پنج شنبه، 14 خرداد 1405

نقدی بر فیلم سینمایی «سینماشهرقصه»

2 ماه قبل
بازدید: 112
کد خبر: 000153948
0
نقدی بر فیلم سینمایی «سینماشهرقصه»

دکتر مهدی کریمی تفرشی، تهیه کننده نام آشنای سینمای ایران نوشت: «سینماشهرقصه» از آن دست آثار ایرانی است که در لایهٔ اول به‌عنوان ادای دین به تاریخ سینمای ایران ظاهر می‌شود، اما در عمق‌تر، تلاش می‌کند پیوندی میان نوستالژی، حافظهٔ جمعی و حالِ آشفتهٔ سینما برقرار کند. کارگردان در کارنامه‌اش بارها نشان داده که علاقه‌مند به شکل‌دادن فضاهایی شاعرانه، بینامتنی و آگاهانه در نسبت با تاریخ هنر ایران است. در این فیلم، این تمایل به اوج خود می‌رسد. گاهی به سود اثر، گاهی به زیانش.

«سینماشهرقصه» از آن دست آثار ایرانی است که در لایهٔ اول به‌عنوان ادای دین به تاریخ سینمای ایران ظاهر می‌شود، اما در عمق‌تر، تلاش می‌کند پیوندی میان نوستالژی، حافظهٔ جمعی و حالِ آشفتهٔ سینما برقرار کند. کارگردان در کارنامه‌اش بارها نشان داده که علاقه‌مند به شکل‌دادن فضاهایی شاعرانه، بینامتنی و آگاهانه در نسبت با تاریخ هنر ایران است. در این فیلم، این تمایل به اوج خود می‌رسد. گاهی به سود اثر، گاهی به زیانش.

داستان و جهان روایت فیلم،  روایتی خطی و کلاسیک ارائه نمی‌دهد. ساختار اپیزودیک و کلاژگونه دارد و انگار از میان صحنه‌هایی انتخاب شده که هر کدام به دوره‌ای، ژانری یا خاطره‌ای از سینمای ایران اشاره دارند. نتیجه‌ی این رویکرد، جهانی است شبیه به یک شهر خیالی، با سالن‌های متروک، شخصیت‌های نیمه‌واقعی و فضایی که دائماً بین خواب و واقعیت جابه‌جا می‌شود.

این نوع روایت کارکردی دوگانه دارد: از یک‌سو، حس سرگشتگی و فروپاشی «حافظهٔ سینمایی» را به‌خوبی منتقل می‌کند.

از سوی دیگر، انسجام دراماتیک را تضعیف می‌کند و باعث فاصله گرفتن تماشاگران غیرسینمادوست می‌شود.

از منظر کارگردانی و میزانسن، علی‌محمدی استاد چیدمان گرافیکی قاب‌هاست. میزانسن‌ها دقیق، کنترل‌شده و نزدیک به نقاشی‌های صحنه‌پردازانه هستند. نورپردازی و استفاده از رنگ به‌ویژه در لحظات ارجاعی به فیلم‌های کلاسیک ایرانی، چشم‌نواز و حساب‌شده است.

با این حال، وسواس بصری فیلم گاهی تبدیل به نوعی فرمالیسم خودشیفته می‌شود، یعنی زیبایی قاب‌ها بر کارکرد روایی غلبه می‌کند و ریتم فیلم به سمت سکون پیش می‌رود. این مشکل بیشتر در نیمهٔ دوم دیده می‌شود.

درخصوص شخصیت‌پردازی، فیلم بیش از آنکه به شخصیت‌های مستقل نیاز داشته باشد، از پرسوناهایی استفاده می‌کند که یادآور تیپ‌های محبوب سینمای ایران‌اند. این انتخاب موجب می‌شود نقش‌ها عمق واقعی نگیرند، اما در چارچوب استعاری فیلم کار می‌کنند.

بسیاری از کاراکترها شبیه سایه‌هایی از گذشته‌اند و به همین دلیل اثر بیش از آنکه در سطح عاطفی مخاطب را درگیر کند، در سطح ذهنی و تحلیلی با او ارتباط می‌گیرد.

از نظرفیلمنامه، سناریو در قالب یک سفر میان خاطرات سینمایی طراحی شده است. پر از ارجاعات مستقیم و غیرمستقیم.

از نقاط قوت فیلم می‌توان به: دیالوگ‌های آگاهانه و ارجاعی، ساختار پازل‌گونه و جذاب برای مخاطب باسواد سینما، ایجاد فضای متافیکشنال (فیلم دربارهٔ فیلم و دربارهٔ تاریخ)اشاره کرد.

و از نقاط ضعف می‌توان: موارد فقدان کشمکش قوی و خط روایی منسجم،پراکندگی تماتیک،

عدم شکل‌گیری اوج عاطفی برشمرد.

فیلم بیشتر یک جُستار سینمایی تصویری است تا یک روایت سینمایی کلاسیک.

در مورد موسیقی و طراحی صدا می‌توان گفت،

موسیقی به‌خوبی با فضای نوستالژیک فیلم هماهنگ است. ترکیبی از ملودی‌های آشنا، فضاساز و گاه حسرت‌بار. طراحی صدا در انتقال حال‌وهوای سالن‌های قدیمی و خیابان‌های فراموش‌شده موفق عمل می‌کند و کیفیتی نیمه‌رویاگونه ایجاد می‌کند.

از مهم‌ترین مضمون‌های اثر که به خاطر مخاطب سپرده می‌شود، می‌توان اینگونه بررسی نمود که سینما به‌عنوان حافظه‌ای در حال فراموش شدن، نوستالژیِ دردناک و گریزناپذیر نسبت سینمای امروز ایران با میراث گذشته می‌باشد.

فیلم، تصویری از فروپاشی تدریجی «شهر قصه»‌ی سینمای ایران است. شهری که دیگر آن شور گذشته را ندارد و انگار به موزه‌ای متروک تبدیل شده است.

بازی‌های فیلم تحت تأثیر لحن استعاری فیلم قرار گرفته‌اند، یعنی کمی تئاتری، کنترل‌شده و گاهی عمدی‌وار غیرطبیعی. بسته به انتظار مخاطب، این سبک بازی می‌تواند یا جذاب باشد یا مصنوعی.

اما هماهنگی گروه بازیگران با فضای ساختگی فیلم هوشمندانه است.

«سینماشهرقصه» فیلمی است برای مخاطب عاشق سینما، نه برای عموم.

و در انتها، فیلم یک دلنوشته تصویری، تلخ و زیبا، دربارهٔ سینمایی است که داشتیم و سینمایی که دیگر نیست.

 

خبرنگار : شاکر

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar