زیمباوه در ورطه دلار بیارزش
در سالهای اوج بحران اقتصادی زیمبابوه، پولی که زمانی نمادی از استقلال ملی بود، چنان بیارزش شد که مردم برای خرید یک نان صبحگاهی باید چمدانهایی پر از اسکناس حمل کنند. این تجربه تراژیک نشان داد که سقوط کامل یک پول ملی میتواند سبک زندگی، بازارهای محلی و امید مردم را بهطور عمیق و طولانیمدت تغییر دهد و تبدیل به یکی از دردناکترین فصلهای اقتصادی آفریقا شود.
پس از استقلال زیمباوه در سال ۱۹۸۰، دلار زیمباوه نماد جدید حاکمیت اقتصادی کشور شد و در ابتدا حتی ارزش بیشتری نسبت به دلار آمریکا داشت. اما این ارزش ظاهری نتوانست مقاومت کند؛ چرا که در دهههای بعد، کشور با مشکلات عمیقی در تولید داخلی، مدیریت اقتصادی و سیاستهای دولتی روبهرو شد. بخش کشاورزی که پایه اصلی اقتصاد بود، بهواسطه اصلاحات ارضی ناکارآمد و کاهش سرمایهگذاری، سقوط کرد و بخش بزرگی از درآمدهای ارزی از دست رفت.
همزمان دولت برای تأمین هزینههای عمومی، به چاپ پول بیش از حد روی آورد. حتی در سالهای پس از بحران اولیه نیز پول بیشتری چاپ میشد تا کسری بودجه جبران شود؛ اما این سیاست ادامه یافت و بهجای درمان مشکلات، آنها را عمیقتر کرد.
سقوط ارزش به سرعت نور
آغاز رسمی ابرتورم زیمبابوه از اوایل دهه ۲۰۰۰ بود، اما اوج آن در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ رخ داد. زمانی که قیمتها در بازار سریعتر از هر زمان دیگری افزایش یافتند. نرخ تورم ماهانه در نوامبر ۲۰۰۸ به حدود ۷۹.۶ میلیارد درصد رسید و قیمتها تقریباً هر روز افزایش داشتند.
این یعنی ارزش پول بهسرعت در برابر کالاها و خدمات از بین میرفت. دولت بارها مجبور شد صفرهای پول را حذف کند و اسکناسهای جدید با اعداد بالاتر منتشر کند؛ از جمله اسکناسهایی با ارزش صدها میلیارد یا حتی تریلیون دلار زیمبابوه. اما این تنها نمادی از سقوط واقعی ارزش پول بود و نتوانست جلوی ابرتورم را بگیرد.
منابع بیارزش، صفهای بلند
در ویرانی اقتصادی زیمبابوه، زندگی روزمره برای مردم به یک نبرد تبدیل شد. افراد برای خرید کالاهای اساسی مانند نان، دارو یا سوخت باید ساعتها در صف میماندند و حقوق دریافتی در همان روز به شکل غیرقابل باوری ارزش خود را از دست میداد.
همزمان بازار رسمی پول ملی تقریباً از کار افتاد و مردم مجبور شدند به ارزهای خارجی مثل دلار آمریکا و رند آفریقای جنوبی روی آورند تا بتوانند معاملات ضروری را انجام دهند. این ارزها بهتدریج نقش پول اصلی در اقتصاد را پیدا کردند؛ زیرا بهمراتب پایدارتر از پول ملی بودند.
در برخی مناطق حتی مبادلات کالا به کالا رواج یافت. چرا که اعتماد به پول ملی کاملاً از بین رفته بود و ارزش پول، دیگر برای مردم معنا نداشت. این تحول رفتار اقتصادی جامعه نشان میداد که پول بدون اعتبار، دیگر نمیتواند وسیله تبادل مؤثر باشد.
ریشههای عمیق بحران
دلایل سقوط دلار زیمبابوه را نمیتوان فقط در چاپ پول جستوجو کرد. مجموعهای از سیاستهای اقتصادی نامناسب، فساد دولتی و کاهش تولید کلان باعث شد تورم از کنترل خارج شود. کاهش تولید محصولات کشاورزی و صنعتی، بهویژه در نتیجه اصلاحات ارضی که اجرا شدند، اما مدیریت صحیحی نداشتند، باعث شد میزان صادرات کاهش یابد و درآمد ارز خارجی بهشدت افت کند.
همچنین دولت برای تأمین هزینههای خود به چاپ پول ادامه داد؛ درحالیکه پشتوانه واقعی برای این مقدار پول وجود نداشت. این افزایش نامحدود نقدینگی بدون افزایش تولید، یکی از مهمترین عوامل تسریع ابرتورم بود.
در کنار این موارد، بیاعتمادی عمومی به سیاستها و نهادهای دولت باعث شد سرمایهگذاران داخلی و خارجی پول خود را از چرخه اقتصادی خارج کنند که خودش عامل تشدید سقوط ارزش پول شد.
پایان پول ملی و آغاز دوران دلار
وقتی بحران به اوج خود رسید و پول ملی دیگر کارایی خود را از دست داد، دولت زیمبابوه در سال ۲۰۰۹ مجبور شد نسخه رسمی دلار زیمبابوه را کنار بگذارد و یک سیستم چندارزی را معرفی کند. در این نظام، ارزهای خارجی، بهویژه دلار آمریکا و رند آفریقای جنوبی، در معاملات پذیرفته شدند تا از نوسانات شدید جلوگیری کنند.
این تغییر بهسرعت باعث بازگشت نسبی اعتماد و تثبیت قیمتها شد؛ چون معاملات با ارزهای مطلوبی که مردم به آنها اعتماد داشتند، انجام میشد. بااینحال، چنین سیستمی نیز عاری از چالش نبود، زیرا وابستگی به ارز خارجی به معنای حساسیت بیشتر به نوسانات بازار بینالمللی و چالشهای نقدینگی بود.
آثار اجتماعی بحران
ابرتورم زیمبابوه باعث شد بسیاری از خانوادهها پساندازهای یک عمر خود را از دست بدهند و در فقر گرفتار شوند. بسیاری از کسبوکارهای کوچک که قادر نبودند با قیمتهای در حال تغییر سازگار شوند، مجبور به تعطیلی شدند یا فعالیتهای خود را به حداقل رساندند.
بیکاری و مهاجرت افزایش یافت؛ چنانکه جمعیت قابل توجهی از مردم برای یافتن فرصت بهتر به کشورهای همسایه مهاجرت کردند. این پدیده باعث شد ساختار اجتماعی کشور دچار تغییراتی شود که تا سالها پس از پایان دوران ابرتورم نیز ملموس بود.
بازار غیررسمی، امید و سازگاری
در میانه بحران، وقتی اقتصاد رسمی ظرفیت پاسخگویی نداشت، بازارهای غیررسمی پناهگاه اقتصادی کشور شدند. فروشندگان در کنار جادهها و بازارهای خیابانی به فروش کالا میپرداختند و معمولاً قیمتها را بر حسب دلار آمریکا ثبت میکردند تا از نوسان پول ملی مستقل باشند. این بازارها به نوعی انعکاس اعتماد متقابل جامعه بودند که در غیاب نظام پولی قابل اعتماد، ارزش کالا و خدمات را بر اساس توافق مستقیم تعیین میکردند.
نویسنده: موذن زاده
خبرنگار : شاکر
-
13 اردیبهشت 1405وزیر کار: آمریکاییها از این که یک چین یا هند جدید در ایران زائیده شود، وحشت دارند -
13 اردیبهشت 1405آمار عجیب صادرات زعفران ایران توسط افغانستان! -
13 اردیبهشت 1405آخرین مهلت استفاده از کالابرگ سال ۱۴۰۴ -
13 اردیبهشت 1405رئیس بانک مرکزی: اجازه اضافه برداشت به بانکها نمیدهیم -
13 اردیبهشت 1405افت ۷۰ درصدی تولید خودرو در کشور
-
پوستر تازه ملوان پس از حواشی بازی با تراکتور
-
واکنش معاون وزیر ورزش به حواشی بازی ملوان و تراکتور
-
قطع برق در برخی مناطق هرمزگان؛ هشدار درباره ادامه بارندگی، تگرگ و تندباد
-
جنجال تراکتور و ملوان بالا گرفت؛ نصیرزاده خواستار شکست ۳ بر صفر ملوان شد!
-
ارتباط سفر لاوروف به تهران با مذاکرات هستهای چیست؟
-
جلسه اضطراری استقلال خوزستان پس از شکست مقابل خیبر
-
تهدید تازه نتانیاهو علیه ایران؛ پیام جنگی به ترامپ: حتی تنها هم حمله میکنیم!
-
تهدید تازه نتانیاهو علیه ایران؛ پیام جنگی به ترامپ: حتی تنها هم حمله میکنیم!
-
26 مهر 1405سقف ذخیره بنزین در کارت سوخت اعلام شد؟ -
20 مهر 1405تذکر رهبر انقلاب به صداوسیما -
24 مهر 1405نام ظریف در تجمعات شبانه با شعر توهینآمیز خبرساز شد -
20 مهر 1405تازه ترین آمار فوت زنان موتورسوار تهرانی -
22 مهر 1405سناریوهای مواجهه ایران و آمریکا پیش از انتخابات کنگره و دلیل جذابیت کوههای اصفهان نسبت به عملیات زمینی -
25 مهر 1405رئیس هلالاحمر درباره احتمال ترور رئیسی چه گفت؟ -
22 مهر 1405افزایش کالابرگ در دو مرحله/ چه کسانی در اولویت هستند؟ -
23 مهر 1405اعتراض صریح یوسف پزشکیان به تلویزیون؛ چرا سه نفر مقابل یک مهمان؟ -
25 مهر 1405افشاگری نتانیاهو درباره رقیبش؛ اختلاف بر سر حمله به ایران بالا گرفت -
25 مهر 1405قطارهای آینده چین با یک حرف متفاوت شناخته میشوند