پنج شنبه، 14 خرداد 1405

نظم جهانی در روزهای بی‌اعتمادی

6 روز قبل
بازدید: 112
کد خبر: 000161722
0
نظم جهانی در روزهای بی‌اعتمادی

دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی بین‌الملل و رئیس کارگروه احیای کسب‌وکارهای جاده ابریشم یونسکو نوشت: جهان دوباره وارد دوره‌ای شده که خبرها سریع‌تر از توافق‌ها می‌رسند. میان جنگ، تحریم، رقابت‌های تازه و ائتلاف‌های شکننده، بی‌اعتمادی آرام‌آرام به مهم‌ترین عنصر سیاست بین‌الملل تبدیل شده است.

در بسیاری از پایتخت‌های جهان دیگر کسی با اطمینان از «ثبات» حرف نمی‌زند. حتی واژه‌هایی که تا چند سال پیش نشانه قطعیت بودند، حالا رنگ احتیاط گرفته‌اند. همکاری، اتحاد، امنیت جمعی، نظم بین‌الملل؛ همه هنوز روی کاغذ وجود دارند، اما در عمل زیر فشار رقابت‌های فرساینده‌ای قرار گرفته‌اند که هر روز گسترده‌تر می‌شوند. جهان امروز بیشتر شبیه اتاقی است که همه در آن حضور دارند، با هم حرف می‌زنند، مذاکره می‌کنند، عکس یادگاری می‌گیرند، ولی هیچ‌کس واقعاً به دیگری اعتماد ندارد.

 در چنین فضایی حتی بحران‌ها هم شکل تازه‌ای پیدا کرده‌اند. جنگ‌ها دیگر فقط در میدان‌های نظامی اتفاق نمی‌افتند. بخشی از درگیری‌ها در شبکه‌های مالی جریان دارد، بخشی در زیرساخت‌های سایبری، بخشی در رسانه‌ها و بخشی در بازار انرژی. یک تصمیم سیاسی در گوشه‌ای از دنیا می‌تواند ظرف چند ساعت زنجیره حمل‌ونقل جهانی را مختل کند یا قیمت غذا را در چند قاره جابه‌جا کند. همین پیوستگی عجیب جهان مدرن، ترس کشورها را بیشتر کرده است؛ چون هر بحران محلی حالا ظرفیت آن را دارد که به بحرانی جهانی تبدیل شود.

 تا همین چند سال پیش تصور می‌شد وابستگی اقتصادی کشورها به یکدیگر، احتمال درگیری‌های بزرگ را کاهش می‌دهد. نظریه‌ای قدیمی می‌گفت تجارت گسترده، کشورها را محتاط‌تر می‌کند؛ چون هزینه جنگ بالا می‌رود. اتفاقات اخیر اما نشان داد اقتصاد جهانی برخلاف تصور، فقط ابزار همکاری نیست، بلکه می‌تواند به میدان فشار و تنبیه هم تبدیل شود. تحریم‌های مالی، محدودیت‌های صادراتی، کنترل فناوری و جنگ‌های تعرفه‌ای، اقتصاد را وارد مرحله‌ای کرده‌اند که دیگر از سیاست جدا نیست. کارخانه‌ها، بنادر و شرکت‌های فناوری حالا بخشی از معادلات امنیتی کشورها محسوب می‌شوند.

 همین نگاه تازه باعث شده رقابت بر سر فناوری از همیشه تندتر شود. رقابت امروز فقط بر سر خاک یا منابع طبیعی نیست؛ بر سر داده‌ها، تراشه‌ها، هوش مصنوعی و شبکه‌های ارتباطی هم هست. دولت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که کشوری که کنترل فناوری را در اختیار داشته باشد، نفوذ بیشتری بر آینده خواهد داشت. به همین دلیل جهان وارد دوره‌ای شده که در آن حتی همکاری‌های علمی هم گاهی با سوءظن همراه می‌شود. دانشگاه‌ها، شرکت‌های فناوری و مراکز تحقیقاتی آرام‌آرام وارد فضایی شده‌اند که مرز میان دانش و امنیت ملی در آن کم‌رنگ‌تر از قبل است.

 در اروپا، نگرانی از آینده امنیت جمعی دوباره جدی شده است. جنگ، مفهومی نبود که نسل‌های جدید اروپایی انتظار داشتند دوباره در نزدیکی مرزهایشان ببینند. سال‌ها تصور می‌شد قاره اروپا از دوره جنگ‌های بزرگ عبور کرده و حالا وارد عصر ثبات بلندمدت شده است. تصاویر شهرهای ویران، آوارگان و صف‌های طولانی پناهجویان این تصور را شکست. نتیجه فقط نگرانی نظامی نبود؛ اعتماد عمومی به دوام نظم سیاسی پس از جنگ سرد هم آسیب دید.

 در شرق آسیا نیز شرایط آرام نیست. رقابت قدرت‌های بزرگ در این منطقه، فقط به مانورهای نظامی یا اختلافات ارضی محدود نمی‌شود. اقتصاد جهانی به شکل عجیبی به این منطقه وابسته است و همین وابستگی، تنش‌ها را حساس‌تر کرده. هر خبر کوچک درباره مسیر کشتی‌ها، محدودیت صادرات تراشه یا اختلافات دریایی می‌تواند بازارهای مالی جهان را دچار اضطراب کند. در چنین فضایی، حتی سکوت رهبران کشورها هم گاهی بیشتر از سخنرانی‌هایشان معنا پیدا می‌کند.

 در غرب آسیا نیز وضعیت پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را فقط با واژه «بحران» توضیح داد. منطقه‌ای که سال‌ها درگیر جنگ، رقابت‌های امنیتی و بی‌ثباتی بوده، حالا با نوع تازه‌ای از نااطمینانی روبه‌روست. نااطمینانی نسبت به آینده ائتلاف‌ها. کشورهایی که زمانی دشمن محسوب می‌شدند، مذاکره می‌کنند و هم‌زمان کشورهایی که شریک بودند، فاصله می‌گیرند. مرز میان رقابت و همکاری مدام جابه‌جا می‌شود. این تغییر سریع موقعیت‌ها باعث شده تحلیل بسیاری از معادلات منطقه‌ای سخت‌تر از گذشته شود.

 

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جهان امروز، فرسایش اعتماد عمومی به نهادهای بین‌المللی است. سازمان‌هایی که قرار بود نقش میانجی، حافظ صلح یا هماهنگ‌کننده بحران‌ها را ایفا کنند، حالا با انتقادهای گسترده‌ای روبه‌رو هستند. بسیاری از کشورها معتقدند این نهادها دیگر قدرت یا استقلال کافی برای مدیریت بحران‌های جهانی را ندارند. در مقابل، برخی دیگر می‌گویند مشکل اصلی نبود اراده سیاسی در میان قدرت‌های بزرگ است. نتیجه هر چه باشد، تصویر کلی روشن است؛ جهان بیش از گذشته پراکنده شده و رسیدن به اجماع دشوارتر از قبل شده است.

 

این بی‌اعتمادی فقط میان دولت‌ها وجود ندارد. مردم هم نسبت به روایت‌های رسمی محتاط‌تر شده‌اند. عصر شبکه‌های اجتماعی باعث شده هر بحران جهانی هم‌زمان به جنگ روایت‌ها تبدیل شود. هر تصویر، هر ویدئو و هر خبر می‌تواند در چند دقیقه میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. همین سرعت بالا، تشخیص حقیقت را سخت‌تر کرده است. دولت‌ها رسانه‌ها را متهم می‌کنند، رسانه‌ها دولت‌ها را زیر سؤال می‌برند و افکار عمومی میان حجم عظیمی از اطلاعات متناقض سرگردان می‌شود. در چنین شرایطی، حقیقت گاهی بیشتر شبیه میدان رقابت است تا یک واقعیت روشن.

 

اما جهان هنوز وارد مرحله فروپاشی کامل نظم بین‌المللی نشده است. تجارت ادامه دارد، نشست‌های دیپلماتیک برگزار می‌شود، توافق‌های تازه شکل می‌گیرند و بسیاری از کشورها همچنان تلاش می‌کنند از گسترش بحران‌ها جلوگیری کنند. همین تلاش‌ها نشان می‌دهد حتی در فضای بی‌اعتمادی، کشورها ناچارند راه‌هایی برای همکاری پیدا کنند. هیچ قدرتی به‌تنهایی قادر نیست بحران‌های جهانی امروز را مدیریت کند. از تغییرات اقلیمی گرفته تا مهاجرت، امنیت غذایی و تهدیدهای سایبری.

 

شاید مهم‌ترین تفاوت جهان امروز با دهه‌های گذشته این باشد که دیگر کمتر کسی به «نظم پایدار» باور دارد. بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران به جای صحبت از دوره‌های طولانی ثبات، از مدیریت بحران‌های مداوم حرف می‌زنند. جهان انگار وارد دوره‌ای شده که در آن نااطمینانی، وضعیت موقت نیست؛ بخشی از واقعیت روزمره است.

 

تاریخ بارها نشان داده که دوره‌های بی‌اعتمادی همیشه پایدار نمی‌مانند. جهان پیش‌تر هم بحران‌های عمیق، جنگ‌های فرسایشی و رقابت‌های خطرناک را تجربه کرده و از دل آن‌ها ساختارهای تازه‌ای ساخته است. شاید اکنون نیز جهان در میانه یک گذار تاریخی ایستاده باشد؛ دوره‌ای که نظم قدیمی فرسوده شده، ولی شکل نظم تازه هنوز روشن نیست. همین ابهام است که فضای سیاست بین‌الملل را تا این اندازه عصبی، پرتنش و غیرقابل پیش‌بینی کرده است.

 

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar