پنج شنبه، 05 شهریور 1405

نقد فیلم «منصور»

4 ماه قبل
بازدید: 140
کد خبر: 000159213
0
نقد فیلم «منصور»

دکتر مهدی کریمی تفرشی، تهیه کننده نام آشنای سینمای ایران نوشت: «منصور» یکی از معدود آثار سینمای ایران است که تلاش می‌کند در قالبی نیمه‌زندگی‌نامه‌ای و درام پرتنش فنی، به یک پروژه بزرگ صنعتی–هوافضایی بپردازد. موضوعی که در سینمای ایران کمتر دیده شده و همین انتخاب، فیلم را به تجربه‌ای نسبتاً تازه در ژانر خود تبدیل می‌کند.

این فیلم در ظاهر یک بیوگرافی از منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش است، اما در عمل بیشتر درباره‌ی «تلاش سخت برای ساخت یک محصول پیچیده وسط کمبودها و فشارها» است؛ یعنی یک «درام صنعتی» با محوریت مقاومت، مدیریت پروژه و ریسک‌پذیری.

از منظر ساختار روایی، نقطه قوت فیلم تمرکز بر روند است نه شعار.

فیلم برخلاف بسیاری از آثار بیوگرافیک ایرانی که به دام روایت‌های خطی و قهرمان‌سازی کلیشه‌ای می‌افتند، بیشتر بر فرآیند تمرکز می‌کند. ما شاهکارهای رزمی یا لحظات پرتعلیق سیاسی نمی‌بینیم، بلکه با پشت صحنه‌ی یک پروژه پیچیده مواجهیم که دقت و وسواس فنی را نشان می‌دهد. این انتخاب به فیلم شخصیت می‌دهد.

از نقاط ضعف فیلم می‌توان به روایت بیش از حد در نیمه اول اشاره کرد.

با اینکه انتخاب تمرکز بر پروژه قابل تحسین است، اما نیمه نخست فیلم کمی ایستا می‌شود. پیشبرد درام بیشتر مبتنی بر جلسات، مکالمات و اختلاف‌نظرهای مدیریتی است. این‌ها اگرچه واقعی و مستندگونه‌اند، اما ریتم فیلم را برای مخاطبی که انتظار کشمکش‌های احساسی یا تحول شخصیت دارد، کند می‌کنند.

اوج‌بندی مؤثر فیلم در نیمه دوم رخ می‌دهد؛ به‌خصوص مراحل آزمایش موتور، بحران‌ها و لحظات نهایی پروژه که سرانجام تنش لازم را ایجاد می‌کند. نقطه اوج فیلم درست طراحی شده و باعث می‌شود مخاطب بیش از پیش با نتیجه پروژه درگیر شود.

در شخصیت‌پردازی، منصور ستاری به عنوان قهرمانی صبور معرفی می‌شود، اما شخصیت او چندلایه نیست.

پیمان آشتیانی نقش منصور را با صلابت آرام بازی می‌کند. او یک فرمانده جدی، مقتدر و بسیار عمل‌گراست، اما فیلم کمتر به درونیات، عواطف و لایه‌های انسانی او می‌پردازد. شخصیت به‌اندازه کافی خاکستری یا پیچیده نیست و بیشتر به صورت الگویی از «رهبر مقتدر» تصویر می‌شود.

این انتخاب از نظر بیوگرافیک قابل فهم است، اما از نظر درام باعث می‌شود مخاطب به‌جای همذات‌پنداری عمیق، بیشتر شاهد عملکرد یک مدیر مسئول باشد.

شخصیت‌های مکمل فیلم، از جمله مهندسان پروژه، سیستم اداری، فرماندهان دیگر و حتی خانواده او، بیشتر نقش کارکردی دارند تا شخصیتی. به عبارت دقیق‌تر، آن‌ها محیط و موانع هستند نه انسان‌هایی با قوس شخصیتی.

این البته در ژانر «درام صنعتی» قابل توجیه است، اما همچنان جای پرداخت بیشتر را خالی می‌گذارد.

بازی آشتیانی کنترل‌شده، کم‌حرف و مبتنی بر زبان بدن است. نشانه‌هایی از اضطراب زیرپوستی، لجاجت، مسئولیت‌پذیری و خستگی را به‌خوبی منتقل می‌کند. مهم‌ترین هنر او در این است که نقش را به سمت اغراق یا شعار نمی‌برد.

بازی‌های دیگر بازیگران اغلب در سطحی خوب و قابل قبول قرار دارند. بازی‌ها یکدست‌اند، اما کسی به اندازه آشتیانی برجسته نمی‌شود. همین یکدستی اگرچه حرفه‌ای است، اما گاهی فیلم را از فرازهای دراماتیک ممکن محروم می‌کند.

کارگردانی روان پروژه از نقاط مثبت فیلم است؛ نوعی واقع‌گرایی صنعتی.

سیاوش سرمدی تلاش کرده فیلمی بسازد که روح مستند را در قالب سینمای داستانی منتقل کند. این انتخاب در صحنه‌های کارگاهی، مونتاژ موتور، جلسات فنی و حتی نمایش تجهیزات هوافضا به خوبی جواب می‌دهد.

اما کمبود تنوع بصری را نمی‌توان نادیده گرفت.

فیلم بیش از حد در فضاهای بسته و تکراری می‌گذرد؛ نظیر اتاق جلسه، کارگاه، باند تست و دفترها. این‌ها هرچند طبیعی است، اما باعث می‌شود بافت بصری اثر تنوع کافی پیدا نکند.

فیلمنامه مبتنی بر پژوهش دقیق، تسلط بر موضوع و عدم استفاده از اطلاعات عجولانه یا نادقیق بنا شده است.

فیلم سعی می‌کند احترام زیادی به روند ساخت موتور هواپیما داشته باشد. جزئیات فنی در حدی گفته می‌شود که مخاطب را درگیر کند، نه در حدی که گیج یا خسته شود.

در عین حال، کشمکش‌های انسانی عمیق چندان شکل نمی‌گیرد و قوس‌های شخصیتی معنی‌دار کمتر دیده می‌شود. اغلب تنش‌ها در قالب «مانع پروژه» بروز می‌کنند، نه «بحران انسانی».

در تصویربرداری، حرکات حساب‌شده و مینیمال، فضاهای سرد و رنگ‌های خاکی و صنعتی، حال‌وهوای واقع‌گرایانه فیلم را تقویت می‌کند.

طراحی صحنه اما واقعاً نقطه قوت فیلم است. کارگاه‌ها، تجهیزات، میزهای مهندسی و فضای نیروی هوایی باورپذیر و جزئیات‌مند هستند.

جلوه‌های بیرونی هواپیمایی در حد سینمای ایران قابل قبول‌اند، اما چند لحظه تجربه را اندکی مصنوعی جلوه می‌دهند. با این حال در مجموع قابل دفاع و حتی فراتر از استاندارد معمول سینمای ایران هستند.

موسیقی فیلم حداقلی و کنترل‌شده است. آهنگ‌ها بیش از حد احساسات را گل‌درشت نمی‌کنند و تلاش می‌کنند تنشی زیرپوستی ایجاد کنند. در برخی لحظات نبود موسیقی شاید بهترین تصمیم بوده است، اما گاهی هم فیلم بیش از حد خنثی به نظر می‌رسد.

در نگاه کلی، تمرکز فیلم بر «ساختن» است؛ بر ارزش تلاش، دانش، تیم‌سازی و مقاومت در برابر بوروکراسی. اما چون در روایت به روابط انسانی و لایه‌های روانی کمتر پرداخته می‌شود، پیام فیلم بیشتر ذهنی–فکری می‌ماند و کمتر احساسی.

در انتها، «منصور» فیلمی است دقیق، پژوهش‌محور، محترمانه، کم‌اغراق و متفاوت از سینمای مرسوم ایران.

اما در عین حال فیلمی است سنگین، کند در نیمه اول، کم‌تنوع در روایت و فاقد شخصیت‌پردازی احساسی پررنگ.

به طور کلی، اگر مخاطب علاقه‌مند به موضوعات صنعتی، زندگی‌نامه‌ای و پشت‌صحنه پروژه‌های بزرگ باشد، «منصور» یکی از بهترین نمونه‌های ایرانی است. اما اگر به دنبال یک درام سینمایی پرتنش با روابط انسانی پیچیده باشد، فیلم ممکن است برایش کم‌رمق به نظر برسد.

خبرنگار : شاکر

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar