آنچه دیده میشود (What Is Visible) نوشته کیمبرلی الکینز؛ زندگی زنی که تاریخ او را به فراموشی سپرد
لورا بریجمن؛ زندگی در جهانی متفاوت
لورا بریجمن در سال ۱۸۲۹ در ایالت نیوهمپشایر آمریکا به دنیا آمد. او در حدود دو سالگی به تب مخملک مبتلا شد؛ بیماریای که بینایی و شنواییاش را از او گرفت و حس بویایی و چشاییاش را نیز بهشدت آسیب زد. پس از آن، لمس به مهمترین راه ارتباط او با جهان تبدیل شد.
زندگی لورا میتوانست در انزوایی عمیق سپری شود، اما در هفتسالگی به مؤسسه پرکینز در بوستون رفت؛ مرکزی که ساموئل گریدلی هاو، پزشک و آموزگار، آن را اداره میکرد. هاو تلاش کرد راهی برای آموزش دختری پیدا کند که نمیتوانست جهان را به شیوه معمول ببیند یا بشنود. او با استفاده از حروف برجسته و روش نوشتن حروف در کف دست، به لورا کمک کرد میان اشیا و واژهها ارتباط برقرار کند.
آموختن زبان، تغییری بنیادین در زندگی لورا ایجاد کرد. او توانست بخواند، بنویسد، گفتوگو کند و اندیشهها و خواستههایش را بیان کند. موفقیتش در آن زمان توجه فراوانی برانگیخت و نام او در محافل آموزشی و فرهنگی آمریکا و اروپا شناخته شد. چارلز دیکنز، نویسنده نامدار انگلیسی، نیز در سفرش به آمریکا با داستان او آشنا شد و دربارهاش نوشت. بااینحال، شهرت لورا به معنای برخورداری او از استقلال کامل نبود؛ زندگیاش همچنان به تصمیمهای کسانی وابسته بود که مسئول آموزش و نگهداری او بودند.
آموزش؛ راهی برای شناخت یا وسیلهای برای کنترل؟
کیمبرلی الکینز در این رمان، زندگی لورا را تنها بهعنوان روایتی الهامبخش از غلبه بر دشواریها بازگو نمیکند. او به رابطه پیچیده میان لورا و ساموئل هاو نیز میپردازد؛ مردی که از یک سو نقشی اساسی در آموزش او داشت و از سوی دیگر، قدرت فراوانی بر زندگی و آیندهاش اعمال میکرد.
در نگاه نخست، هاو آموزگاری است که به تواناییهای انسانی باور دارد و میکوشد راه ارتباط را برای شاگردش باز کند. اما رابطه میان آن دو بهسادگی در قالب رابطه یک آموزگار و شاگرد باقی نمیماند. لورا به او دلبستگی پیدا میکند و خواستههایی دارد که همیشه با تصمیمهای هاو سازگار نیستند. زندگی شخصی هاو، ازدواجش با جولیا وارد هاو و مسئولیتهای خانوادگی تازهاش نیز بر این رابطه اثر میگذارند.
در این میان، پرسشی مهم شکل میگیرد: آیا فراهمکردن امکان آموزش برای یک فرد، به معنای بهرسمیتشناختن حق انتخاب او نیز هست؟ ممکن است کسی برای دیگری راه ارتباط با جهان را باز کند، اما همچنان درباره آنچه برای او مناسب میداند، بهجای خودش تصمیم بگیرد.
رمان با پرداختن به این تناقض، از روایت ساده قهرمانی و نجات فاصله میگیرد. لورا نه صرفاً شاگردی موفق، بلکه انسانی با خواستهها، عواطف و تعارضهای شخصی است. او میخواهد جهان را بشناسد، اما همچنین میخواهد درباره زندگی خودش تصمیم بگیرد؛ خواستهای که حتی در محیطی آموزشی و ظاهراً حمایتگر نیز همیشه بهآسانی پذیرفته نمیشود.
صدای لورا در میان روایت دیگران
یکی از ویژگیهای روایی کتاب، استفاده از دیدگاههای گوناگون است. داستان فقط از دریچه لورا پیش نمیرود، بلکه شخصیتهایی چون ساموئل هاو و همسرش جولیا نیز در آن حضور دارند. این جابهجایی میان نگاهها، زندگی خصوصی شخصیتها را به تحولات اجتماعی و فکری آمریکا در سده نوزدهم پیوند میدهد.
جولیا وارد هاو خود نویسنده، کنشگر اجتماعی و مدافع حقوق زنان بود. حضور او در داستان، امکان مقایسه میان زنانی را فراهم میکند که هر یک به شکلی با محدودیتهای زمانه خود روبهرو هستند. درحالیکه لورا برای داشتن ارتباط، آموزش و حق انتخاب تلاش میکند، زنان دیگر نیز با انتظارات اجتماعی و قدرت مردان درگیرند؛ هرچند موقعیت و امکانات آنها یکسان نیست.
این ساختار چندصدایی کمک میکند لورا فقط موضوع مشاهده دیگران نباشد. او در بخشهایی از رمان راوی زندگی خویش است و خواننده میتواند با خواستهها، برداشتها و واکنشهای او آشنا شود. در مقابل، روایت شخصیتهای دیگر نشان میدهد که زندگی او چگونه در چارچوب باورهای مذهبی، نظریههای علمی و برداشتهای اجتماعی زمانه تفسیر میشد.
به این ترتیب، کتاب پرسشی درباره خود روایت نیز مطرح میکند: چه کسی حق دارد داستان زندگی یک انسان را تعریف کند؟ آیا شهرت یک فرد به معنای آن است که صدای خودش شنیده شده، یا ممکن است دیگران از زندگی او برای اثبات نظریهها و باورهای خود استفاده کنند؟
از شهرت جهانی تا فراموشی تاریخی
لورا بریجمن در زمان خود شخصیتی مشهور بود، اما با گذشت سالها، نامش زیر سایه شهرت هلن کلر قرار گرفت. هلن کلر در سال ۱۸۸۰، حدود نیمقرن پس از تولد لورا، به دنیا آمد و با کمک آموزگارش آن سالیوان توانست زبان بیاموزد و به چهرهای جهانی تبدیل شود. جالب آنکه آن سالیوان با روشهای آموزشی مرتبط با تجربه لورا آشنا بود و میان تاریخ زندگی این دو زن پیوندی واقعی وجود داشت.
الکینز از این فراموشی تاریخی برای بازآفرینی زندگی زنی استفاده میکند که در زمان خودش توجه گستردهای برانگیخته بود. عنوان رمان، «آنچه دیده میشود»، نیز از همین زاویه قابل تأمل است. ممکن است فردی در معرض توجه عمومی قرار بگیرد، اما آنچه دربارهاش گفته میشود، تمام حقیقت زندگی او را بازتاب ندهد. گاهی شهرت، بهجای آنکه انسان را بهتر بشناساند، او را در قالب تصویری محدود نگه میدارد.
این مسئله در مورد افراد دارای معلولیت اهمیت ویژهای دارد. روایت زندگی آنها گاه به داستانهایی درباره شگفتی، استثنا یا غلبه بر محدودیت تبدیل میشود؛ روایتهایی که ممکن است تواناییها و دستاوردهایشان را برجسته کنند، اما از خواستههای عادی، تعارضهای شخصی و حق انتخابشان غافل بمانند.
کیمبرلی الکینز و بازخوانی یک زندگی واقعی
کیمبرلی الکینز نویسنده آمریکایی این رمان را بر پایه زندگی لورا بریجمن نوشته است. «آنچه دیده میشود» نخستین رمان اوست و در سال ۲۰۱۴ در آمریکا منتشر شد؛ نسخهای دیگر از کتاب نیز در سال ۲۰۱۵ از سوی انتشارات دوازده عرضه شد. این اثر آمیزهای از شخصیتهای تاریخی، پژوهش درباره دوره ویکتوریایی و تخیل داستانی است؛ بنابراین نباید تمام جزئیات روابط و رخدادهای روایت را گزارش مستند زندگی لورا دانست.
اهمیت کتاب در آن است که یک شخصیت تاریخی کمتر شناختهشده را دوباره به مرکز توجه میآورد و به خواننده امکان میدهد زندگی او را فراتر از چند سطر زندگینامهای دنبال کند. رمان همزمان تصویری از جامعهای ارائه میدهد که در آن آموزش افراد ناشنوا و نابینا، نظریههای علمی و باورهای مذهبی به یکدیگر گره خورده بودند.
چرا این رمان برای روز جهانی عصای سفید مناسب است؟
«آنچه دیده میشود» مستقیماً درباره عصای سفید نیست و شخصیت اصلی آن نیز هم نابینا و هم ناشنواست. بااینحال، برای روز جهانی عصای سفید میتواند انتخابی معنادار باشد؛ زیرا به جای تمرکز صرف بر محدودیت جسمی، به مسئله ارتباط، آموزش، استقلال و جایگاه اجتماعی افراد دارای معلولیت میپردازد.
زندگی لورا نشان میدهد که دسترسی به آموزش و ابزار ارتباطی میتواند امکانهای تازهای پیش روی یک انسان بگذارد. اما این امکانها زمانی کاملتر میشوند که فرد نهفقط موضوع آموزش و مراقبت، بلکه صاحب اراده و حق تصمیمگیری شناخته شود.
شاید مهمترین پرسشی که رمان پیش روی خواننده میگذارد این باشد: آیا کافی است به افراد دارای معلولیت امکان حضور در جامعه داده شود، یا باید به خواستهها و انتخابهایشان نیز گوش سپرد؟
بازخوانی زندگی لورا بریجمن، زنی که زمانی در مرکز توجه جهان قرار داشت و بعد به حاشیه تاریخ رفت، یادآوری میکند که دیدهشدن با شناختهشدن یکسان نیست. برای شناختن یک انسان، باید از تصویر آمادهای که دیگران از او ساختهاند عبور کرد و به صدای خودش گوش داد.
خبرنگار : همتی
-
24 اردیبهشت 1405حماسه ها از کجا می آیند/ "حماسه در رمز و راز ملی" نوشته "محمد مختاری" -
26 اردیبهشت 1405آغاز نمایشگاه مجازی کتاب تهران -
25 اردیبهشت 1405به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه برنگذرد -
26 اردیبهشت 1405گذر از گذار/ نگاهی به نمایشنامه انگلیسی نوشته ساناز طوسی -
23 اردیبهشت 1405چند خبر از نشست نمایشگاه کتاب
-
جزئیات آتشسوزی عسلویه اعلام شد؛ آخرین خبر از حادثه چیست؟
-
این ۲۱ محصول آرایشی فاقد مجوز هستند
-
پروژه مخفیانه پرسپولیس با زوج سینمایی لو رفت
-
حمله یمن به شریان نفتی عربستان
-
چوپان خراسانی از گنج هزار میلیاردی گذشت
-
شوخی جنجالی امیرحسین قیاسی با مراسم تشییع استاد شجریان
-
عباس آخوندی به خبر طرح ترورش واکنش نشان داد
-
تصویر جدید از آیتالله سیدمجتبی خامنهای منتشر شد+ پیام تبریک
-
20 مهر 1405تذکر رهبر انقلاب به صداوسیما -
19 مهر 1405پایان ضربالاجل آمریکا -
19 مهر 1405معاون وزیر خارجه: جنایات میناب و لامرد را در محاکم بینالمللی پیگیری میکنیم -
20 مهر 1405تازه ترین آمار فوت زنان موتورسوار تهرانی -
19 مهر 1405اعلام یک روز عزای عمومی در این استان -
23 مهر 1405اعتراض صریح یوسف پزشکیان به تلویزیون؛ چرا سه نفر مقابل یک مهمان؟ -
22 مهر 1405افزایش کالابرگ در دو مرحله/ چه کسانی در اولویت هستند؟ -
19 مهر 1405شوهر کامالا هریس با نامزدی دوباره او مخالفت کرد -
19 مهر 1405هشدار پلیس فتا؛ فریب وعدههای درمان سریع و ریشهای را نخورید -
19 مهر 1405سومین استیضاح ترامپ کلید میخورد؟