ایران در آستانه تقویت اعتماد عمومی
دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی سیاسی نوشت: اعتماد عمومی، آرام و بیصدا فرسوده میشود و بازسازی آن هم با شعار ممکن نیست. سیاست داخلی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی نیاز دارد که بیش از پیش احساس شنیدهشدن را به جامعه برگرداند.
در فضای سیاسی ایران، بعضی واژهها آنقدر تکرار شدهاند که انگار بخشی از اثر خود را از دست دادهاند. «امید»، «اعتماد»، «مشارکت» و «گفتوگو» سالهاست در سخنرانیها، تیترها و بیانیهها حضور دارند، ولی فاصله میان کلمه و واقعیت، آرامآرام بزرگتر شده است. جامعهای که هر روز با فشار اقتصادی، نگرانیهای معیشتی، نااطمینانی نسبت به آینده و خستگی روانی روبهرو میشود، دیگر با جملههای کلی آرام نمیگیرد. مردم خیلی زود تشخیص میدهند چه چیزی واقعی است و چه چیزی صرفاً برای عبور از یک مقطع گفته میشود.
با وجود زیرلایهای از ناامیدی و بیاعتمادی که در سالهای اخیر شکل گرفته، هنوز نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد جامعه ایران از ایده «اصلاح و بهتر شدن» عبور نکرده است. این شاید مهمترین سرمایهای باشد که هنوز باقی مانده؛ اینکه بخش بزرگی از جامعه، با وجود همه خستگیها، هنوز به امکان تغییر تدریجی فکر میکند. این مسئله را میتوان در واکنشهای اجتماعی، در گفتوگوهای روزمره، در رسانهها و حتی در نقدهای تند سیاسی هم دید. جامعهای که امید را کاملاً کنار گذاشته باشد، دیگر وارد بحث نمیشود، مطالبه نمیکند و حتی خشم خود را هم بیان نمیکند. سکوت مطلق معمولاً نشانه پایان است، نه اعتراض. ایران هنوز به آن نقطه نرسیده است.
واقعیت این است که سیاست داخلی ایران وارد مرحلهای متفاوت شده. مرحلهای که در آن، صرف کنترل بحران دیگر کافی نیست. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به دنبال نشانههای ملموس کارآمدی است. برای نسلهای جدید، بسیاری از تقسیمبندیهای سنتی سیاسی جذابیت گذشته را ندارند. آنها بیشتر از آنکه درگیر دعواهای قدیمی جناحی باشند، درباره کیفیت زندگی، آینده شغلی، ثبات اقتصادی، آزادیهای اجتماعی، شفافیت و امکان پیشرفت حرف میزنند. این تغییر مهمی است. چون سیاست در ایران برای سالها بیشتر از آنکه بر زندگی روزمره مردم متمرکز باشد، درگیر رقابتهای فرسایشی قدرت شده بود.
در چنین فضایی، بازسازی اعتماد عمومی مسئلهای حیاتی برای ثبات اجتماعی و آینده سیاسی کشور است. هیچ جامعهای با سطح بالای بیاعتمادی نمیتواند برای مدت طولانی آرام بماند. وقتی مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود، فاصله میان جامعه و ساختار رسمی بیشتر میشود و این فاصله، به مرور، هزینههای اقتصادی و اجتماعی سنگینی ایجاد میکند. بسیاری از کشورها در دورههای مختلف تاریخ خود چنین وضعیتی را تجربه کردهاند. دورههایی که در آن، بحران اصلی کاهش اعتماد بوده است.
در ایران امروز هم بخش مهمی از مسئله دقیقاً همینجاست. مردم بیشتر از هر چیز به دنبال نشانههایی هستند که ثابت کند تصمیمگیریها واقعاً به زندگی آنها مربوط است. جامعه میخواهد ببیند آیا نقد شنیده میشود یا نه، آیا اشتباهها پذیرفته میشوند یا نه، آیا تغییر امکانپذیر است یا نه. اینها سؤالهای سادهای به نظر میرسند، ولی پاسخ به آنها میتواند فضای سیاسی یک کشور را تغییر دهد.
در سالهای اخیر بعضی رفتارهای اجتماعی نشان داده که جامعه ایران هنوز ظرفیت بازسازی دارد. در بحرانهای مختلف، از حوادث طبیعی گرفته تا مسائل اقتصادی و اجتماعی، بارها دیده شد که مردم چگونه برای کمک به یکدیگر وارد میدان شدند. این حس همبستگی، برخلاف تصویری که گاهی از جامعهای کاملاً گسسته ارائه میشود، هنوز زنده است. شاید خسته، شاید آسیبدیده، ولی از بین نرفته. همین مسئله اهمیت دارد، چون هیچ تغییر مثبتی بدون وجود حداقلی از اعتماد اجتماعی ممکن نیست.
حاکمیت هم بهتدریج متوجه شده که ادامه برخی روشهای قدیمی دیگر پاسخگو نیست. فضای رسانهای امروز با ده یا پانزده سال قبل تفاوت دارد. جامعه به اطلاعات دسترسی بیشتری دارد، مقایسه میکند، تحلیل میخواند و روایت رسمی را بدون پرسش نمیپذیرد. این تغییر، ساختار سیاسی را هم ناچار به تغییر میکند. حتی اگر این تغییر آهسته و پرهزینه باشد. دورهای که میشد صرفاً با مدیریت روایتها افکار عمومی را کنترل کرد، تا حد زیادی گذشته است. امروز اعتماد، بیشتر از آنکه با تبلیغات ساخته شود، با عملکرد شکل میگیرد.
نقش رسانهها هم مهمتر از گذشته شده است. رسانهای که صرفاً بلندگوی یک نگاه باشد، بهسختی میتواند اعتماد مخاطب را حفظ کند. جامعه امروز رسانهای را جدی میگیرد که واقعیت را انکار نکند، مشکلات را ببیند و در عین حال، تصویر کاملاً تاریک و بنبستگونه هم نسازد. مردم به اندازه کافی با فشارهای روزمره روبهرو هستند. آنها بیشتر از هیجانهای مقطعی، دنبال صداقت و تحلیل واقعیاند.
شاید یکی از مهمترین تغییرات این سالها، تغییر نگاه مردم به مفهوم «ثبات» باشد. زمانی ثبات صرفاً به معنای نبود بحران سیاسی تعریف میشد، ولی امروز کیفیت زندگی، احساس امنیت اقتصادی و امکان برنامهریزی برای آینده هم بخشی از معنای ثبات شده است. جامعهای که نتواند آینده خود را تصور کند، آرامآرام فرسوده میشود. به همین دلیل، مسئله اقتصاد در ایران دیگر فقط یک موضوع مالی نیست؛ مستقیماً با اعتماد عمومی و احساس امید در ارتباط است.
دلایل زیادی وجود دارد که نشان میدهد ایران میتواند از این دوره عبور کند. تاریخ این کشور پر از مقاطع دشوار بوده؛ دورههایی که بسیاری تصور میکردند امکان بازگشت وجود ندارد، ولی جامعه دوباره خودش را بازسازی کرده است. ایران کشوری با جامعهای زنده، جوان و مطالبهگر است. همین مطالبهگری، با وجود تمام تنشهایی که ایجاد میکند، در نهایت میتواند به موتور اصلاح و تغییر تبدیل شود. جامعهای که مطالبه دارد، هنوز نسبت به آینده بیتفاوت نشده است.
بازسازی اعتماد عمومی البته مسیر کوتاهی نیست. این اتفاق نه با یک سخنرانی رخ میدهد، نه با چند وعده مقطعی. اعتماد زمانی برمیگردد که مردم تغییر را در زندگی واقعی خود ببینند. در اقتصاد، در فضای رسانهای، در شیوه برخورد با نقد، در شفافیت تصمیمها و در کیفیت حکمرانی. جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به سیاستی نیاز دارد که بهجای تولید هیجان کوتاهمدت، بتواند احساس ثبات و امکان آینده را بازگرداند.
جامعه ایران برخلاف جوامع غربی به مرحله بیتفاوتی نرسیده است. درباره آینده بحث میشود، نقد وجود دارد، مردم از بهتر شدن حرف میزنند. این نشانه کوچکی نیست. بسیاری از کشورها زمانی وارد بحرانهای عمیق شدند که جامعه دیگر حتی انگیزهای برای مطالبه نداشت.
ایران امروز متوقف نشده. زیر این فضای سنگین، هنوز میل به ساختن دیده میشود؛ در نسل جوان، در کسبوکارهای کوچک، در رسانهها، در دانشگاهها و حتی در گفتوگوهای ساده روزمره. شاید مسیر پیشرو پیچیده و طولانی باشد، ولی هیچ جامعهای بدون وجود همین روزنههای کوچک امید، توان ادامه پیدا نمیکند. آینده سیاست داخلی ایران، بیش از هر چیز، به این بستگی دارد که آیا میتواند بیش از گذشته حس مشارکت و اعتماد را به جامعه تزریق کند یا نه. اگر این اتفاق رخ دهد، حتی آرام و تدریجی، فضای سیاسی و اجتماعی کشور هم میتواند وارد مرحلهای تازه شود. مرحلهای که در آن، فاصله میان مردم و سیاست کمتر از امروز باشد.
-
14 اردیبهشت 1405فریدون جیرانی، فیلمسازِ بحران، رابطه و زن در سینمای ایران (بخش سوم) -
12 اردیبهشت 1405خانوادههای امروزی -
12 اردیبهشت 1405چگونه به خواستههای واقعی خود برسیم؟ (بخش سوم) -
12 اردیبهشت 1405صهیونیسم در آیینه تاریخ: ریشهها، گرایشها و تحولات -
12 اردیبهشت 1405سلاح خاموش قرن ۲۱ زیر دستان ایران/ برگ برندهای که هنوز رو نشده