امیرحسین قیاسی با شوخی درباره زینب ابوطالبی و نمایش تراکتور و شیر الاغ در تلویزیون
امیرحسین قیاسی با شوخی درباره زینب ابوطالبی و نمایش تراکتور و شیر الاغ در تلویزیون
به گزارش خبرنگار تلویزیون نگاه ایرانیان نیوز (ایونا)،
در فضای تلویزیونی ایران، استفاده از وسایل و حیوانات غیرمعمول نظیر تراکتور، اسب و حتی شیر الاغ بهعنوان ابزارهای جلب توجه، بههمراه شوخیهای جنجالی درباره زینب ابوطالبی در برنامه امیرحسین قیاسی، مسائلی جدی درباره ارزش محتوا و استراتژیهای برنامهسازی را مطرح کرده است.
وقتی خود اتفاق جای برنامه را میگیرد
به گزارش همشهری آنلاین، این پدیده تنها محدود به حضور یک تراکتور در استودیوی تلویزیون یا اسبی مقابل دوربین نیست؛ حتی شیر الاغ نیز بهعنوان سوژهای برای جذب مخاطب به آنتن باز شده است. در همین حین، شوخیای با نام زینب ابوطالبی در برنامه امیرحسین قیاسی بههمراه اظهارات محمدرضا باهنر درباره این مجری تلویزیونی، بهحاشیهای خبرساز تبدیل شده است. بهنظر میرسد همه، از برنامهساز و مجری تا چهرههای سیاسی، در مسابقهای نامنوشته برای دیدهشدن شرکت کردهاند؛ مسابقهای که گاهی خود سوژه از محتوایی که باید دربارهاش حرف زده شود، مهمتر میشود.
شیر الاغ هم به نسخه مخاطبآوری اضافه شد!
حاشیههای اخیر نشان میدهد که شیر الاغ نیز به فهرست ابزارهای جلب توجه تلویزیونی افزوده شده است؛ محصولی که پیش از این بیشتر در بحثهای دامداری و محصولات حیوانی مطرح میشد، اکنون میتواند بهسوژهای برای دست به دست شدن تصاویر تلویزیونی تبدیل شود. طنز ماجرا این است که تلویزیونی که قرار است با ایده، روایت، سرگرمی و کیفیت تولید مخاطب جذب کند، بهجای فکرسازی و اندیشهپروری، بهدنبال اتفاقی عجیبتر از پیشین باشد.
همهچیز برای چند ثانیه دیدهشدن؟
ماجرای امیرحسین قیاسی و شوخی جدید او درباره زینب ابوطالبی، نمونه دیگری از این روند است. در بخشی از برنامه، قیاسی با اشاره به اظهارات پیشین ابوطالبی درباره رفتن افراد ناراضی از ایران، بهعنوان دستمایه شوخی از احتمال سفر او استفاده کرد؛ در حالی که این موضوع هنوز تأیید نشده بود. پس از انتشار ویدئویی از ابوطالبی و توضیحات درباره وضعیت او، محمدرضا باهنر نیز عذرخواهی کرد. اما این موارد نشان میدهند که وقتی ادعا یا برداشت تأییدنشده به سوژهای برای شوخی عمومی تبدیل میشود، مسئولیت بازنگری در آن با تکذیب یا روشنشدن واقعیت پایان نمییابد.
قیاسی در توضیحاتی گفت: «برنامهام خبرگزاری نیست و قرار نیست صرفاً اخبار موثق را پوشش دهد.» او افزود: «جذابیت سوژه و تناقض ظاهری میان یک موضع قبلی و اتفاقی که به فرد نسبت داده شده، مبنای شوخیام بوده است.» این بیان نشان میدهد که طنز برنامههای امروز نباید بهعنوان تأیید خبر تلقی شود، اما همچنان مسئولیت اجتماعی طنزپرداز را نمیتواند نادیده بگیرد.
تلویزیون نباید شبیه فضای مجازی شود
تلویزیون ظرفیتهایی دارد که شبکههای اجتماعی بهتنهایی نمیتوانند جایگزین کنند: امکان روایت بلند، گفتوگوی عمیق، تولید حرفهای، استفاده از تصویر و صدا در ساختاری منسجم و خلق برنامههایی که مخاطب در طول زمان با آنها ارتباط برقرار کند. برنامهای با هویت واضح میتواند بهخودیخود سوژه تولید کند و مخاطب را برای قسمت بعد نگه دارد؛ اما اگر هویت روشنی نداشته باشد، ناچار است هر بار با یک عامل بیرونی توجه مخاطب را جلب کند.
فرق وایرالشدن با مخاطبداشتن
یکی از اشتباههای رایج در ارزیابی عملکرد رسانهها، یکیگرفتن میزان بازنشر یک محتوا با میزان مخاطب یک برنامه است. ممکن است بخشی چندثانیهای از یک برنامه بارها دیده شود، اما بسیاری از بینندگان آن نه نام برنامه را بدانند و نه تمایلی به تماشای قسمت کامل آن داشته باشند. در مقابل، برنامهای ممکن است کمتر در شبکههای اجتماعی دیده شود، اما مخاطبان ثابتی داشته باشد که بهطور منظم آن را دنبال میکنند. بنابراین، برای سیاستگذاری رسانهای، باید به تعداد افرادی که برنامه را بهطور کامل تماشا کردهاند و به قسمت بعد بازگشتهاند، توجه شود.
برنامه یا شکار سوژه؟
ماجرای تراکتور، اسب و شیر الاغ در کنار حاشیههای ناشی از شوخی با چهرهها، شاید در نگاه نخست مجموعهای از اتفاقهای پراکنده به نظر برسد؛ اما کنار هم قرار گرفتن آنها فرصتی برای طرح پرسش جدی درباره راهبرد برنامهسازی فراهم میکند: آیا رسانه برای دیدهشدن بهسراغ ایدههای ماندگار میرود یا بیشتر در پی شکار سوژههای کوتاهعمر است؟
اتفاقاً تلویزیون به سرگرمی، شوخی، غافلگیری و حتی لحظههای غیرقابل پیشبینی نیاز دارد؛ آنچه اهمیت دارد، قرار دادن این عناصر در خدمت هدف و هویت برنامه است. یک شوخی خوب باید چیزی بیش از جنجال داشته باشد؛ یک اتفاق تصویری باید بخشی از روایت برنامه باشد و یک حاشیه نیز نباید جای محتوای اصلی را بگیرد.
آش وایرالشدن را شور نکنیم!
ماجرای شیر الاغ یا شوخی با زینب ابوطالبی نباید صرفاً به حساب یک اتفاق عجیب یا یک حاشیهگذر گذاشت. این نمونهها، هرچند از نظر ماهیت متفاوتاند، یک پرسش مشترک را مطرح میکنند: در فضای رقابتی امروز، رسانهها تا کجا باید برای دیدهشدن پیش بروند و چه زمانی باید از خود بپرسند که این دیدهشدن چه ارزشی ایجاد کرده است؟ نه هر اتفاق عجیبی خلاقیت است، نه هر شوخی جنجالی طنز موفق محسوب میشود و نه هر بازدیدی به معنای جذب مخاطب است.
در نهایت، تلویزیون بهجای آنکه برای هر قسمت در جستوجوی سوژهای عجیبتر باشد، باید بهدنبال ایدهای باشد که بتواند مخاطب را به تماشای قسمت بعدی ترغیب کند. مجری طنز نیز میتواند تند و بیپروا باشد، اما باید میان شوخی هوشمندانه و تکیه بر ادعای تأییدنشده تفاوت قائل شود.
منبع: همشهری آنلاین
خبرنگار : همتی
-
احتمال اوج گیری آنفلوآنزا از ماه آینده
-
جنجال کارگروه حجاب در دانشگاه تهران/ ماجرا چیست؟
-
بازگشت کشت شقایق پس از ۲۰ سال؟
-
بازگشت کشت شقایق پس از ۲۰ سال؟
-
علت مرگ دانشجوی بوعلی سینا چه بود؟
-
زاکانی: وظیفه کاخ الیزه شنیدن صدای فرانسه است، نه اطاعت از ترامپ
-
زاکانی: وظیفه کاخ الیزه شنیدن صدای فرانسه است، نه اطاعت از ترامپ
-
کسانی که پیامک افزایش کالابرگ نگرفتهاند چه وضعیتی دارند؟
-
26 مهر 1405سقف ذخیره بنزین در کارت سوخت اعلام شد؟ -
20 مهر 1405تذکر رهبر انقلاب به صداوسیما -
24 مهر 1405نام ظریف در تجمعات شبانه با شعر توهینآمیز خبرساز شد -
23 مهر 1405اعتراض صریح یوسف پزشکیان به تلویزیون؛ چرا سه نفر مقابل یک مهمان؟ -
22 مهر 1405افزایش کالابرگ در دو مرحله/ چه کسانی در اولویت هستند؟ -
22 مهر 1405سناریوهای مواجهه ایران و آمریکا پیش از انتخابات کنگره و دلیل جذابیت کوههای اصفهان نسبت به عملیات زمینی -
20 مهر 1405تازه ترین آمار فوت زنان موتورسوار تهرانی -
25 مهر 1405افشاگری نتانیاهو درباره رقیبش؛ اختلاف بر سر حمله به ایران بالا گرفت -
25 مهر 1405رئیس هلالاحمر درباره احتمال ترور رئیسی چه گفت؟ -
22 مهر 1405ردپای رضا پهلوی در اعتراف به طرح تسخیر فرودگاه کرمان