شوک.
خبرنگار : نقوی
-
12 اردیبهشت 1405هدیه «روز معلم» فرهنگیان واریز شد -
12 اردیبهشت 1405وضعیت آب و هوا/ وزش باد و خیزش گردوخاک در کشور -
12 اردیبهشت 1405۱۱ کشته و دهها زخمی در واژگونی اتوبوس گردشگری در غرب مکزیک -
12 اردیبهشت 1405نسلی که امروز میآموزد، فردا میسازد؛ و این داستان معلمهاست... -
12 اردیبهشت 1405قوانینی که بود، اما اجرا نشد؛ فرصتهای سوخته برای نجات آب در کلانشهرها
-
عکس یک کودک در همایش جانفدایان وایرال شد
-
نام ظریف در تجمعات شبانه با شعر توهینآمیز خبرساز شد
-
روسیه به درخواست استرداد بشار اسد پاسخ داد
-
مرگ مشکوک دختر ۱۶ ساله؛ همسرش در بازداشت پلیس!
-
کشف شگفتانگیز نخستین ستاره سبز جهان
-
پزشکی قانونی علت قتل یاسر طاهری را اعلام کرد
-
لیست سیاه مورینیو لو رفت
-
جنگ ایران در قلب رقابتهای انتخاباتی آمریکا
-
20 مهر 1405تذکر رهبر انقلاب به صداوسیما -
19 مهر 1405پایان ضربالاجل آمریکا -
19 مهر 1405معاون وزیر خارجه: جنایات میناب و لامرد را در محاکم بینالمللی پیگیری میکنیم -
20 مهر 1405تازه ترین آمار فوت زنان موتورسوار تهرانی -
19 مهر 1405اعلام یک روز عزای عمومی در این استان -
23 مهر 1405اعتراض صریح یوسف پزشکیان به تلویزیون؛ چرا سه نفر مقابل یک مهمان؟ -
22 مهر 1405افزایش کالابرگ در دو مرحله/ چه کسانی در اولویت هستند؟ -
19 مهر 1405شوهر کامالا هریس با نامزدی دوباره او مخالفت کرد -
19 مهر 1405هشدار پلیس فتا؛ فریب وعدههای درمان سریع و ریشهای را نخورید -
19 مهر 1405سومین استیضاح ترامپ کلید میخورد؟