نقد فیلم «اشک هور»
دکتر مهدی کریمی تفرشی، تهیه کننده نام آشنای سینمای ایران نوشت: «اشک هور» فیلمی که میان سینمای جنگ، درام شخصیتمحور و جهان بومی جنوب حرکت میکند و میکوشد روایت بحران را از زاویه انسانهای عادی بازگو کند. اثری که با تکیه بر واقعگرایی، بازیهای درونی و فضاسازی دقیق، بیش از هر چیز به نمایش زخم انسانی جنگ میاندیشد.
«اشک هور» در امتداد دغدغههای سینمایی مهدی جعفری ساخته شده است؛ فیلمسازی که معمولاً میان واقعگراییِ پرقدرت، طراحی جهانهای انسانیِ ملموس و نوعی زیباشناسیِ مبتنی بر جزئیات حرکت میکند. حضور مجتبی فراورده در مقام تهیهکننده نیز باعث شده که پروژه از لحاظ پروداکشن و گسترهٔ اجرا، ابعاد بزرگتری نسبت به فیلمهای معمول اجتماعی یا جنگی داشته باشد.
این فیلم تلاش میکند مرزی میان سینمای جنگ/ضدجنگ، درام شخصیتمحور و گونهٔ «سینمای بومی جنوب» رسم کند؛ ترکیبی نهچندان ساده که موفقیت آن به وفاداری فیلم به عناصر واقعیت و باورپذیری شخصیتها بستگی دارد.
درونمایهٔ اصلی «اشک هور» بر محور مواجههٔ انسانهایی عادی با موقعیتهای بحرانی بنا شده است؛ انسانهایی که برخلاف قهرمانهای مرسوم ژانر جنگ، نه «نماد» هستند و نه نمایندهٔ طبقه یا جریان خاص، بلکه انسانهایی با ضعف، ترس، تناقض و انتخابهای سختاند.
فیلم به شکلی آگاهانه، بهجای روایت مستقیم و پرتعلیق، تمرکز خود را بر پیامدهای انسانی یک بحران میگذارد: فروپاشی و شکلگیری دوبارهٔ اعتماد، مفهوم فداکاریهای خاموش، مواجههٔ اخلاق فردی با خشونت محیطی، تعلق، مهاجرت و سرنوشت جمعی جنوب.
اینها مضامینی هستند که جعفری سابقهٔ موفقی در پرداخت آنها دارد و در «اشک هور» نیز تقریباً همان مسیر را دنبال میکند.
کارگردان بار دیگر تواناییاش در هدایت بازیگران غیرتیپیک، خلق میزانسنهای محدود اما دقیق و کنترل ریتمهای احساسی را نشان میدهد.
از نقاط قوت فیلم میتوان به چفتوبست روایی نسبتاً منسجم، تأکید بر واقعگرایی جغرافیایی، پرهیز از شعارزدگی، استفاده از سکوت، نزدیکی دوربین به چهرهها و تدوین آرام بهعنوان ابزار دراماتیک اشاره کرد.
نقطهضعف فیلم میتواند این باشد که گاهی قاببندیها آنقدر حسابشده و روتوششدهاند که حس «صحنهآرایی» پیدا میکنند و از واقعیت فاصله میگیرند.
همچنین ریتم میانی فیلم سنگینتر از حد لازم است و برخی توالیها بیش از حد مکث دارند.
بازیگران فیلم بار اصلی احساسی اثر را به دوش میکشند. رویکرد جعفری در هدایت بازیها همچون گذشته مبتنی بر «طبیعتگراییِ کنترلشده» است.
از نکات بارز و قابلتوجه فیلم، بازی نقشهای اصلی است که پر از فروخوردگی، حس گناه و تنش درونی است.
البته استفاده از بازیگران بومی جنوب نیز حس بومیّت و تداوم فضاسازی را تقویت میکند.
رابطهها بیشتر از طریق نگاهها و واکنشهای بدن ساخته شدهاند، نه دیالوگ.
اگرچه گاهی برخی بازیهای فرعی یا تکسکانسها از استاندارد کلی پایینترند و این عدم یکنواختی در لحظاتی حس میشود.
فیلمنامه احتمالاً هدفش ارائهٔ یک روایت «کمدیالوگ، پرجزئیات و مبتنی بر تجربهٔ زیستهٔ جنوب» است، اما در بعضی بخشها از انسجام تماتیک ضربه میبیند.
از نکات مورد نقد فیلم یکی گرههای روایی آن است که برخی اوقات دیر باز میشوند؛ دیگری پرسوناژهای فرعی پختهنشدهای که به حال خود رها میگردند و در نهایت فیلم در نیمهٔ اول گویی بهدنبال هویت خودش میگردد.
یکی از نقاط اوج «اشک هور» تصویربرداری آن است. فیلمبرداری مبتنی بر نور طبیعی، قابهای بسته و ترکیببندیهای دقیق به احساس واقعگرایی کمک کرده است.
اگرچه فیلم در برخی لحظات با زیادهروی در زیبایی بصری، توجه تماشاگر را از رنج و حقیقت شخصیتها به «خودِ قاب» جلب میکند.
طراحی صدا بسیار دقیق و فضاساز است. صدای باد، آب، موج، موتور قایق و خفگی سکوت جنوب تبدیل به یک لایهٔ روایی شدهاند.
موسیقی نیز بهجای حضور مستقیم، اغلب در پسزمینه و با مینیمالترین الگوها پیش میرود و در خدمت احساسات قصه است.
در انتها، «اشک هور» تلاش میکند ترکیبی از سینمای اجتماعی، سینمای جنوب و روایت جنگ و پساجنگ باشد. اگرچه همیشه به اندازهٔ جاهطلبیاش موفق نمیشود، اما اثر مهدی جعفری از نظر فضاسازی، بازیها، واقعگرایی احساسی و جهانسازی بومی جزو تجربههای قابلاعتنا و متفاوت سال ۱۴۰۳ به شمار میآید.
این فیلم بیش از آنکه بخواهد «داستانی بزرگ» بگوید، میخواهد «آسیب انسانی» را روایت کند و همین فروتنی و تمرکز بر واقعیت انسانی، نقطهٔ قوت اصلی آن است.
خبرنگار : شاکر
-
14 اردیبهشت 1405فریدون جیرانی، فیلمسازِ بحران، رابطه و زن در سینمای ایران (بخش سوم) -
12 اردیبهشت 1405خانوادههای امروزی -
12 اردیبهشت 1405چگونه به خواستههای واقعی خود برسیم؟ (بخش سوم) -
12 اردیبهشت 1405صهیونیسم در آیینه تاریخ: ریشهها، گرایشها و تحولات -
12 اردیبهشت 1405سلاح خاموش قرن ۲۱ زیر دستان ایران/ برگ برندهای که هنوز رو نشده