پنج شنبه، 14 خرداد 1405

هلال احمر؛ روایت نجات در دل آتش

1 ماه قبل
بازدید: 114
کد خبر: 000156944
0
هلال احمر؛ روایت نجات در دل آتش

دکتر مهدی کریمی تفرشی، صاحب امتیاز و مدیر مسئول پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز (ایونا) نوشت: در میانه روزهایی که آسمان ایران سنگین از دود و التهاب است و زمین، بارِ اضطراب مردمی را به دوش می‌کشد که هر لحظه در انتظار خبری تازه‌اند، روایت دیگری هم در جریان است؛ روایتی که در هیاهوی تحلیل‌ها و اخبار، آرام و پیوسته پیش می‌رود. روایت انسان‌هایی که به‌جای پناه گرفتن، به دل خطر می‌زنند. نیروهای هلال احمر، در همین نقطه ایستاده‌اند؛ جایی میان مرگ و زندگی، میان فروپاشی و امید.

وقتی نخستین موج حملات، شهرها را لرزاند و آوار، بر سر خانه‌ها فروریخت، بسیاری از نگاه‌ها به سمت پناهگاه‌ها رفت. اما گروهی دیگر، مسیر معکوس را انتخاب کردند. خودروهای امدادی، با آژیرهایی که بیشتر شبیه فریاد مسئولیت بود تا هشدار، در دل خیابان‌هایی حرکت کردند که هنوز از غبار انفجار پاک نشده بود. هر پیچ، هر کوچه، می‌توانست آخرین مسیر باشد؛ با این حال، تردیدی در گام‌هایشان دیده نمی‌شد.

در دل آن تاریکی‌ها، صحنه‌هایی شکل گرفت که واژه‌ها از توصیفش عقب می‌مانند. دستی که از زیر آوار بیرون مانده و امدادگری که با تمام توان، خاک و سنگ را کنار می‌زند. چشمی که در میان گردوغبار باز می‌شود و اولین تصویری که می‌بیند، چهره‌ای خسته اما مصمم است. این لحظه‌ها، نقطه تلاقی امید و فداکاری‌اند؛ جایی که زندگی، بار دیگر خودش را به جهان تحمیل می‌کند.

حماسه همیشه با صدای بلند روایت نمی‌شود. گاهی در سکوتی عمیق شکل می‌گیرد؛ در نفس‌های بریده یک امدادگر که پس از ساعت‌ها تلاش، هنوز میدان را ترک نکرده است. در دستانی که از سرما و خستگی می‌لرزند اما رها نمی‌کنند. در تصمیمی که هر بار تکرار می‌شود: «باید برگردم، هنوز کسی زیر آوار است.»

در این روزها، مرز میان وظیفه و ایثار، باریک‌تر از همیشه شده است. بسیاری از این نیروها، خودشان خانواده دارند، خانه دارند، دل‌بستگی دارند. اما وقتی زمان انتخاب فرا می‌رسد، راهی را برمی‌گزینند که کمترین شباهتی به آسایش دارد. آن‌ها از دل زندگی عادی برمی‌خیزند و به قلب بحران قدم می‌گذارند؛ بی‌هیچ ادعایی، بی‌آن‌که چشم‌داشتی به دیده شدن داشته باشند.

در میان آتش و ویرانی، آن‌چه باقی می‌ماند، همین لحظه‌های انسانی است. لحظه‌ای که دستی، دست دیگر را می‌گیرد. لحظه‌ای که کسی برای نجات دیگری، از خودش عبور می‌کند. این‌ها همان رشته‌های ناپیدایی‌اند که جامعه را از فروپاشی کامل بازمی‌دارند. هلال احمر، در این میان، تنها یک نهاد نیست؛ تجلی همین پیوندهاست، تجلی همان حس عمیقی که انسان را به انسان گره می‌زند.

شاید سال‌ها بعد، وقتی گردوغبار این روزها فرو بنشیند و روایت‌ها شکل بگیرند، نام بسیاری از این آدم‌ها جایی ثبت نشود. اما حقیقتی که در دل این روزها جریان داشته، فراموش نخواهد شد. حقیقتی که می‌گوید در سخت‌ترین لحظات، هنوز کسانی بودند که ایستادند، که رفتند، که نجات دادند.

این حماسه، از جنس صداهای بلند نیست؛ از جنس ماندن است. از جنس رفتن به جایی که دیگران بازمی‌گردند. از جنس نوری که در دل تاریکی روشن می‌شود و راه را نشان می‌دهد. نیروهای هلال احمر، در این روزهای تلخ، همان نورند؛ نوری که خاموش نمی‌شود، حتی وقتی همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود.

 

خبرنگار : شاکر

نظر شما
    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
© کلیه حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری نگاه ایرانیان نیوز محفوظ است.
website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar