شنبه، 25 مهر 1405

پیام مهم سفر ترامپ به چین/ بازدارندگی از مسیر اقتصاد است نه موشک!

5 ماه قبل
بازدید: 131
کد خبر: 000160234
0
پیام مهم سفر ترامپ به چین/ بازدارندگی از مسیر اقتصاد است نه موشک!

پکن در معادلات راهبردی تهران دقیقاً چه جایگاهی دارد و آیا چین می‌تواند به یک پشتوانه واقعی برای ایران در دوران بحران تبدیل شود؟

به گزارش خبرنگار سیاسی ایونا، در همین چارچوب، یکی از کارشناسان مسائل چین و آسیا با نگاهی متفاوت به این موضوع تأکید کرده که اگرچه روابط تهران و پکن تاریخی، ریشه‌دار و مهم است، اما در جهان امروز، آنچه امنیت و بازدارندگی واقعی ایجاد می‌کند نه صرفاً توافق‌های سیاسی، بلکه میزان اتصال کشورها به زنجیره‌های تولید و ارزش جهانی است.

این تحلیل در واقع به یکی از مهم‌ترین تغییرات نظم بین‌الملل اشاره دارد؛ تغییری که نشان می‌دهد قدرت کشورها دیگر فقط از تعداد موشک‌ها، پیمان‌های نظامی یا مواضع سیاسی آن‌ها تعیین نمی‌شود، بلکه میزان ادغام آن‌ها در اقتصاد جهانی و شبکه‌های تولید بین‌المللی نیز به بخش مهمی از قدرت ملی تبدیل شده است.

چین امروز؛ شریک سیاسی یا شریک اقتصادی؟

طی دو دهه اخیر، چین به مهم‌ترین شریک تجاری بسیاری از کشورها تبدیل شده و در عین حال تلاش کرده تصویری از یک قدرت اقتصادی عمل‌گرا ارائه دهد؛ کشوری که حتی در اوج تنش‌های سیاسی، منافع اقتصادی خود را در اولویت قرار می‌دهد.

 پکن برخلاف برخی بازیگران غربی، کمتر وارد ائتلاف‌های ایدئولوژیک می‌شود و بیشتر بر منافع اقتصادی بلندمدت تمرکز دارد. همین مسئله باعث شده رابطه چین با کشورهایی مانند ایران، عربستان سعودی، امارات و حتی آمریکا، همزمان ادامه پیدا کند؛ حتی زمانی که این کشورها در شدیدترین رقابت‌های سیاسی و امنیتی قرار دارند.

کارشناسان معتقدند تهران اگر بخواهد از ظرفیت واقعی رابطه با چین بهره ببرد، باید نگاه خود را از صرف همکاری سیاسی یا توافق‌های نمادین فراتر ببرد و بر اتصال مؤثر به زنجیره‌های تولید، حمل‌ونقل، فناوری و تجارت جهانی تمرکز کند؛ حوزه‌هایی که چین در آن‌ها به یکی از بازیگران اصلی جهان تبدیل شده است.

بازدارندگی فقط نظامی نیست

یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در این تحلیل، مفهوم تازه‌ای از بازدارندگی است. در جهان امروز، کشوری که به بخش مهمی از زنجیره تولید جهانی تبدیل شود، عملاً هزینه حذف یا بی‌ثبات‌سازی خود را برای دیگران افزایش می‌دهد.

به بیان ساده‌تر، اگر اقتصاد یک کشور به شبکه تجارت، انرژی، فناوری و تولید جهانی گره بخورد، هرگونه بحران یا جنگ علیه آن می‌تواند منافع بسیاری از بازیگران بین‌المللی را تهدید کند؛ موضوعی که خود به عاملی برای بازدارندگی تبدیل می‌شود.

چین دقیقاً با همین منطق طی سال‌های گذشته نفوذ اقتصادی خود را در آسیا، آفریقا، اروپا و خاورمیانه گسترش داده است. پروژه‌هایی مانند «کمربند و جاده» نیز بخشی از همین راهبرد هستند؛ راهبردی که تلاش می‌کند کشورها را از طریق اقتصاد، زیرساخت و تجارت به شبکه‌ای وابسته و درهم‌تنیده تبدیل کند.

چالش بزرگ ایران فاصله با اقتصاد جهانی است

با وجود اهمیت روابط تهران و پکن، ایران هنوز نتوانسته جایگاهی پایدار در زنجیره‌های تولید جهانی پیدا کند. تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی، نااطمینانی اقتصادی، ضعف زیرساخت‌ها و ناپایداری سیاست‌گذاری باعث شده بخش مهمی از ظرفیت‌های همکاری اقتصادی با چین بالفعل نشود.

در چنین شرایطی، اتکا صرف به روابط سیاسی، بدون ایجاد پیوندهای عمیق اقتصادی و صنعتی، نمی‌تواند برای ایران بازدارندگی پایدار ایجاد کند. تهران اگر می‌خواهد در نظم جدید جهانی جایگاه مؤثرتری داشته باشد، باید بیش از گذشته بر توسعه زیرساخت‌های اقتصادی، جذب سرمایه، تقویت صادرات، مشارکت در پروژه‌های منطقه‌ای و اتصال به زنجیره‌های تولید بین‌المللی تمرکز کند؛ مسیری که چین طی چهار دهه گذشته با سرعت و برنامه‌ریزی دنبال کرده است.

تحولات سال‌های اخیر نشان داده رقابت قدرت‌ها دیگر فقط در میدان نظامی تعریف نمی‌شود. جنگ تعرفه‌ها، رقابت فناوری، کنترل زنجیره تأمین و نبرد بر سر انرژی و حمل‌ونقل، حالا بخشی از معادلات اصلی قدرت در جهان هستند.

در چنین فضایی، رابطه ایران و چین نیز اگر بخواهد از سطح شعارهای سیاسی فراتر برود، نیازمند تعریف جدیدی از همکاری است؛ همکاری‌ که نه فقط بر پایه توافق‌های دیپلماتیک، بلکه بر اساس منافع اقتصادی مشترک و حضور فعال در شبکه‌های جهانی شکل بگیرد.

شاید مهم‌ترین پیام این تحلیل همین باشد؛ در جهان امروز، کشورها بیش از آنکه با موشک‌ها بازدارندگی بسازند، با جایگاه خود در اقتصاد جهانی امنیت تولید می‌کنند.

در همین راستا؛ حامد وفایی، استادیار ادبیات چینی، در دانشگاه تهران در تحلیلی متفاوت از سفر رئیس جمهور آمریکا در سایه جنگ علیه ایران، در شبکه ایکس با عنوان «۱۲ نکته درباره سفر ترامپ به چین» نوشت: 

«۱. سفر ترامپ به چین که به دعوت شی جین پینگ انجام شد را باید یکی از مهم ترین تحولات روزهای اخیر نظام بین الملل و از منظر ژئوپلیتیک به مثابه تلاش دو قدرت جهانی برای مدیریت رقابت استراتژیک در آستانه درافتادن به «تله توسیدید» بدانیم.

۲. نکته مهم در انجام این سفر در میانه بحران های پیچیده جهانی و «حوادث بی سابقه یک قرن اخیر»، ضرورتی است که طرفین را به سوی تعریف و تثبیت فضایی جدید در مناسبات شان سوق داده که می توان از آن با عنوان «ثبات سازی در رقابت» در چارچوب نظام نوظهور چندقطبی یاد کرد.

۳. این سفر در شرایطی انجام شد که مناسبات چین و آمریکا با «پارادایم شیفتی» مهم که از قضا با ایران ارتباط می یابد مواجه شده که در آن بر خلاف انتظارات و اسناد امنیتی آمریکا، «غرب_آسیا» و نه «جنوب_شرق_آسیا» هنوز بعنوان هارتلند و نقطه کانونی بازیگری واشنگتن و رقابت قدرت ها مطرح است.

۴. در جریان این سفر تمرکز آمریکا بر سه B شامل:

- بویینگ
- سویا
- گوشت گاو

و تمرکز چین بر سه T شامل:

- تایوان
- تکنولوژی
- تعرفه

بوده و بر خلاف مطالبی که در رسانه های ایران مطرح می شود بنظر می رسد ترامپ و شی در هر شش حوزه یاد شده به پیشرفت های قابل توجهی دست یافته اند.

۵. موضوع بسیار مهمی که در جریان این سفر و با راهبری چین انجام شد، تعیین چارچوبی جدید در مناسبات پکن و واشنگتن بود که شی با عنوان «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» از آن یاد کرد و از توافق با ترامپ درباره اش سخن گفت.

مناسبات چین و آمریکا ازین پس باید در این قالب فهم و تحلیل شود.

۶. مفهوم «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» بین دو قدرت جهانی این است که پکن و واشنگتن نیازی به دوست بودن با هم ندارند اما باید از خارج شدن تنش های شان از کنترل پیشگیری نمایند. شی در حضور ترامپ این چارچوب را راهنمای استراتژیک روابط دو کشور در سال های آتی توصیف کرد.

۷. از این پس مناسبات چین و آمریکا در سایه چهار اصل زیر قابل تعریف و تحلیل خواهد بود:

- همکاری به عنوان قلب روابط
- محدود سازی رقابت ها
- قابل کنترل سازی اختلافات
- و نهایتا چشم‌ انداز صلح در مقابل

این ۴ اصل می کوشد چارچوب یک «رقابت قابل کنترل» را بین چین و آمریکا ایجاد نماید.

۸. از نکات مهم در مواضع ترامپ در پکن اعلام علنی و مکرر دعوت از شی برای سفر به آمریکا در ماه سپتامبر بود که با توجه به انقضای آتش بس جنگ تجاری در آن ایام، احتمال توافقات بزرگ مکتوب با چین و نزدیکی به انتخابات میاندوره ای آمریکا، حرکتی هوشمندانه بود که نهایتا تایید پکن را نیز گرفت.

۹. اما مسئله ایران و این مذاکرات

در حالی که ترامپ سعی داشت نوعی اجماع با پکن در مسئله تنگه هرمز، هسته ای و فروش تجهیزات نظامی به ایران را القا کند، چین به حمایت بیشتر از مذاکرات_صلح (ترغیب ایران به میز مذاکره) و مقابله با بسته شدن پنجره صلح (تحذیر آمریکا از تجاوز مجدد) بسنده کرد.

۱۰. برخلاف مطالب منابع داخلی در خصوص احتمال معامله آمریکا و چین بر سر تایوان و ایران، آنچه در این خصوص مدنظر پکن است، نه معامله این دو عامل غیرهم وزن با آمریکا که مذاکره در باب «مدیریت بحران منطقه ای» و تلاش برای اجماع بر سر مدیریت همزمان دو حوزه غرب_آسیا و جنوب_شرق_آسیا است.

۱۱. در جریان این سفر بر خلاف عرف سفرهای اینچنینی هیچ گونه بیانیه مشترکی صادر نشد که از دو جهت قابل توجه است: نخست ابهام در روزهای پیش رو و دیگر عدم حصول توافق نهایی دو قدرت و همچنان باقی بودن فرصت برای تهران جهت ارائه بسته و چارچوب مورد نظرش درباره «نظم جدید در منطقه» به پکن.

۱۲. و در آخر اینکه هر چند روابط ایران و چین ریشه دار و مهم است اما در ژئوپلیتیک امروز نظام بین الملل، منافع پایدار در سایه زنجیره‌های تولید و ارزش حرف آخر را می زند و کشورها به میزان اتصال به این زنجیره ها به بازدارندگی دست می یابند.

تهران باید کار با چین را از این منظر ببیند.»

خبرنگار : عاروان

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar