شنبه، 23 خرداد 1405

نقد سریال شبکه نمایش خانگی "برتا، داستان یک اسلحه"

3 ماه قبل
بازدید: 110
کد خبر: 000149524
0
نقد سریال شبکه نمایش خانگی "برتا، داستان یک اسلحه"

دکتر مهدی کریمی تفرشی، تهیه کننده نام آشنای سینمای ایران

«برتا»، وقتی یک اسلحه، تبدیل به شخصیت اصلی می‌شود

سریال برتا از همان عنوانش اعلام می‌کند که با یک روایت معمولی طرف نیستیم. «برتا» فقط نام یک اسلحه نیست، بلکه نام یک میراث است، یک شیء که از فلز ساخته شده اما حافظه دارد. در این سریال، اسلحه نه یک ابزار، بلکه یک راوی خاموش است، در واقع راوی سرنوشت انسان‌هایی که آن را در دست گرفته‌اند.

برای فهم جهان این سریال، باید ابتدا خود «برتا» را بشناسیم. نام «برتا» از شرکت ایتالیایی Beretta گرفته شده است. یکی از قدیمی‌ترین کارخانه‌های اسلحه‌سازی جهان، با تاریخی که به قرن شانزدهم بازمی‌گردد. در میان محصولات این شرکت، مدل Beretta 92 به یک نماد تبدیل شد، اسلحه‌ای دقیق، قابل اعتماد و بی‌رحم. این اسلحه در بسیاری از ارتش‌ها، نیروهای پلیس و حتی روایت‌های سینمایی حضور داشته است. «برتا» در فرهنگ معاصر، فقط یک ابزار نیست، نماد قدرت، کنترل و گاهی خیانت است.

سریال «برتا» از همین بار نمادین استفاده می‌کند. داستان حول یک اسلحه خاص می‌چرخد. یک برتا که در طول زمان، از دستی به دست دیگر منتقل می‌شود. هر صاحب جدید، بخشی از داستان را شکل می‌دهد. این ساختار، یادآور این ایده فلسفی است که اشیا می‌توانند حامل سرنوشت باشند. اسلحه تغییر نمی‌کند، اما انسان‌ها تغییر می‌کنند. اسلحه قضاوت نمی‌کند، اما تصمیم انسان‌ها را نهایی می‌کند.

 در جهان این سریال، اسلحه یک مرز است: مرز میان قانون و جرم، میان عدالت و انتقام، میان کنترل و فروپاشی. شخصیت‌ها در ابتدا تصور می‌کنند که مالک اسلحه هستند، اما به‌تدریج روشن می‌شود که این اسلحه است که مالک آن‌ها می‌شود. این همان پارادوکس قدرت است، انسان ابزار را می‌سازد، اما ابزار رفتار انسان را بازتعریف می‌کند.

از نظر دراماتیک، «برتا» به سنت داستان‌های نوآر نزدیک می‌شود. فضای سرد، روابط خاکستری، و شخصیت‌هایی که هیچ‌کدام کاملاً بی‌گناه نیستند. در این جهان، حقیقت همیشه پنهان است، و هر پاسخ، سؤال جدیدی ایجاد می‌کند. اسلحه، در این میان، تنها چیزی است که تغییر نمی‌کند. مثل یک شاهد خاموش، همه چیز را می‌بیند و هیچ چیز را فراموش نمی‌کند.

اما آنچه «برتا» را از یک تریلر ساده جدا می‌کند، نگاهش به روان انسان است. این سریال درباره گلوله نیست، درباره لحظه قبل از کشیدن ماشه است. همانگونه که در تیتراژ زیبای سریال مشاهده می‌شود، درباره تردید. درباره ترس. درباره تصمیمی که در کسری از ثانیه گرفته می‌شود، اما می‌تواند یک عمر ادامه پیدا کند.

در روایت‌های کلاسیک، اسلحه پایان داستان است، ابزاری برای حل یک تعارض. اما در «برتا»، اسلحه آغاز داستان است. هر بار که ظاهر می‌شود، یک تعادل جدید ایجاد می‌کند و یک تعادل قدیمی را از بین می‌برد. این جابه‌جایی، موتور اصلی روایت است.

بازی‌های جایی درست و روان و جایی اغراق‌آمیز شهرام حقیقت‌دوست ( مانند صحنه داخل وان آب که به کرات و در هر قسمت مشاهده می‌شود)، مخاطب را دچار دوگانگی شخصیت یونس می‌کند.

بیننده به این فکر فرو می‌رود که چرا همیشه پلیس‌ها همسر‌مرده هستند، درست است که این نماد تنهایی کاراکتر است، ولی در سریال‌های جدید جنایی، بهتر است از المان‌های نخ‌نما و تکراری استفاده نشود.

چرایی حضور مهراوه شریفی‌نیا در نقش نیلوفر نیز برای مخاطب یک ابهام بزرگ ایجاد می‌کند که تا انتها به آن پاسخ داده نمی‌شود.

از دیگر نقاط ضعف سریال، به هم تنیدن روایت‌های گوناگون، از داستان امیرعلی نداف تا قتل‌هایی که به علل نامفهوم و در راستای واکسیناسیون آلوده صورت می‌گیرد، است.

در واقع شاهد گره‌هایی هستیم که در زمان نامناسب گشوده شده و گاهی اصلا گشوده نمی‌شوند.

از منظر مطبوعاتی، «برتا» را می‌توان نشانه بلوغ ژانر جنایی در شبکه نمایش خانگی دانست. این سریال تلاش می‌کند به‌جای تکیه صرف بر شوک و خشونت، به معنای خشونت بپردازد. این تفاوت مهم است. خشونت زمانی واقعی می‌شود که پیامد داشته باشد و «برتا» دقیقاً بر همین پیامد تمرکز می‌کند.

در نهایت، «برتا» داستان یک اسلحه نیست. داستان انسان‌هایی است که فکر می‌کنند می‌توانند سرنوشت را کنترل کنند. اما همان‌طور که تاریخ بارها نشان داده، گاهی یک قطعه فلز کوچک می‌تواند مسیر زندگی را برای همیشه تغییر دهد.

در این سریال، برتا فقط شلیک نمی‌کند. برتا افشا می‌کند هرچند سطحی و ناقص ...

خبرنگار : شاکر

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar