شنبه، 25 مهر 1405

پکن بعد از عراقچی و ترامپ میزبان پوتین/ آیا چین، میز مذاکرات پنهان درباره ایران شده؟

5 ماه قبل
بازدید: 110
کد خبر: 000160111
0
پکن بعد از عراقچی و ترامپ میزبان پوتین/ آیا چین، میز مذاکرات پنهان درباره ایران شده؟

این روزها تحرکات دیپلماتیک میان تهران، پکن و مسکو وارد مرحله تازه‌ای شده است.تحرکاتی که صرفاً سفرهای تشریفاتی نیست، بلکه بخشی از یک آرایش ژئوپلیتیکی جدید در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل تلقی می شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایونا، سفر اخیر سیدعباس عراقچی به چین، سپس مواضع تند دونالد ترامپ علیه ایران بعد از بازگشت از شرق آسیا و حالا برنامه سفر ولادیمیر پوتین به پکن در سی‌ام اردیبهشت، همگی در شرایطی رخ می‌دهد که رسانه‌های اسرائیلی به‌ویژه کانال ۱۴، تقریباً هر روز از «آمادگی اسرائیل برای جنگ احتمالی چندروزه یا چند هفته‌ای با ایران» سخن می‌گویند. 

در چنین فضایی، این سوال مطرح است: آیا محور شرقی در حال آماده‌سازی خود برای یک مرحله پرتنش تازه در منطقه است؟

سفر عراقچی به چین؛ پیام تهران به غرب چه بود؟

سفر عراقچی به پکن را نمی‌توان صرفاً یک دیدار دیپلماتیک معمولی دانست. این سفر در شرایطی انجام شد که تهران همزمان با فشارهای سیاسی غرب، تهدیدهای امنیتی اسرائیل و ابهام درباره آینده مذاکرات روبه‌روست. مهم‌ترین دستاورد این سفر را می‌توان در سه محور دید:

۱- تثبیت حمایت سیاسی چین از ایران

چین در ماه‌های اخیر تلاش کرده نقش فعال‌تری در معادلات خاورمیانه ایفا کند؛ از میانجی‌گری میان تهران و ریاض گرفته تا مواضع محتاطانه اما مشخص در برابر تهدیدات علیه ایران. دیدار عراقچی با مقام‌های چینی، عملاً این پیام را به واشنگتن و تل‌آویو منتقل کرد که تهران هنوز در شرق، پشتوانه سیاسی مؤثری دارد و در معادلات منطقه‌ای تنها نیست.

۲- امنیت انرژی و تنگه هرمز

برای چین، ایران فقط یک شریک سیاسی نیست؛ بلکه بخشی مهم از معادله امنیت انرژی محسوب می‌شود. هرگونه درگیری گسترده در خلیج فارس یا تنگه هرمز، مستقیماً منافع اقتصادی پکن را تهدید می‌کند. به همین دلیل چین در شرایط فعلی به‌شدت مخالف هرگونه ماجراجویی نظامی جدید در منطقه است؛ زیرا بی‌ثباتی در تنگه هرمز می‌تواند بازار جهانی انرژی و اقتصاد چین را وارد شوک کند.

۳- پیام به آمریکا؛ ایران هنوز گزینه‌هایش را دارد

در شرایطی که آمریکا تلاش می‌کند فشار سیاسی و اقتصادی بر تهران را حفظ کند، نزدیکی بیشتر ایران با چین و روسیه عملاً بخشی از سیاست «خنثی‌سازی فشار» محسوب می‌شود. تهران می‌خواهد این پیام را منتقل کند که حتی در اوج فشارها، همچنان مسیرهای دیپلماتیک، اقتصادی و راهبردی جایگزین در اختیار دارد.

چرا سفر پوتین به چین مهم شده است؟

اهمیت سفر پیش‌روی ولادیمیر پوتین به چین فقط به روابط دوجانبه مسکو و پکن محدود نیست. این سفر در مقطعی انجام می‌شود که منطقه خاورمیانه در وضعیت فوق‌العاده حساسی قرار دارد و همزمان، روسیه نیز درگیر جنگ اوکراین و تقابل گسترده با غرب است.

محور اصلی این سفر، هماهنگی درباره چند پرونده مهم خواهد بود:

  • مدیریت تنش‌های جهانی با آمریکا
  • امنیت انرژی و مسیرهای انتقال نفت
  • وضعیت خاورمیانه و احتمال درگیری تازه
  • هماهنگی سیاسی در برابر فشارهای غرب

در این میان، ایران یکی از مهم‌ترین حلقه‌های مشترک منافع روسیه و چین محسوب می‌شود.

مسکو و پکن به‌خوبی می‌دانند که هرگونه بی‌ثباتی گسترده در ایران یا خلیج فارس، فقط تهران را هدف قرار نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند کل معادلات انرژی، تجارت و حتی پروژه‌های ژئوپلیتیکی شرق را تحت تأثیر قرار دهد.

اسرائیل چرا مدام از جنگ حرف می‌زند؟

همزمان با این تحرکات دیپلماتیک، رسانه‌های اسرائیلی به‌ویژه کانال ۱۴ بارها از آمادگی ارتش اسرائیل برای یک درگیری احتمالی با ایران سخن گفته‌اند؛ تل‌آویو در حال آماده شدن برای یک جنگ چند روزه یا چند هفته‌ای با ایران است.

بخش مهمی از این فضاسازی را باید در چارچوب جنگ روانی و فشار سیاسی تحلیل کرد؛ به‌ویژه در شرایطی که اسرائیل با بحران‌های داخلی، فشارهای امنیتی و فرسایش ناشی از تنش‌های منطقه‌ای روبه‌روست. با این حال، تکرار این تهدیدها در کنار مواضع تند ترامپ علیه ایران بعد از سفر آسیایی‌اش، باعث شده نگرانی‌ها درباره افزایش تنش واقعی‌تر شود.

 فشار حداکثری بدون پذیرش هزینه‌ها

آنچه امروز بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد، تناقض آشکار در سیاست غرب نسبت به ایران است.

از یک سو، آمریکا و اسرائیل با ادبیات تهدید، تحریم و فشار امنیتی سخن می‌گویند؛ اما از سوی دیگر، به‌خوبی می‌دانند که هرگونه درگیری گسترده با ایران، می‌تواند کل منطقه را وارد بحران غیرقابل پیش‌بینی کند.

تنگه هرمز فقط یک آبراه منطقه‌ای نیست؛ شریان حیاتی انرژی جهان است. هرگونه ناامنی در این منطقه، بازار جهانی نفت، اقتصاد غرب و حتی زنجیره تجارت جهانی را تحت فشار قرار می‌دهد.

به همین دلیل است که تهدیدهای مداوم اسرائیل، بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای جنگ باشد، بخشی از بازی بازدارندگی و فشار روانی است.

تهران در مسیر «موازنه شرقی»؟

واقعیت این است که جمهوری اسلامی در ماه‌های اخیر تلاش کرده بیش از گذشته روی ظرفیت‌های شرقی متمرکز شود؛ از همکاری با چین و روسیه گرفته تا عضویت در پیمان‌های منطقه‌ای و اقتصادی. حال سوال اینجاست؛ آیا این موازنه شرقی می‌تواند فشارهای فزاینده غرب را خنثی کند؟

 اتکای بیش از حد به شرق بدون حل بخشی از تنش‌های بین‌المللی، ممکن است ایران را وارد وابستگی‌های تازه کند ضمن اینکه در شرایط فشار حداکثری، تقویت پیوند با چین و روسیه یک ضرورت راهبردی است، نه یک انتخاب لوکس.

منطقه در آستانه چه مرحله‌ای است؟

خاورمیانه امروز در وضعیتی ایستاده که هر خبر، هر سفر دیپلماتیک و هر تهدید رسانه‌ای می‌تواند بخشی از یک پازل بزرگ‌تر باشد.

از سفر عراقچی به پکن تا سفر پوتین به چین، از تهدیدهای اسرائیل تا لفاظی‌های ترامپ، همه نشان می‌دهد که بازیگران منطقه‌ای و جهانی در حال چینش مهره‌های خود برای مرحله‌ای حساس‌تر هستند.

مرحله‌ای که شاید هنوز به جنگ نرسیده باشد، اما بی‌تردید وارد دوره‌ای از بازآرایی سنگین سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی شده است؛ جایی که ایران دیگر فقط موضوع یک پرونده هسته‌ای نیست، بلکه به یکی از محورهای اصلی رقابت قدرت‌ها در نظم جدید جهانی تبدیل شده است.

خبرنگار : عاروان

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar