جمعه، 24 مهر 1405

دانشمندی که شاعر شد یا شاعری که دانشمند بود؟

5 ماه قبل
بازدید: 116
کد خبر: 000160400
0
دانشمندی که شاعر شد یا شاعری که دانشمند بود؟

چه می‌شود که یک ریاضی‌دان، شاعر ماندگار هم می‌شود؟ ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم عمر خیام، یادآور سنتی در فرهنگ ایرانی است که در آن دانشمندان فقط اهل فرمول و محاسبه نبودند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایونا، ۲۸ اردیبهشت در تقویم ایران به نام حکیم عمر خیام نیشابوری ثبت شده است؛ چهره‌ای که هم ریاضی‌دان و ستاره‌شناس بود و هم شاعر رباعی‌هایی که قرن‌هاست خوانده می‌شوند. اما خیام تنها نمونه از سنتی قدیمی در فرهنگ ایرانی است؛ زمانی که مرز میان علم و ادبیات چندان پررنگ نبود و بسیاری از دانشمندان، اهل شعر و نثر ادبی هم بودند.

  اگر امروز از یک دانشمند انتظار داشته باشیم که فقط مقاله علمی بنویسد و از یک شاعر که فقط شعر بگوید، در گذشته چنین مرزی چندان معنا نداشت. در سنت فکری ایران، دانشمند بودن اغلب با ذوق ادبی همراه بود. حکیم عمر خیام یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این پیوند است؛ کسی که از یک سو در ریاضیات و نجوم به دستاوردهای مهمی رسید و در تنظیم تقویم جلالی نقش داشت، و از سوی دیگر رباعیاتی سرود که هنوز در حافظه فرهنگی ایرانیان زنده‌اند.

خیام البته استثنا نبود. پیش از او ابوریحان بیرونی را می‌بینیم؛ دانشمندی که درباره نجوم، جغرافیا و تاریخ می‌نوشت، اما زبان نوشته‌هایش آمیخته با نثری ادیبانه و دقیق بود. ابن‌سینا نیز که بیشتر با پزشکی و فلسفه شناخته می‌شود، شعر می‌سرود و حتی برخی از آثار فلسفی‌اش را به نظم درآورد. در آن دوران، تسلط بر زبان و ادبیات بخشی طبیعی از دانش به شمار می‌رفت.

علت این پیوند را می‌توان در شیوه آموزش آن زمان جست‌وجو کرد. در مدارس و حلقه‌های علمی، یادگیری صرفاً محدود به یک رشته نبود. کسی که فلسفه می‌آموخت، با منطق، ریاضیات، ادبیات و حتی موسیقی نیز آشنا می‌شد. زبان ادبی نه‌تنها وسیله بیان احساسات، بلکه ابزاری برای توضیح اندیشه‌های پیچیده هم بود. به همین دلیل بسیاری از متون علمی آن دوره، از نثری زیبا و گاه شاعرانه برخوردارند.

از سوی دیگر، شعر در فرهنگ ایرانی تنها یک هنر نبود؛ نوعی شیوه اندیشیدن به جهان به حساب می‌آمد. رباعی‌های خیام نمونه‌ای از همین نگاه‌اند؛ جایی که پرسش‌های فلسفی درباره زمان، زندگی و سرنوشت انسان در قالب چهار مصرع کوتاه بیان می‌شود. شاید به همین دلیل است که این رباعیات، با وجود گذشت قرن‌ها، هنوز برای خوانندگان امروزی آشنا و قابل لمس‌اند.

نمونه ای از رباعیات خیام:

آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

امروز با تخصصی‌تر شدن علوم، فاصله میان رشته‌ها بیشتر شده است. یک فیزیکدان ممکن است سال‌ها در حوزه‌ای بسیار محدود پژوهش کند و یک شاعر نیز در دنیای ادبیات خود بماند. با این حال، نگاه به گذشته نشان می‌دهد که روزگاری علم و ادبیات دو مسیر جداگانه نبودند؛ بلکه دو زبان متفاوت برای فهم جهان محسوب می‌شدند.

شاید به همین دلیل است که نام‌هایی مانند خیام هنوز جذابیت دارند. او فقط یک شاعر یا یک ریاضی‌دان نبود، بلکه نمادی از دورانی است که در آن دانستن و زیبا گفتن، دو روی یک سکه بودند؛ دورانی که در آن، دانشمند می‌توانست شاعر باشد و شاعر نیز اندیشمندی دقیق.

 

خبرنگار : شاکر

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar