شنبه، 25 مهر 1405

بازگشت نویسنده عامه‌پسند با یک تراژدی معاصر؛ بازخوانی رمان «و یک دنیا حسرت» م. مؤدب‌پور

5 ساعت قبل
بازدید: 101
کد خبر: 000541416
0
بازگشت نویسنده عامه‌پسند با یک تراژدی معاصر؛ بازخوانی رمان «و یک دنیا حسرت» م. مؤدب‌پور

نام م. مؤدب‌پور در تاریخ رمان‌های عامه‌پسند ایران یادآور آثاری چون «گندم»، «یاسمین» و «پریچهر» است؛ کتاب‌هایی با ساختاری معین از طنز کلامی در کنار پایانی تراژیک که در اواخر دهه هفتاد و هشتاد خوانندگان بی‌شماری را به خود جذب کرد. کتاب جدید او، «و یک دنیا حسرت» (منتشرشده توسط نشر نیریز)، هرچند از سنت نام‌گذاری تک‌کلمه‌ای و دخترانهٔ آثار پیشین نویسنده فاصله گرفته، اما در درون‌مایه همچنان به الگوی تثبیت‌شده او وفادار است.

داستان با تمرکز بر تقابل عاطفی میان دو جوان به نام‌های «طلا» و «کیان» پیش می‌رود. طلا دختری آسیب‌دیده از تجربیات گذشته و در آستانه ترک کشور است و کیان در تلاش است تا با حضور عاطفی خود، امیدی تازه به زندگی او ببخشد. با این حال، نویسنده پیرنگ عاشقانه‌اش را در بستری کاملاً معاصر پیاده کرده است؛ جایی که تورم، فشارهای ساختاری بر طبقه متوسط و سودای مهاجرت به‌عنوان تنها راه گریز، نقشی پررنگ‌تر از مخالفت‌های سنتی خانواده‌ها ایفا می‌کنند.

زمان داستان کاملاً معاصر و مربوط به اواخر دهه ۱۳۹۰ تا سال‌های آغازین دهه ۱۴۰۰ شمسی است.

برخلاف شاهکارهای اولیهٔ مؤدب‌پور (مثل یاسمین یا پریچهر که در بستر اجتماعی-فرهنگی دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ با دغدغه‌هایی نظیر تعصبات سنتی و اختلافات طبقاتی کلاسیک روایت می‌شدند)، این کتاب تصویرگر فضای زیستی نسل جدید است

شخصیت طلا: دختری تودار، سرخورده و آسیب‌دیده از گذشته تلخ خانوادگی و شکست‌های عاطفی-اجتماعی. او به پوچی عمیقی رسیده و احساس می‌کند زندگی تمام آرزوهایش را سوزانده است. تمام فکر و ذکر طلا بریدن از جامعه و «مهاجرت» همیشگی از ایران است.

شخصیت کیان: پسری از جنس دیگر شخصیت‌های مثبت آثار مؤدب‌پور؛ بااحساس، دارای رگه‌هایی از شوخ‌طبعی و مرام سنتی، اما پایبند به اصول اخلاقی و مسئولیت‌پذیر.

آشنایی تصادفی کیان و طلا در مقطعی رخ می‌دهد که طلا در تدارک کارهای رفتن است. کیان در همان برخورد اول جذب شخصیت مرموز، مغرور و در عین حال شکننده طلا می‌شود و می‌کوشد به دنیای او راه پیدا کند.

پیشروی داستان و اوج‌گیری رابطه

کیان تصمیم می‌گیرد به طلا نزدیک شود، اما طلا دیواری بلند دور خود کشیده است. او رک و صریح به کیان یادآوری می‌کند که روحش سرشار از کینه‌ها، خاطرات تلخ و «یک دنیا حسرت» است و هشدار می‌دهد که تحمل او برای هر کسی ناممکن است.

با این حال، حضور کیان، مراقبت‌ها و شوخی‌های مکرر او (که مشخصه قلم مؤدب‌پور برای تلطیف فضای سنگین درام است) کم‌کم یخ‌های رابطه را باز می‌کند. با گذشت زمان، رازی از زندگی طلا و فشارهایی که خانواده و محیط بر او تحمیل کرده‌اند آشکار می‌شود. کیان با همه وجود دلباخته او می‌شود و تمام تلاشش را می‌کند تا طلا را از رفتن منصرف کند و امیدی تازه به زندگی‌اش ببخشد.

 تقابل عشق، واقعیت و شکاف طبقاتی

با عمیق‌تر شدن پیوند عاطفی میان آن دو، موانع بزرگ خانوادگی و اجتماعی نمایان می‌شوند:

  • اختلاف دیدگاه خانواده‌ها و قضاوت‌های سنگین سنتی نسبت به گذشته و اخلاق طلا.

  • بحران اقتصادی و اجتماعی که کیان و اطرافیان با آن دست‌به‌گریبان هستند و توان ساختن یک آینده بی‌دغدغه را دشوار می‌کند.

  • طلا بین حس تازه‌یافته عشق به کیان و وحشت از ماندن و سوختن در شرایط تلخ گذشته دچار کشمکش درونی شدیدی می‌شود.

 فرجام و گره‌گشایی (پایان داستان)

در بخش پایانی، داستان به همان سنت تراژیک و گزندهٔ آثار مؤدب‌پور وفادار می‌ماند:

با وجود تمام مقاومت‌ها و عشقی که میان کیان و طلا شکل گرفته، زنجیره‌ای از بدعهدی‌ها، فشارهای خانواده و زخم‌های کهنه باعث می‌شود که تلاش کیان برای نجات رابطه به بن‌بست برسد.

طلا با این باور که ماندنش تنها بار اضافه‌ای از بدبختی و رنج روی دوش کیان خواهد گذاشت و خود نیز دیگر توانی برای ترمیم روحی ندارد، سرانجام تصمیم نهایی‌اش را عملی می‌کند. جدایی میان آن دو قطعی می‌شود؛ رفتنی که نه از سر بی‌علاقگی، بلکه برآمده از استیصال است. داستان در فضایی سنگین و پر از بغض به پایان می‌رسد؛ جایی که برای هر دو شخصیت، جز خاطراتی خاکستری و «یک دنیا حسرت» بابت عشقی که می‌توانست نجات‌بخش باشد اما قربانی شرایط و زمانه شد، چیزی باقی نمی‌ماند.



فرجام تلخ داستان و غلبهٔ استیصال بر پیوند عاشقانه، پیام اصلی کتاب را شکل می‌دهد: عشقی که پتانسیل نجات‌بخشی دارد، در مواجهه با واقعیت‌های خشن اجتماعی و بن‌بست‌های زمانه ناکام می‌ماند و جز حسرتی پایدار چیزی از خود بر جای نمی‌گذارد. این رویکرد نشان می‌دهد مؤدب‌پور تلاش کرده فرمول قصه‌گویی احساسی خود را با نبض جامعه و دغدغه‌های ملموس نسل امروز تطبیق دهد.

برچسب ها

خبرنگار : همتی

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar