بحران جدیدی که بازار جهانی را غافلگیر کرد
دکتر مهدی کریمی تفرشی، صاحب امتیاز و مدیر مسئول پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز (ایونا) نوشت: براساس گزارشی از کارن یانگ در Foreign Affairs، تنشهای اخیر فراتر از یک درگیری نظامی، به شوکی جدی در امنیت انرژی جهان تبدیل شدهاند؛ شوکی که با کاهش عبور نفت و LNG از تنگه هرمز، افزایش ریسک حملونقل و بیثباتی در بازار جهانی همراه بوده و حتی با پایان درگیری نیز بهسرعت جبرانپذیر نخواهد بود.
براساس گزارشی که به کارن یانگ، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا در Foreign Affairs نسبت داده شده، جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران نه فقط یک رویارویی نظامی، بلکه یک شوک ساختاری به معماری امنیت انرژی جهان بوده است؛ شوکی که پیامدهای آن از اختلال در صادرات نفت و LNG تا تغییر در الگوی شراکتهای راهبردی خلیج فارس امتداد مییابد (منبع:Foreign Affairs، کارن یانگ).
در این روایت، تنگۀ هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه به گلوگاه شکنندهای بدل شده که آسیبپذیری کل اقتصاد جهانی را عیان میکند. طبق همین گزارش، این تنگه پیش از بحران، محل عبور حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت و بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) بوده و اکنون با افت شدید تردد مواجه شده است. اهمیت این گزاره در آن است که نشان میدهد بحران خلیج فارس، صرفاً به معنای کاهش چند محموله نفتی نیست؛ بلکه نشانهای از شکستن اطمینان بازار، افزایش هزینههای لجستیک، بالا رفتن ریسک بیمه، و فرسایش قابلیت پیشبینی در زنجیره جهانی انرژی است. این اختلال، همانطور که در متن آمده، حتی با راهحلهای جایگزین عربستان سعودی و امارات نیز بهطور کامل جبرانپذیر نیست. این یعنی مسئله فقط «ظرفیت صادرات» نیست، بلکه جغرافیا هنوز بر فناوری و سرمایه غلبه دارد. خطوط لوله جایگزین، بنادر مکمل، و مسیرهای جدید حملونقل هرچند بخشی از فشار را کاهش میدهند، اما نمیتوانند بهسادگی نقش هرمز را در کوتاهمدت خنثی کنند. اگر آنچه در متن آمده درباره آسیب به تأسیسات صادرات LNG قطر درست باشد، آنگاه با بحرانی عمیقتر مواجهایم: نه فقط انسداد مسیر، بلکه صدمه به خودِ ظرفیت تولید؛ وضعیتی که اثراتش میتواند سالها پابرجا بماند.
متن همچنین با استناد به اظهارات شیخ نواف الصباح، مدیرعامل شرکت نفت کویت، بر یک نکتۀ مهم دست میگذارد: در بازار انرژی، پایان درگیری الزاماً به معنای پایان بحران نیست. به تعبیر دقیقتر، جنگها در این حوزه پسلرزههای لجستیکی و مالی دارند. حتی اگر آتشبس برقرار شود، بازگشت نرخ بیمه نفتکشها به وضعیت عادی، احیای اعتماد کشتیرانی، تعمیر پالایشگاهها و بازگشایی شبکههای صادراتی، فرایندی زمانبر است. این همان «اثر دومینویی» است که بازار انرژی را از منطق جنگ کلاسیک جدا میکند: گاهی خسارت اصلی پس از توقف گلولهها آغاز میشود (منبع: اظهارات شیخ نواف الصباح). برای تقویت این استدلال، متن به نمونههای مکمل هم اشاره میکند: حملات حوثیها به کشتیرانی دریای سرخ از اواخر ۲۰۲۳ و تداوم کاهش عبورومرور حتی با وجود آتشبس، و نیز پروژه LNG شرکت TotalEnergies در موزامبیک که پس از حمله سال ۲۰۲۱، چهار سال طول کشید تا دوباره روی ریل بازگردد. این مثالها اهمیت زیادی دارند، چون نشان میدهند بازار جهانی انرژی امروز در فضایی عمل میکند که در آن ناامنی موضعی میتواند اثرات جهانی و بلندمدت ایجاد کند. در چنین شرایطی، مسئله فقط حجم تولید نیست؛ مسئله «اعتماد به تداوم عرضه» است، و همین اعتماد است که قیمتگذاری، سرمایهگذاری و جهتگیری ژئوپلیتیک را تعیین میکند.
از دل این بحران، یک واقعیت مهم برای کشورهای خلیج فارس برجستهتر میشود: آنها دیگر صرفاً صادرکنندگان سنتی نفت نیستند، بلکه بازیگرانیاند که میکوشند در سراسر زنجیره ارزش انرژی نقشآفرینی کنند. متن تصریح میکند که الگوی قدیمی «نفت در برابر امنیت» دیگر دوام ندارد و دولتهای خلیج فارس بهخوبی دریافتهاند که باید هم اقتصاد خود و هم سبد انرژی خود را متنوع کنند. این تغییر، صرفاً یک شعار توسعهای نیست؛ بلکه واکنشی عقلانی به جهانی است که در آن اتکای صرف به صادرات خام، با ریسک ژئوپلیتیک، نوسان تقاضا و فشارهای گذار انرژی همراه است. در همین چارچوب، اشاره متن به سرمایهگذاری این کشورها در پالایش، ذخیرهسازی، تولید، انرژیهای تجدیدپذیر، گردشگری، معدن، هوش مصنوعی و خدمات مالی بسیار معنادار است. عربستان سعودی با تغییر ترکیب تولید برق داخلی خود، درصدد آزادسازی نفت بیشتر برای صادرات است و در کنار امارات، روی پروژههای عظیم خورشیدی سرمایهگذاری میکند (منبع: همان). این روند نشان میدهد که خلیج فارس در حال عبور از هویت تکمحصولی به سمت هویت ترکیبی انرژی-سرمایه-فناوری است. به بیان دیگر، دولتهای عربی خلیج فارس میخواهند نه فقط «دارندگان منبع»، بلکه معماران بازارهای آینده انرژی باشند. یکی از محورهای مهم متن، نقد نگاه واشنگتن به منطقه است. به روایت این گزارش، ایالات متحده ــ بهویژه در دوره دونالد ترامپ ــ غالباً کشورهای خلیج فارس را یا بهمثابه «قلک پول» و یا «ذخایر انرژی» دیده، نه بهعنوان شرکای واقعی در امنیت انرژی و گذار به انرژیهای نو. این گزاره، اگرچه لحنی انتقادی دارد، اما از یک تحول واقعی پرده برمیدارد: رابطه واشنگتن با خل
خلیج فارس در بسیاری از مقاطع، همچنان در چارچوبی سنتی و معاملهمحور تعریف شده، در حالی که خودِ منطقه در حال بازتعریف نقش خویش در اقتصاد جهانی است.
در مقابل، متن بر این باور است که چین با درکی پیچیدهتر وارد صحنه شده است. برخلاف تصور سادهانگارانهای که پکن را در حال ساختن یک «دولت برقی» در برابر «دولت نفتی» آمریکا میبیند، چین در واقع همزمان دو مسیر را پیش میبرد: تقویت تولید داخلی سوختهای فسیلی و شتاببخشی به انرژی سبز. همین نگاه دوگانه باعث شده پکن بتواند با کشورهای خلیج فارس نه فقط بهعنوان فروشندگان نفت، بلکه بهعنوان شرکای صنعتی و فناورانه تعامل کند.
متن در این زمینه مشخصاً به ورود سرمایه و تخصص فنی چین به پروژههای انرژی پاک خلیج فارس اشاره میکند؛ از جمله مشارکت در Acwa Power عربستان و همکاری در پروژههای بزرگ خورشیدی دبی (منبع: همان). اهمیت این مسئله در آن است که چین، برخلاف الگوی صرفاً خرید-فروش، وارد مرحلهای از درهمتنیدگی صنعتی و تکنولوژیک با منطقه شده است. این نوع شراکت برای دولتهای خلیج فارس جذابتر است، زیرا با دستورکار تنوعبخشی اقتصادی آنها همراستا است و برایشان «ظرفیتسازی» ایجاد میکند، نه فقط درآمد کوتاهمدت.
در نهایت، جمعبندی متن روشن است: جنگ، هرطور که تمام شود، احتمالاً کشورهای خلیج فارس را به سمت شتاببخشی به تنوعبخشی اقتصادی و چرخش بهسوی شرکای عملگراتر، بهویژه چین سوق خواهد داد. اگر این تحلیل را بپذیریم، آنگاه خلیج فارسِ پساجنگ فقط منطقهای زخمی از بحران نیست؛ بلکه صحنهی تولد نظم جدیدی در سیاست انرژی است. نظمی که در آن، اهمیت کشورها نه فقط با میزان نفت و گاز زیر زمین، بلکه با توان آنها در جذب فناوری، ساخت ظرفیت صنعتی، مدیریت ریسک ژئوپلیتیک و پیوند خوردن با اقتصادهای نوظهور سنجیده خواهد شد.
خبرنگار : شاکر
-
محل اقامت فعلی احمدینژاد مشخص شد
-
سود بزرگ آمریکا از بسته ماندن تنگه هرمز
-
خبر مهم تاج: به دو نفر ویزا داده نشد!
-
واکنش رسمی به ادعای خبرساز اینترنشنال در ساعات اخیر
-
وزارت نیرو خبر خاموشیها را تکذیب کرد
-
هشدار جهانی به نظام های سلامت؛ جهان با قحطی نیروی متخصص سرطان روبروست
-
تناسب اندام بالا خطر فیبریلاسیون دهلیزی را افزایش میدهد؟
-
تحقق عدالت در سلامت؛ تاکید بر تقویت نظام ارجاع و پزشکی خانواده
-
10 خرداد 1405چگونه مادران معتاد به جنین یا نوزاد خود آسیب میزنند؟ -
09 خرداد 1405کاسبان خون -
13 خرداد 1405معمای هوجیچا: چای کهربایی که ژاپنیها شب مینوشند و لندنیها توی بستنی میریزند -
13 خرداد 1405ضاحیه، غزه دوم می شود؟ -
07 خرداد 1405حق اولاد فقط برای مردان نیست -
09 خرداد 1405آنهایی که هرگز از خود راضی نیستند؛ روایتی از زخم کمالطلبی -
07 خرداد 1405ماجرای قتل مژگان حسنپور چیست؟/ از ادعای حجاب تا روایت پلیس از نزاع خانوادگی -
11 خرداد 1405از نخبه علمی تا متهم امنیتی؛ ماجرای علی یونسی چیست؟ -
10 خرداد 1405واکنشها به تیشرت آقای رئیس جمهور/ پیام صرفهجویی یا نمایش رسانهای؟ -
12 خرداد 1405کدام مشاغل از تیغ هوش مصنوعی در امان هستند؟