شنبه، 25 مهر 1405

فریدون جیرانی، فیلمسازِ بحران، رابطه و زن در سینمای ایران (بخش اول)

6 ماه قبل
بازدید: 138
کد خبر: 000156027
0
فریدون جیرانی، فیلمسازِ بحران، رابطه و زن در سینمای ایران (بخش اول)

فریدون جیرانی یکی از اثرگذارترین و جنجالی‌ترین فیلمسازان پس از انقلاب است. کارگردانی که از دلِ نقد و روزنامه‌نگاری وارد سینما شد، در دههٔ ۷۰ با ساخت «قرمز» نگاه تازه‌ای به روابط بیمار و خشونت خانگی داد، در دههٔ ۸۰ با «شام آخر» و «پارک‌وی» فضاهای نوآورانه را تجربه کرد و در دههٔ ۹۰ با «من مادر هستم» و «خفه‌گی» نشان داد که همچنان به‌دنبال روایت‌های چالش‌برانگیز و فرم هویت‌مند است. جیرانی در همه سال‌های فعالیتش، سینما را میدان مواجهه با روابط انسانی، آسیب، روان، زنان و ساختارهای پنهان جامعه دانسته است.

فریدون جیرانی (متولد ۱۳۳۸ در تهران) کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده و منتقد سینمای ایران است. او یکی از چهره‌های تأثیرگذار در سینمای موج نو ایران به شمار می‌رود و آثارش اغلب با نگاهی عمیق به مسائل اجتماعی و روانشناختی شخصیت‌ها شناخته می‌شوند.

جیرانی فعالیت هنری خود را از دهه ۱۳۵۰ آغاز کرد. او در ابتدا به عنوان منتقد فیلم فعالیت می‌کرد و سپس وارد عرصه فیلمسازی شد. تحصیلات دانشگاهی او در رشته سینما بوده و این دانش، بنیان محکمی برای فعالیت‌های حرفه‌ای او فراهم آورده است. جیرانی در طول دوران فعالیت خود، همکاری‌های متعددی با هنرمندان برجسته سینمای ایران داشته و در جشنواره‌های داخلی و خارجی جوایز متعددی را کسب کرده است.

آثار فریدون جیرانی طیف وسیعی از ژانرها را در بر می‌گیرد، اما وجه مشترک بسیاری از آن‌ها، شخصیت‌پردازی‌های پیچیده و پرداختن به دغدغه‌های انسانی است. در ادامه یکی از آثار از وی نقد می‌شود:

نقد فیلم «خفه‌گی» (۱۳۹۵)

«خفه‌گی» یک ملودرام نوار است که تلاش می‌کند عناصر کلاسیک فیلم نوآر (زن مرموز، قتل، هویت پنهان، فضای بسته) را با ملودرام ایرانی ترکیب کند.

از نقاط قوت فیلم می‌توان به تلاش برای احیای زیبایی‌شناسی نوآر در سینمای ایران اشاره نمود.

روایت دوپاره و شخصیت‌پردازی معمایی زن (الناز شاکردوست) جذابیت روایی ایجاد می‌کند.

استفاده از سکوت، تعلیق، و کم‌دیالوگی باعث تقویت حال‌وهوای روان‌پریشانه شخصیت‌ها می‌شود.

و نقاط ضعف داستانی فیلم، روایت گاهی بیش از حد متکی به پنهان‌کاری مصنوعی است. جیرانی اطلاعات را پنهان می‌کند نه برای ایجاد تعلیق، بلکه برای پیچیده جلوه دادن داستان.

رابطه میان دو شخصیت زن (پرستار و زن بیمار) به‌جای گسترش روان‌شناختی، در حد بازی‌های روایی باقی می‌ماند.

بخش پایانی فیلم دچار شتاب‌زدگی است و گره‌گشایی‌ها با منطق شخصیت‌ها هم‌خوانی کامل ندارد.

«خفه‌گی» شاید پرجسارت‌ترین فیلم جیرانی از نظر فرم باشد.

انتخاب سیاه‌وسفید کردن تصویر یک ریسک بزرگ بود. موفق هم شد، چون با فضای ذهنی بسته و احساس خفگی کاراکترها هماهنگ است.

میزانسن‌ها دقیق، کنترل‌شده و مبتنی بر تقارن و خطوط عمودی/افقی هستند. نشانه‌ای از تلاش برای زیبایی‌شناسی نوآر.

حرکت‌های محدود دوربین حس محصور بودن را تقویت می‌کند.

صداگذاری (به‌خصوص سکوت‌های طولانی و صداهای محیطی) در ایجاد تنش مؤثر است.

البته گاهی پرداخت بصری در فیلم بر روایت غلبه می‌کند و جایگزین معنا می‌شود.

طراحی صحنه اغلب بیش از حد «نمایشی» است. به جای زندگی واقعی، شبیه صحنه تئاتر می‌شود.

تدوین ریتم یکنواخت ایجاد می‌کند که ممکن است برای تماشاگر عمومی کُند باشد.

در کل، خفه‌گی، فیلمی تجربه‌گراست و اگرچه کمبودهای روایی دارد، اما از معدود تلاش‌ها برای آوردن نوآر روان‌شناختی به سینمای ایران است. از منظر سینماگر مستقل، نقطه قوت اصلی آن ریسک‌پذیری فرمی است.

نویسنده: سپیدروح

برچسب ها

خبرنگار : شاکر

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar