نقد فیلم «پیشمرگ»
دکتر مهدی کریمی تفرشی، تهیه کننده نام آشنای سینمای ایران نوشت: «پیشمرگ» از آن دست فیلمهایی است که تلاش میکند یک موقعیت انسانی و اخلاقی را در بستر یک داستان نسبتاً ملتهب تصویر کند.
علی غفاری در اغلب آثارش میل به روایتگری کلاسیک و استفاده از درامهای مبتنی بر موقعیت دارد. در این فیلم نیز همین الگو دیده میشود: داستانی که حول محور فداکاری، تردید، ترس، مسئولیتپذیری و در نهایت انتخاب اخلاقی پیش میرود.
غفاری در «پیشمرگ» تلاش میکند روایتی روان و قابلپیگیری ارائه دهد. ساختار فیلمنامه بر اساس یک بحران تدریجی بنا شده است، بحرانی که شخصیت اصلی را در تنگنای اخلاقی و احساسی قرار میدهد. در این زمینه چند نکته قابل توجه است.
از نقاط قوت فیلم، خط اصلی داستان است که بسیار قابلفهم و منسجم است. مخاطب بهخوبی میداند شخصیتها چه میخواهند و چرا دچار تعارضاند.
تنشها بهصورت گامبهگام ساخته میشوند. تصمیمها پیامد دارند و این به روایت عمق میدهد.
فیلم بهخوبی مفهوم «فداکاری» را نه بهعنوان یک شعار، بلکه بهعنوان یک بحران فردی مطرح میکند.
نقاط ضعف
و نقطه ضعف فیلم گویا در بخش فیلمنامه آن است که در برخی نقاط دچار توضیحگویی است. بهجای نمایش، دیالوگها بار انتقال اطلاعات را بر دوش میکشند.
درام فرعی شخصیتها بهخوبی پرداخت نشده است. برخی روابط بهجای آن که طبیعی پیش بروند، صرفاً برای پیشبرد روایت استفاده شدهاند.
ریتم میانی کمی افت میکند. بخشی از نیمه دوم فیلم تحت تأثیر تکرار موقعیتها کند میشود.
در خصوص روایت و شخصیتپردازی، شخصیتها عمدتاً تیپیک اما دارای لایههای انسانی هستند.
شخصیت اصلی از ابتدا تا پایان یک مسیر روشن دارد. تردید، ترس، تقابل درونی و نهایتاً انتخاب او مخاطب را با خود همراه میکند.
شخصیتهای مکمل در حد استانداردهای سینمای ایران پرداخت شدهاند و روابط انسانی میان آنها شکل میگیرد.
از سوی دیگر، قطعیت بیش از حد برخی رفتارها باعث میشود گاهی از پیچیدگی انسانی فاصله بگیرند.
پیشینهٔ شخصیتها بیشتر در سطح ایده باقی میماند و در روایت عمیق نمیشود.
از منظر کارگردانی، غفاری در این فیلم تلاش کرده است میان واقعگرایی و درامپردازی متعادل بماند.
کارگردانی بازیگرمحور است و تمرکز اصلی روی انتقال احساسات و واکنشهاست.
استفاده از لوکیشنهای محدود و کاربردی باعث شده تمرکز روی فضای تنشزا حفظ شود.
قاببندیها عمدتاً حسابشده و خدمتگزار دراماند.
اما برخی نماها بیش از اندازه تلخ و بیروح میشوند و هارمونی تصویری از دست میرود.
ریتم بصری یکدست نیست. در جاهایی کند و ایستا و در جاهایی سریع میشود بیآنکه الزاماً دلیل دراماتیک قوی داشته باشد.
بازیها یکی از نقاط قوت فیلماند.
بازیگر شخصیت اصلی انرژی، تردید و کشمکش درونی را بهخوبی منتقل میکند.
بازیگران مکمل نیز عموماً باورپذیر و در خدمت فضای فیلماند.
تنها ضعف قابل اشاره این است که در برخی صحنهها، احساسات به شکل اغراقآمیز منتقل میشود، در حالیکه موقعیت میتوانست با سکوت یا جزئیات فیزیکی اثرگذارتر باشد.
موسیقی فیلم اگرچه اندک و اقتصادی است، اما اغلب در لحظات درست استفاده میشود.
طراحی صدا نیز تلاش کرده حس نزدیکی و واقعگرایی ایجاد کند.
با این حال، نبود تم موسیقایی ماندگار باعث میشود اثر از نظر هویت صوتی چندان برجسته نباشد.
بهطور کلی «پیشمرگ» درباره چند ایدهٔ کلیدی است: مسئولیت اخلاقی، فداکاری، هزینهٔ انتخاب، تقابل میان امنیت فردی و وظیفهٔ انسانی.
فیلم این مفاهیم را نه در قالب شعار، بلکه از طریق بحرانهای شخصیت به تصویر میکشد. از بهترین تصمیمهای روایی فیلم همین تبدیل مفهوم «پیشمرگ شدن» از یک کلیت حماسی به یک ماجرای انسانی، واقعی و پرتنش است.
در انتها میتوان اینگونه فیلم را بررسی کرد: «پیشمرگ» فیلمی است که بهواسطهٔ کارگردانی کنترلشده، بازیهای خوب و درامی نسبتاً منسجم میتواند بخشی از مخاطبان سینمای اجتماعی ـ دراماتیک را راضی کند. البته ضعفهایی مانند پرداخت کمعمق برخی شخصیتها، توضیحگویی فیلمنامه و ریتم ناپایدار در میانهٔ مسیر، باعث شده اثر بهجای یک فیلم ممتاز، به یک فیلم «قابل دفاع» تبدیل شود.
با این وجود، تلاش فیلم برای بازنمایی فداکاری و انتخابهای انسانی بدون افتادن در دام شعارزدگی قابل تحسین است.
-
14 اردیبهشت 1405فریدون جیرانی، فیلمسازِ بحران، رابطه و زن در سینمای ایران (بخش سوم) -
12 اردیبهشت 1405خانوادههای امروزی -
12 اردیبهشت 1405چگونه به خواستههای واقعی خود برسیم؟ (بخش سوم) -
12 اردیبهشت 1405صهیونیسم در آیینه تاریخ: ریشهها، گرایشها و تحولات -
12 اردیبهشت 1405سلاح خاموش قرن ۲۱ زیر دستان ایران/ برگ برندهای که هنوز رو نشده