شنبه، 25 مهر 1405

روشنفکری ایران و سراب فروپاشی جامعهٔ ایرانی

5 ماه قبل
بازدید: 822
کد خبر: 000158892
0
روشنفکری ایران و سراب فروپاشی جامعهٔ ایرانی

در سال‌های اخیر، برخی تحلیل‌ها از «فروپاشی جامعهٔ ایرانی» سخن گفته‌اند؛ روایتی که گاه در میان بخشی از فضای روشنفکری نیز تکرار شده است. اما تجربهٔ بحران‌ها و تنش‌های بزرگ نشان می‌دهد جامعه‌ها اغلب در مواجهه با تهدیدهای بیرونی نه به سمت فروپاشی، بلکه به سوی نوعی بازآرایی و همگرایی حرکت می‌کنند.

از منظر جامعه‌شناسان کارکردگرا، جامعه تنها مجموعه‌ای از افراد در کنار هم نیست؛ بلکه یک موجود است. آن‌ها جامعه را دقیقاً به بدن یک موجود زنده تشبیه می‌کنند؛ بدنی که از اندام‌های گوناگون تشکیل شده و هر بخش، کارکردی برای حفظ حیات کل دارد. همان‌طور که در یک بدن زنده، گاه درد، التهاب یا ناآرامی دیده می‌شود اما این‌ها نشانه مرگ نیستند، جامعه نیز چنین فرایندهایی را تجربه می‌کند. بنابراین، تغییرات اجتماعی و تنش‌ها، نه نشانۀ فروپاشی، بلکه اتفاقاً گویای حیات، زنده بودن و واکنش طبیعی جامعه به خطرها و تهدیدهای بقاست. جامعه مانند یک بدن زنده، وقتی احساس تهدید می‌کند، واکنش نشان می‌دهد تا خود را ترمیم و حفظ کند.

در طی سال‌های گذشته و به‌ویژه از سال ۱۴۰۱ به بعد، بارها شاهد هشدار «فروپاشی جامعۀ ایرانی» از سوی بسیاری از اهالی علوم اجتماعی، سیاست‌مداران و اساتیدی بودیم که یا سر کلاس‌هایشان می‌نشستیم و یا در مقالات، یادداشت‌های روزنامه‌ای و مصاحبه‌ها از این قضیه سخن می‌گفتند. در نگاه امیل دورکیم، جامعه همچون یک «کلِ زنده» بر پایه همبستگی، ارزش‌های مشترک و تقسیم کار اجتماعی شکل می‌گیرد. زمانی که جامعه با یک تهدید گسترده مانند جنگ روبه‌رو می‌شود، این عناصر بنیادین بیش از پیش برجسته می‌شوند و افراد بیش از گذشته خود را بخشی از یک پیکره واحد احساس می‌کنند. در چنین شرایطی، جامعه همانند بدنی زنده که برای حفظ بقا واکنش دفاعی نشان می‌دهد، به سوی نوعی هم‌گرایی و انسجام بیشتر حرکت می‌کند. از سوی دیگر، جنگ اغلب لحظه‌ای است که هویت جمعی و مرزهای تعلق اجتماعی دوباره برجسته و بازتعریف می‌شوند. در این وضعیت، ارزش‌ها و هنجارهای مشترک قدرت بیشتری پیدا می‌کنند و پیوندهای میان اعضای جامعه تقویت می‌شود. دورکیم این وضعیت را نوعی افزایش «تراکم اخلاقی» می‌دانست؛ یعنی زمانی که جامعه در مواجهه با خطر، از نظر روانی و ارزشی به هم نزدیک‌تر می‌شود. بنابراین، در چنین شرایطی جامعه نه‌تنها دچار فروپاشی نمی‌شود، بلکه با فعال شدن سازوکارهای همبستگی، انسجام بیشتری پیدا می‌کند. این واکنش جمعی نشان می‌دهد که جامعه زنده، حساس و قادر به سازمان‌دهی دوباره خود در برابر تهدیدهاست.

در سال‌ها و دوره‌هایی که ایران با آمریکا و اسرائیل وارد تنش جدی‌تری می‌شدند که رنگ و بوی تهدید یا حملۀ نظامی داشت، معمولاً گزاره‌هایی از سوی روشنفکران مطرح می‌شد نظیر: «اگر جنگی رخ دهد، جامعه دچار آشوب کامل می‌شود، زندگی روزمره از هم می‌پاشد و حتی تیری سالم در خیابان نمی‌ماند». بخشی از این تصویر، حاصل ترس و تصور فاجعه در ذهن جمعی بود؛ یعنی زمانی که جامعه هنوز با واقعیت بحران روبه‌رو نشده بود و آینده را از دریچۀ نگرانی و ابهام می‌دید. اما بخش مهمی از این نگاه نیز از بزرگ‌نمایی قدرت غربی‌ها ببر کاغذی است به انضمام نوعی خودتحقیری در بخشی از افکار عمومی تأثیر می‌گرفت. با این حال، تجربۀ جنگ‌های اخیر نشان داد که واکنش واقعی جامعه الزاماً مطابق آن پیش‌بینی‌های فروپاشی‌محور نیست. برخلاف تصور اولیه، آنچه در میدان دیده شد نوعی بازآرایی جمعی و افزایش مشارکت و انسجام بود. حتی در شرایط سخت، مردم در عرصۀ عمومی حضور یافتند، مناسبت‌های جمعی ادامه پیدا کرد و احساس «ما بودن» تقویت شد. در چنین موقعیت‌هایی، ارزش‌ها و احساسات مشترکی که افراد را به هم پیوند می‌دهد، پررنگ‌تر و فعال‌تر می‌شود و مردم نسبت به سرنوشت یکدیگر حساس‌تر می‌گردند. این وضعیت باعث می‌شود فاصله‌های روانی بین افراد کاهش یابد، نوعی احساس نزدیکی و تعلق شکل بگیرد و مسئولیت‌پذیری جمعی افزایش یابد. حضور در مراسم، تجمع‌ها و فعالیت‌های مشترک نیز به‌طور طبیعی نقش مهمی در تقویت این پیوندها دارد و نوعی انرژی و هیجان مشترک ایجاد می‌کند که افراد را بیش از پیش به یکدیگر متصل می‌سازد. به همین دلیل، برخلاف تصویرهای ترس‌آلودی که پیش از بحران شکل می‌گیرد، جامعه در لحظۀ مواجهه با تهدید معمولاً نه‌تنها دچار فروپاشی نمی‌شود، بلکه به‌صورت طبیعی سازمان‌یافته‌تر، هماهنگ‌تر و همبسته‌تر عمل می‌کند؛ زیرا تهدید مشترک، احساس نزدیکی و تعلق متقابل را در میان مردم افزایش می‌دهد و آن‌ها را به یک «کل واحد» تبدیل می‌کند.

از آغاز این نبرد تا کنون بیش از هفتاد روز گذشته و در این مدت، هزاران تجمع در میادین و خیابان‌های اصلی برگزار شده است. بسیاری از مردم با عقاید، پوشش و گرایش‌های سیاسی مختلف که نشان‌دهندۀ تکثر و طبیعت جامعه است  در میدان و حول پرچم سه‌رنگ ایران حضور دارند؛ آن هم با وجود جنگ اقتصادی، تورم، گرانی بی‌سابقه، آینده‌ای مبهم و حتی زخم‌زبان اطرافیان. پرسشی دارم از تمامی آن‌هایی که دل در گروی غرب آمریکا دارند و حس ترس و ناامیدی را به جامعه تزریق کردند و هنوز هم مردم را «اقلیت رانتی» خطاب می‌کنند: آیا مردمی که هفتاد شب، زیر تهدید بمباران و موشک ‌باران در صحنه بودند و هنوز هم شرکت می‌کنند و پشتیبان و حامی میدان و دیپلماسی بودند، نشان‌دهندۀ جامعه‌ای نزدیک به فروپاشی‌ست؟ یا «فروپاشی» صرفاً واژۀ قشنگی است برای نشان‌دادن سطح روشنفکری، افزایش محبوبیت میان دانشجویان و یا ژست‌های «استاد-بلاگری» با سبک روشنفکری ژورنالیستی؟

 

نویسنده: فراهانی

خبرنگار : شاکر

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar